فتح 36=آنالیز ریاضی قران

 

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم
 

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎
Image result for ‫سیاه چاله ها‬‎



 
سیاه چاله ای که قران به آن اشاره نموده است از عجایب خلقت است
  سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی در قرآن
قرآن كريم در مورد سياه چاله ها مشخصاتي را بيان مي كند.
اين مشخصات عبارتند از : 1) آن ها ستارگاني در حال حرکت هستند. (همان گونه كه علم مي گويد)2) آن ها پنهان هستند. (همان گونه كه علم مي گويد نور نيز نمي تواند از آن ها عبور كند)3) آن ها ستارگاني جارو کننده هستند. (همه چيز را مي بلعند)ابتدا آياتي از قرآن كريم را بررسي مي كنيم و بعد از ديد علمي به اثبات آن مي پردازيم
 
 فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ
در آن هنگام که ستاره محو و تاریک شود
 فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ*الْجَوَارِ الْکُنَّس* وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ
 رَسُولٍ کَرِیمٍ
به راستي سوگند به اختران باز آينده نمي خورم (15)آن روندگان نهان شونده (16)و قسم به شب چون تاريك شود، (17) و به صبح چون بدمد(18) كه اين (قرآن) كلام فرستاده اي است بزرگوار(جبرئيل)(19)
 
به خوبي امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول مي شوند تا آنکه بميرند. يکي از انواع مرگ ستارگان، تبديل شدن به سياه چاله است.
خداوند در قرآن مي فرمايند( قصص 88 ):
  وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ
 با خداوند، معبود ديگري را نخوانيد.خدايي نيست جز او، هرچيزي نابود مي شود مگر ذات او.فرمان مخصوص اوست، به سوي او بازگردانده مي شويد. قصص88  
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ هر چه بر [زمين] است فانى‏شونده است و ذات باشكوه و ارجمندپروردگارت باقى خواهد ماند
در طول دوره زندگي ستارگان، موجوديت خود را تغيير مي دهند. اين تغيير ميليون ها سال طول مي کشد. يکي از آن ها تبديل شدن به سياه چاله است که چهره اي ترسناک دارد. تاریخ شیمیایی جهان نشان می‌دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده‌اند بسیار بزرگ بوده‌اند و انتظار می‌رود به سیاهچاله‌ها تبدیل شوند. با قطعیت نمی‌توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به سیاهچاله‌ها مبدل می‌شوند. دانشمندان نشان داده‌اند که ستارگان نامتقارنستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می‌شوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استیون هاوکینگ، راجر بن روز و روبرت چراک، عدم تقارنشکلی کوچک، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند دا
   
 
         
   بیش از 750 آیه در قرآن مجید وجود دارد که به مسایل فیزیک می‌پردازد ولی باید دانست که قرآن کتاب فیزیک، شیمی، زیست و ریاضی نیست، بلکه تنها کتاب هدایت‌گر برای بشریت است که برای تقویت باورهایی ایمانی و اعتقادی بشر برخی از حقایق هستی را بیان کرده است. استاد برجسته ریاضیات جهان که در سالهای 2002 تا 2005 فعال ترین استاد جهان در رشته ریاضی شناخته شده است ,علت مسلمان شدن خود را معجزه قرآن دانست وگفت: مدتها در حل یک مسئله مهم ریاضی ناتوان شده بودم که عصری در عالم خواب وبیداری مردی با لباس عرب وچهره ای گندم گون به خوابم آمد وبه من گفت :حل مسئله تو در قرآن است , سه روز آن را در سینه بگیر تا مسئله ات حل شود . من نیز چنین کردم وبعد از سه روز جواب مسئله را یافتم .وبعد از این اتفاق دو سال درباره قرآن ودین اسلام تحقیق ومطالعه کردم ونتیجه گرفتم که شاید منظور آن شخص گرفتن معارف قرآن در سینه بوده است نه جلد آن.    و فهمیدم قرآنی که با گرفتن جلد آن در سینه این اتفاقات می افتد اگر معارف آن را در سینه بگیریم چه اتفاقات بزرگی خواهد افتاد وقرآن می تواند منشا بسیاری از اتفاقات بزرگ وسرنوشت سازی باشد که سعادت و رستگاری بشر را تضمین می کند و به همین دلیل تصمیم گرفتم که مسلمان شوم و حاضرم با تمام قوا همه تکالیف اسلام را به طور کامل انجام دهم چون قرآن حق است پس همه تکالیفی هم که برگرفته از قرآن باشند نیز حتما حق است.   شایان ذکر است این پروفسور بزرگ جهان هم اکنون 47 سال دارد وتا قبل از این به هیچ مذهبی اعتقاد نداشته ولی اکنون شیعه شده است اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم      اعداد مثلثی

  اعدادمربعی
 
اعداد مخمسی

اعداد مسدسی  

          کلمه بهشت (77) بار و کلمه جهنم نیز (77) بار تکرار شده است.           کلمه دنیا (115) بار و کلمه آخرت نیز (115) بار تکرار شده است.           کلمه گیاه (26) بار و کلمه درخت نیز(26) بار تکرار شده است.           کلمه تابستان گرم (5) بار و کلمه زمستان سرد نیز (5) بار تکرار شده است.           کلمه مجازات (117) بار و کلمه آمرزش نیز(117 * 2 ) بار تکرار شده است.           کلمه آسمان (7) بار و کلمه ساخت آسمان  نیز (7) بار تکرار شده است.           کلمه زکات (32) بار و کلمه برکت  نیز (32) بار تکرار شده است.           کلمه شراب (6) بار و کلمه مستی  نیز (6) بار تکرار شده است.           کلمه رحمت (72) بار و کلمه هدایت  نیز (72) بار تکرار شده است.           کلمه فقر (13) بار و کلمه ثروت  نیز (13) بار تکرار شده است.           کلمه بگو (332) بار و کلمه گفتند  نیز (332) بار تکرار شده است.           کلمه الرحمن ( 57 ) بار و کلمه الرحیم ( 114 ) بار تکرار شده است.           کلمه الفجار (3) بار و کلمه الابرار (6) بار تکرار شده است.           کلمه سختی (12 ) بار و کلمه اسانی (36) بار تکرار شده است.           کلمه ابلیس (11) بار و کلمه استعاذه با لله (11) بار تکرار شده است.           کلمه المصیبت (75) بار و کلمه الشکر (75) بار تکرار شده است.           کلمه الجهر (16) بار و کلمه العلانیه (16) بار تکرار شده است.           کلمه الشده (102) بار و کلمه الصبر (102) بار تکرار شده است.           کلمه المحبه (83) بار و کلمه الطاعه (83) بار تکرار شده است.           کلمه سجده (34) بار تکرار شده است وما در نماز های یومیه (34) بار سجده می کنیم. آنالیز ریاضی در قرآن کى از بزرگترين معجزات (سوره مدثر - آیه۳۵)پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچکترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.جمع کل تعداد تکرار کلمه "الله" در قرآن ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲×19. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "الله" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=6217×19).عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سسيتم رياضى قرآن است.اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نظر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلکه بسيار گستره، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.حقايق سادهمانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشکل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياج ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله الرحمن الرحیم ، شامل ۱۹ حرف است.۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود............................... 6×19۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................334×19.[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است کهميشود 6346 =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که 6+4+3+6 ميشود...........۱۹ .۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = .................................. 6×19 .۵. از غيبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (27+26......12+11+10+9) = ۳۴۲ يا ............18×19.۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =..................................18×19.۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد(علق) (5-96:1) شامل ...........۱۹ کلمه است.۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................4×19۱۰. سوره ۹۶ (علق) که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............نوزدهمین آیه است.۱۲. سوره ۹۶(علق) شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............16×19۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(النصرسوره ۱۱۰) (به ترتیب نزول) شامل................۱۹ کلمه است.۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (110:1) شامل ........۱۹ حرف است.۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م ) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا .........3×19۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:۸۲۲= ۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا 44×19.۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................38×19.۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.19) ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است:100000-50000-3000-2000-1000-300-200-100-99-80-70-60-50-40-30-20-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......8534×19.اين خلاصه فشرده اى بود از معجزات ساده.انشاء رياضىقرآن پديده خاص و بى نظيرى در بر دارد که هرگز در کتاب ديگرى يافت نميشود. ۲۹ سوره با ۱۴ مجموعه مختلف به اسم "پارافهاى قرآنى" (امضاء مخفف قرآنى ) آغاز ميشوند که هر کدام شامل يک تا پنج حرف هستند. ۱۴ حرف، يعنى نصف حروف الفباء عربى، در اين مجموعه ها بکار رفته است. اهميت پارافهاى قرآنى از طريق الهى به مدت ۱۴ قرن حفظ شده بود و پنهان مانده بود. قرآن در آيات ۱۰:۲۰ و۶و۲۵:۴ درباره معجزه خود، یعنى اثبات نويسندگى الهى، ميگويد که مقدر شده بود تا براى زمانى تعيين شده از قبل، پنهان بماند:آنها گويند، "چرا معجزه اى از طرف پروردگارش بر او نيامد "غیب از آن خدا است، پس منتظر باشيد، و من هم با شما منتظر هستم." [۱۰:۲۰]کسانى که کافر شدند گفتند، "اين دروغى است که او با کمک مردم ديگر جعل کرد. " آنها کفر گفته اند و دروغ. ديگران گفتند، "افسانه هاى قديمى است که او نوشته است؛ براى او شبانه روز ديکته شده." بگو، اين از طرف کسى فرستاده شده است که راز آسمانها و زمين را ميداند. او عفو کنده است؛ مهربانترين. [۶و۲۵:۴]حروف مقطعهحروف مقطعه قسمت مهمى از معجزه رياضى قرآن را بر پايه عدد ۱۹، تشکيل ميدهند.حروف مقطعه حروفي هستند كه در اوايل 29 سوره قرآن آمده است و تعداد آن حروف 14 است.مانند: الم – الر – عسق و ... اين حروف عبارتند از : ( ا – ل – م – ص – ر – ك – ح – ي – ع – ط – س – ه – ق – ن )اما نكته اي كه جالب است اين است كه دقيقا تعداد 114 آیه در كل قرآن يافت ميشود كه كل 14 حرف مقطعه در آنان موجود است!!!!!
 

.همچنين ميدانيم كه 19 × 6 = 114 ليست آن 114 آیه به شرح زير است:=================================[2:19][2:61][2:140][2:187][2:213][2:217][2:220][2:228][2:237][2:260][2:275][2:282][2:285][2:286][3:93][3:120][3:154][4:4][4:34][4:43][4:46][4:47][4:69][4:90][4:92][4:102][4:129][5:2][5:3][5:5][5:6][5:13][5:33][5:53][5:75][5:89][5:95][5:96][5:110][6:71][6:119][6:139][6:151][6:152][7:131][7:160][7:168][8:1][9:29][9:34][9:42][9:71][9:121][10:4][10:24][10:27][10:93][11:81][11:88][12:9][12:36][12:51][12:80][12:101][13:4][13:31][13:41][14:22][16:76][17:33][18:18][18:28][18:45][18:63][20:71][20:130][20:132][20:135][22:11][22:19][22:54][23:27][24:31][24:41][24:56][24:58][24:61][26:49][27:59][28:10][28:19][28:23][28:38][28:82][30:48][33:71][35:11][38:22][38:24][39:6][40:64][40:78][42:52][46:30][47:15][47:32][48:29][49:7][57:25][58:4][61:14][65:1][72:28][73:20]=================================
 

شما خود ميتوانيد با رجوع به قرآن عربي آن را چك كنيد. به طور مثال آیه 2:19 شامل كليه حروف مقطعه است .[2:19] أو كصيب من السماء فيه ظلمت ورعد وبرق يجعلون أصبعهم في ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محيط بالكفرينجالبتر اين است كه 114 تعداد سوره هاي قرآن هم هست و اين خود نظم فوق بشري توزيع اين حروف را نشان ميدهد.اين نميتواند تصادفي باشد زيرا كه 114 معرف 114 سوره است.اولين آیه قرآن بسم الله است. اين جمله 19 حرف است و از 10 حرف بدون تكرار تشكيل شده است.حروف بسم الله عبارتند از : ب – س – م – ا – ل – ه – ر – ح – ن – يهمانطور كه ميدانيم كل قرآن از 114 سوره تشكيل شده است كه 112 بسم الله آن شماره گذاري نشده است و دو بسم الله آن شماره گذاري شده است بسم الله سوره 1 و بسم الله در آیه (27:30). پس در كل 114 سوره 112 بسم الله وجود دارد كه شماره براي آن تعيين نشده است. همانطور كه ميدانيم در كل قرآن 114 آیه وجود دارد كه كل حروف مقطعه در آن موجود است. جالب است كه بدانيم در اين 114 آیه در تعداد 112 آیه آن كل حروف بسم الله هم موجود است. و اين خود نظم رياضي عجيبي را بيان ميدارد. كه اين 114 آیه خود شكل منظمي از كل قرآن را رسم ميكند.آن دو آیه از 114 آیه كه شامل كليه حروف بسم الله نيست آيات 2:220 و 24:56 است.خداي يكتا را سپاس براي كتاب مافوق بشريي كه براي ما فرستاده است. سوالي كه پيش ميايد اين است :اگر قرآن داراي نظم خاصي نيست پس چرا 114 آیه وجود دارد كه تمام 14 حرف مقطعه در آنان موجود است؟عده اي براي مقابله با 19 اعلام داشتند كه آيات قرآن بعدا شماره گذاري شدند و از قبل شماره نداشتند و لذا معجزه 19 الكي است!در جواب بايد گفت كه آيات قرآن شماره داشته است و به دستور خود پيامبر شمار گذاري شده است و در ضمن هيچ عقل سالمي رابطه هاي فوق را تصادفي نميداند.حالا ما ميخواهيم ثابت كنيم كه حرف مقطعه "ن" در سوره 68 بايد به صورت "نون" نوشته شود و در اصل در نسخه اصلي قرآن هم اينجوري نوشته شده بود. براي درك بيشتر از معجزه رياضي قرآن بايد بدانيم كه قرآن بوسيله خود پيامبر محمد نوشته شد در كنار آن همزمان توسط كاتباني ديگر هم نوشته ميشد كتاب آن وقت مثل كتاب امروزي نبود كه كوچك و جمع وجور باشد.در حقيقت جمع آوري قرآن به معناي نوشتن قرآن بر روي كاغذ از حافظه حافظان نبود بلكه قرآن از همان اول نوشته شده بود . چيزي كه مشكل را بوجود آورده بود اين بود كه تعداد زيادي از حافظان به مناطقي ديگر رفته بودند و داشتند قرآن را با خط خود مينوشتند و اين خود با نسخه اصلي قرآن مطابقت نداشت زيرا در واقع خود رسم الخط قرآن هم از طرف خداست.مثلا بعضي از حافظان كلمه انسان را بدون الف (الانسن) و بعضي با الف (الانسان) مينوشتند. كميته جمع آوري قرآن به همين خاطر بود كه نسخه اي رسمي از خود نسخه پيامبر به تصويب برساند و جايگزين نسخه هاي غير اصلي كند و ديگر قرآنهايي كه زير نظر خود پيامبر نوشته نشده است نابود شود. تعداد اختلافاتي هم كه در طول تاريخ در مورد قرآن برجاي مانده است دليل آن اين است كه بعضي از كاتبين با رسم الخط خود آن را مينوشتند. قرآنهايي كه در كميته جمع آوري قرآن تاييد شد قرآني بود كه از روي نسخه اصلي كه پيامبر با خط خود آن را نوشته بود نسخه برداري شده بودند. تعداد زيادي از رسم الخطهاي ديگر كه ساير حافظان با رسم الخط خود نوشتند نابود شدند اما تعداد كمي از آنان هنوز هم باقيست در آنزمان آنان نميدانستند كه رسم الخط قرآن هم معجزه است.نسخه اصلي كه در دست ماست و نسخه اصلي قرآن است كه از روي نسخه نوشته شده پيامبر تهيه شده است. البته نسخه اصلي كه توسط خود پيامبر نوشته شد در سال 684 ميلادي توسط خليفه مروان بن حكم نابود شد زيرا كه 19 سال بعد از مرگ پيامبر محمد در كميته جمع قرآن دو آیه به آخر سوره توبه اضافه شد كه باعث اختلافات زيادي شد زيرا نسخه پيامبر شامل اين دو آیه نبود .مثلا در نسخه خود پيامبر حرف مقطعه در آیه 68:1 به صورت "نون" نوشته شده بود كه جمع آورندگان قرآن فكر كردند كه منظور همان حرف "ن" است به همين دليل آن را به "ن" تغيير دادند و اين خود به نوعي تحريف در قرآن به حساب ميايد. اما در قرن 19 با معجزه 19 آن انحرافات پيدا شد و دوباره قرآن مثل نسخه اوليه شد.در اصل آیه 68:1 بايد به صورت زير نوشته ميشد :[68:1] نون والقلم وما يسطروناما كاتبين قرآن فكر كردند كه حرف مقطعه نون هم مثل حروف مقطعه ديگر يك حرف است و فكر كردند پيامبر در اين مورد سهوا اشتباه كرده است به همين خاطر آن را از صورت "نون" به حالت تكحرفي "ن" تبديل كردند.حالا ما چندين رابطه و معجزه قرآن در اين مورد را ارائه ميدهيم كه جديدا پيدا شده است. خداي مهربان طراحي زيبايي را در استفاده نون به كار برده است كه در زير به چند مورد آن اشاره ميكنيم شايد از خواندن مطالب زير كاملا تعجب كنيد.1- جالب است بدانيم كه تعداد اين حرف در كل سوره 68 به تعداد 133 است.همانطور كه ميدانيم 133 خود مضربي از 19 است.19 × 7 = 133با كمال تعجب دقيقا به تعداد 133 آیه در كل قرآن وجود دارد كه با عبارت "نون" ختم ميابند.مثل آيات زير :[2:4]والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك وبالءاخرة هم يوقنون[81:22]وما صاحبكم بمجنون[68:3]وان لك لاجرا غير ممنون[52:39]ام له البنت ولكم البنونليست آن 133 آیه در زير ذكر شده است:========================[2:4][2:6][2:38][2:62][2:77][2:78][2:88][2:100][2:112][2:118][2:159][2:262][2:274][2:277][3:122][3:160][3:170][5:11][5:50][5:69][5:88][6:12][6:20][6:48][6:99][6:109][6:125][6:154][7:27][7:35][7:49][7:52][7:75][7:156][7:185][7:188][7:203][8:55][9:51][10:33][10:62][10:96][10:101][11:17][12:48][12:111][13:1][13:2][14:11][15:6][15:26][15:28][15:33][16:19][16:64][16:79][16:128][19:39][21:6][21:30][23:1][23:44][23:58][26:27][26:88][27:3][27:25][27:47][27:74][27:82][27:86][27:89][28:3][28:52][28:69][29:2][29:24][29:51][30:4][30:37][30:60][31:4][32:12][32:24][34:37][34:41][36:7][36:10][36:76][37:36][37:49][37:53][37:149][39:52][39:61][40:59][41:8][43:68][43:88][44:12][44:14][45:4][45:6][45:20][45:24][46:13][51:13][51:39][51:52][52:24][52:29][52:30][52:33][52:36][52:39][56:23][56:58][56:78][56:81][58:10][60:11][64:13][68:2][68:3][68:9][68:18][68:51][69:41][77:50][81:22][84:20][84:25][95:6]========================
 

 
(الله در قران فرموده که این دانشی که بشر در اختیار دارد ( که بالاترین آن هم ریاضی است) فقط اندکی از دانش است و تصویر بالا از کهکشان شاهد این مدعای قران است
2- شايد باز هم تعجب كنيد كه نكته زير هم صدق ميكند.دقيقا به تعداد 133 آیه وجود دارد كه در آن حداقل دو تا حرف "ن" پشت سر هم در يك كلمه آمده است. جالبتر اينجاست كه 133 تعداد حرف مقطعه "ن" در سوره 68 هم هست.!!!!مثل آيات زير:[10:103] ثم ننجي رسلنا والذين ءامنوا كذلك حقا علينا ننج المؤمنين[6:77]فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونن من القوم الضالين[74:6] ولا تمنن تستكثرآن 133 آیه در ليست زير ذكر شده است:======================[2:106],[2:139],[2:147],[2:235],[2:259],[3:16],[3:64],[3:81],[3:137],[3:187][3:193],[4:26],[4:103],[4:159],[5:25],[5:111],[6:14],[6:19],[6:35],[6:53][6:63],[6:77],[6:109],[6:111],[6:114],[6:161],[7:23],[7:27],[7:51],[7:71][7:87],[7:89],[7:134],[7:149],[7:150],[7:189],[9:75],[10:14],[10:22],[10:23][10:29],[10:92],[10:94],[10:95],[10:103],[10:105],[11:2],[11:37],[11:62],[11:63][12:13],[12:32],[12:33],[12:35],[12:66],[13:41],[14:9],[14:14],[15:8],[15:21][15:39],[15:70],[16:81],[16:92],[17:82],[18:94],[18:103],[19:38],[19:69],[19:72][20:14],[20:37],[20:45],[20:46],[20:58],[20:97],[21:43],[21:44],[21:90],[23:27][24:55],[26:4],[26:116],[26:167],[27:27],[27:36],[27:41],[28:86],[28:87],[29:32][31:23],[34:26],[34:33],[35:42],[36:68],[37:28],[37:114],[38:8],[38:22],[38:39][39:65],[40:41],[40:42],[40:43],[40:51],[41:5],[41:22],[41:23],[41:33],[41:50][42:15],[43:26],[43:49],[45:34],[46:17],[48:12],[48:15],[52:48],[54:14],[54:25][56:61],[59:2],[59:10],[59:11],[60:4],[61:5],[64:6],[69:20],[72:5],[72:7][72:12],[74:6],[89:16]======================3-
 

حالا بيايد مواردي را در نظر بگيريم كه در آن دو تا نون پشت سر هم آمده است و يا اينكه دو تا نون با فاصله در كنار هم آمده باشند. در اينحالت دقيقا 361 مورد يافت ميشود. شايد تعجب كنيد كه :19 × 19 = 361مثل كلمات ننجي و ننج در آیه 10:103و يا مثل كلمات لن نؤمن و من نعمة در آيات 2:55 و 92:19[2:55]واذ قلتم يموسى لن نؤمن لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصعقة وانتم تنظرون[10:103] ثم ننجي رسلنا والذين ءامنوا كذلك حقا علينا ننج المومنين[92:19] وما لأحد عنده من نعمة تجزى4- حالا بياييد تعداد آيات قرآني را كه داراي عبارت "نون" هستند را شمارش كنيم. مثل آیه 8:2 :[8:2] انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم واذا تليت عليهم ءايته زادتهم ايمنا وعلى ربهم يتوكلونجالب است كه در اين حالت دقيقا به تعداد 228 آیه وجود دارد و ميدانيم كه 19 × 12 = 228 است.ليست آن 228 آیه :======================================[2:3], [2:4], [2:6], [2:38], [2:46], [2:62], [2:77], [2:78], [2:85], [2:88],[2:100], [2:112], [2:118], [2:121], [2:159], [2:187], [2:249], [2:262],[2:274], [2:277], [2:285], [3:28], [3:110], [3:114], [3:119], [3:122],[3:143], [3:154], [3:160], [3:170], [4:38], [4:46], [4:51], [4:59], [4:65],[4:89], [4:107], [4:155], [4:162], [5:11], [5:50], [5:69], [5:81],[5:88], [6:12], [6:20], [6:48], [6:54], [6:92], [6:99], [6:109], [6:113],[6:125], [6:150], [6:154], [7:27], [7:35], [7:49], [7:52], [7:75], [7:156],[7:185], [7:188], [7:203], [8:2], [8:4], [8:55], [8:74], [9:29],[9:44], [9:45], [9:51], [9:71], [9:93], [9:105], [9:122], [9:126],][10:33], [10:62], [10:96], [10:101], [11:5], [11:17], [11:121], [12:37],[12:48], [12:111], [13:1], [13:2], [13:4], [14:11], [14:21], [15:6],[15:13], [15:26], [15:28], [15:33], [16:19], [16:22], [16:23],[16:60], [16:64], [16:72], [16:79], [16:104], [16:105], [16:128],[17:10], [17:45], [17:52], [17:73], [18:46], [18:95], [18:104], [19:39],[19:82], [21:6], [21:30], [21:87], [23:1], [23:44], [23:58], [23:74],[24:2], [24:12], [24:31], [24:62], [25:68], [26:27], [26:88], [26:128],[26:201], [27:3], [27:4], [27:25], [27:47], [27:74], [27:82], [27:86],[27:89], [28:3], [28:52], [28:69], [28:72], [29:2], [29:24], [29:47],[29:51], [29:67], [30:4], [30:37], [30:60], [31:4], [32:12], [32:24],[33:10], [33:11], [33:22], [34:8], [34:37], [34:41], [36:7], [36:10],[36:76], [37:36], [37:49], [37:53], [37:149], [39:45], [39:52], [39:61],[40:7], [40:47], [40:59], [41:8], [41:44], [42:18], [43:68], [43:88],[44:12], [44:14], [45:4], [45:6], [45:20], [45:24], [46:13], [48:12],[48:25], [49:10], [49:15], [49:17], [51:13], [51:39], [51:52], [52:24],[52:29], [52:30], [52:33], [52:36], [52:39], [53:27], [54:9], [56:23],[56:58], [56:78], [56:81], [57:8], [58:10], [58:22], [60:11], [61:11],[62:7], [64:4], [64:13], [68:1], [68:2], [68:3], [68:9], [68:18],[68:51], [69:41], [72:19], [74:31], [77:50], [81:22], [84:20], [84:25], [95:6]=======================================پس همانطور كه ديديم اين روابط نه تنها تصادفي نيست بلكه كاملا نظم عجيبي را در بردارد كه تمام مسلمانان و مسيحيان را به بازبيني در مورد فرقه مادرزادي دعوت ميكند. هيچ آدم منصفي روابط فوق را تصادفي نميداند. من همينجا از شما دعوت ميكنم كه دست از سر تعصبات مادرزادي برداريد و به فقط خدا دل ببنديد و همچنين به خاطر تعصبات فرقه اي و قومي برعليه دين خدا شورش نكنيد!!در ادامه به بررسي موارد جالب تر ميپردازيم.   الله جالب است بدانيم كه قرآن كتابي است كه سراسر آن پر از روابط محكم رياضي است.همانطور كه خداي مهربان اعلام ميدارد بالاي آن 19 است.[74:30] عليها تسعة عشر[74:30] که سرتاسر آن نوزده است. [74:31] وما جعلنا اصحب النار الا ملئكة وما جعلنا عدتهم الا فتنة للذين كفروا ليستيقن الذين اوتوا الكتب ويزداد الذين ءامنوا ايمنا ولا يرتاب الذين اوتوا الكتب والمؤمنون وليقول الذين في قلوبهم مرض والكفرون ماذا اراد الله بهذا مثلا كذلك يضل الله من يشاء ويهدي من يشاء وما يعلم جنود ربك الا هو وما هي الا ذكرى للبشر[74:31] ما فرشتگان را نگهبانان دوزخ قرار داديم، و عدد آنها (19) را تعيين كرديم تا (1) كافران را مضطرب كند، (2) مسيحيان و يهوديان را متقاعد سازد (كه اين كتابي است الهي)، (3) ايمان معتقدان را محكم نمايد، (4) هرگونه شكي را از دل مسيحيان و يهوديان و نيز مؤمنان بردارد و (5) كساني كه در قلبشان شك و ترديد راه مي دهند و نيز كافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از اين مثال چه بود؟" خدا بدين ترتيب هر كه را بخواهد، گمراه مي كند و هر كه را بخواهد، هدايت مي نمايد. هيچ كس جز او سربازان پروردگارت را نمي داند. اين تذكري است براي مردم.حالا بياييد ببينيم كه كلمه الله در قرآن چه خواصي دارد.1- جالب است بدانيم كه تعداد كلمات الله در كل قرآن 2698 است و اين خود يعني. 19 × 1422- حالا بياييد آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيات فاكتوري از نوزده است مثل آیه 19 و 38 و 57 و ...خيلي جالب است كه تعداد كلمات الله در اين آيات 133 است و همه ميدانيم كه 133 مضربي از 19 است يعني 19 × 7 آن 133 كلمه الله در آيات زير است:======================[2:19],[2:76],[2:95],[2:114],[2:190],[2:209],[2:228],[2:247],[2:266],[2:285],[3:19],[3:57],[3:76],[3:95],[3:114],[3:152],[3:171],[4:19],[4:38],[4:76],[4:95],[4:114],[4:133],[4:152],[4:171],[5:19],[5:38],[5:57],[5:76],[5:95],[6:19],[6:57],[6:95],[6:114],[6:152],[7:190],[8:19],[9:19],[9:38],[9:95],[9:114],[10:38],[10:95],[11:19],[12:19],[12:38],[12:76],[12:95],[13:38],[14:19],[14:38],[16:19],[16:38],[16:57],[16:76],[16:95],[16:114],[18:38],[19:76],[20:114],[21:57],[22:38],[22:76],[23:38],[24:19],[24:38],[28:76],[29:19],[30:38],[33:19],[33:38],[33:57],[35:38],[37:152],[39:38],[39:57],[41:19],[42:19],[44:19],[45:19],[47:19],[47:38],[48:19],[57:19],[58:19],[59:19],[71:19],[72:19],[82:19]======================3- حالا آياتي را تصور كنيد كه با كلمه الله شروع ميشوند در اين حالت تعداد آيات 38 تاست و 38 يعني. 19 × 2 آياتي كه با كلمه الله شروع ميشوند:==================[2:15], [2:255], [2:257], [2:284], [3:2], [4:87], [5:120], [13:2], [13:8], [13:26], [14:2], [14:32], [20:8], [22:69], [22:75], [24:35], [27:26], [29:62], [30:11],[30:40], [30:48], [30:54], [31:26], [32:4], [37:126], [39:23], [39:42], [39:62],[40:61], [40:64], [40:79], [42:17], [42:19], [42:49], [45:12], [64:13], [65:12], [112:2]==================آيا هيچ آدم عاقلي ميتواند بگويد اين روابط تصادفي است؟؟؟؟؟!!!!ب و ميم سوره فاتحه سوره اي است كه ما در نماز روزانه تكرار ميكنيم. همانطور ميدانيم كه لبهاي ما تنها در دو حرف "ب" و "م" يكديگر را لمس ميكنند. جالب است كه سوره فاتحه داراي 19 حرف "ب" و "م" است.[1:1] بسم الله الرحمن الرحيم[1:2] الحمد لله رب العلمين[1:3] الرحمن الرحيم[1:4] ملك يوم الدين[1:5] إياك نعبد وإياك نستعين[1:6] اهدنا الصرط المستقيم[1:7] صرط الذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولا الضالينجالب است بدانيد كه در كل قرآن فقط 38 آیه وجود دارد كه مجموع تعداد "ب" و "م" آن مساوي 19 است و همانطور كه ميدانيم 38 يعني 19×2مثل آیه 12:37[12:37] قال لا ياتيكما طعام ترزقانه الا نباتكما بتاويله قبل ان ياتيكما ذلكما مما علمني ربي اني تركت ملة قوم لا يؤمنون بالله وهم بالاءخرة هم كفرونليست آن 38 آیه :======================[2:26],[2:87],[2:126],[2:140],[2:248],[2:267],[5:2],[5:49],[5:66],[6:119][7:37],[9:101],[10:22],[10:23],[10:61],[10:71],[12:37],[12:80],[12:100],[14:6][14:10],[16:106],[17:97],[18:82],[19:58],[24:35],[24:62],[30:28],[33:5],[35:40][39:6],[40:7],[40:34],[45:17],[46:20],[52:21],[57:4],[58:8]======================آيا اين تصادفي است؟آيا كتاب ساخت بشر چنين خاصيتي را داراست؟!   كتب قبلي كتاب قرآن تصديق كننده كتابهاي پيشين است. ما موظفيم به كتب آسماني ديگر هم ايمان بياوريم و اين را خداي توانا از ما خواسته است. هرچند كه كتابهاي پيشين به مقدار زيادي تحريف شده است اما هنوز براي غير مقلدين سرتاسر آن پر از يكتاپرستي است. در ادامه اين موارد را عرض خواهم كرد.به عنوان مثال يك نوع ارتباط بين قرآن و كتاب مقدس را عرض خواهم كرد.همانطور كه ميدانيم عدد 7 يكي از اعداد مهم در كتب پيشين است. در اين زمينه به مطالعه مطالب دكتر پنين مراجعه كنيد كه تمام عمر خود را روي كتاب مقدس صرف كرده است:يكي از جملاتي كه همه كودكان مسيحي از اوايل كودكي مكرر شنيده اند جمله زير است:"In the beginning God created the heaven and the earth" (Gen 1:1),و در آغاز خدا آسمانها و زمين را آفريد.جالب است كه تركيبات آسمان و زمين در جاي جاي كتاب مقدس مضرب 7 است.حالا بياييد تركيبات آسمان و زمين را در قرآن نگاه كنيم و ببينيم كتاب مقدس چه ارتباطي با كتاب مقدس دارد.1- جالب است كه دقيقا به تعداد 133 مورد عبارات "السموت و الارض" در قرآن يافت ميشود: مثل آیه 21:56 كه اين تركيب را داراست.و همه ميدانيم كه 133 يعني 19×7 [21:56] قال بل ربكم رب السموت والارض الذي فطرهن وانا على ذلكم من الشهدينليست آن 133 آیه :=======================[2:33] ,[2:107] ,[2:116] ,[2:117] ,[2:164] ,[2:255] ,[3:83] ,[3:133] ,[3:180] ,[3:189] ,[3:190] ,[3:191] ,[4:170] ,[5:17] ,[5:18] ,[5:40] ,[5:120] ,[6:1] ,[6:12] ,[6:14] ,[6:73] ,[6:75] ,[6:79] ,[6:101] ,[7:54],[7:158] ,[7:185] ,[7:187] ,[9:36] ,[9:116] ,[10:3] ,[10:6] ,[10:55] ,[10:101] ,[11:7] ,[11:107] ,[11:108] ,[11:123] ,[12:101] ,[12:105] ,[13:15] ,[13:16] ,[14:10] ,[14:19] ,[14:32] ,[15:85] ,[16:3] ,[16:52] ,[16:73] ,[16:77] ,[17:55] ,[17:99] ,[17:102] ,[18:14] ,[18:26] ,[18:51] ,[19:65] ,[19:93] ,[21:19] ,[21:30] ,[21:56] ,[23:71] ,[24:35] ,[24:41] ,[24:42] ,[24:64] ,[25:2] ,[25:6] ,[25:59] ,[26:24] ,[27:25] ,[27:60] ,[27:65] ,[29:44] ,[29:52] ,[29:61] ,[30:8] ,[30:18] ,[30:22] ,[30:26] ,[30:27] ,[31:25] ,[31:26] ,[32:4] ,[33:72] ,[34:24] ,[35:1] ,[35:38] ,[35:41] ,[36:81] ,[37:5] ,[38:10] ,[38:66] ,[39:5] ,[39:38] ,[39:44] ,[39:46] ,[39:63] ,[40:57] ,[42:11] ,[42:12] ,[42:29] ,[42:49] ,[43:9] ,[43:82] ,[43:85] ,[44:7] ,[44:38] ,[45:3] ,[45:22] ,[45:27] ,[45:37] ,[46:3] ,[46:33] ,[48:4] ,[48:7] ,[48:14] ,[49:18] ,[50:38] ,[52:36] ,[55:29] ,[55:33] ,[57:1] ,[57:2] ,[57:4] ,[57:5] ,[57:10] ,[59:24] ,[63:7] ,[64:3] ,[64:4] ,[78:37] ,[85:9] ,==============================جالب است كه در كل قرآن دو آیه وجود دارد كه به جاي "السموت و الارض" از " الارض والسموت " استفاده شده است. و اين خود حكمت اين را نشان ميدهد كه چرا در اين دو آیه به جاي "السموت و الارض" از " الارض والسموت" استفاده شده است.و اين در حالي است كه اگر دو تركيب بالا هم مثل "السموت و الارض" ذكر ميشد در آن صورت تعداد 135 مورد ميشد و بر 19 و 7 بخش پذير نميشد.آيا شكي در آسماني بودن قرآن برجاي مانده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آن دو آیه : [20:4] و [14:48]2- حالا بياييد به ارتباط آسمانها و زمين و خدا بپردازيم:جالب است كه در كل قرآن 183 آیه وجود دارد كه عبارت "السموت" در آن موجود است و همچنين 425 آیه وجود دارد كه عبارت "الارض" در آن موجود است.حالا اين دو عدد را با هم جمع ميكنيم:32 × 19 = 608 = 425 + 183جالب است كه آن 183 آیه كه عبارت "السموت" را دارند داراي 183 كلمه الله است و همچنين آن 425 آیه كه عبارت "الارض" را دارند داراي 330 كلمه الله است.حالا جمع كل كلمات خدا :27 × 19 = 513 = 330 + 183آيا اينها فقط خرافات و تصادف است!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟2- حال تصور كنيد خداي مهربان از 7 آسمان حرف زده است پس بياييد نگاه كنيم ببينيم در چند آیه خداي مهربان به هفت آسمان اشاره كرده است جالب است كه خداي توانا دقيقا در هفت آیه به هفت آسمان اشاره كرده است آن هفت آیه :======================================[2:29],[17:44],[23:86],[41:12],[65:12],[67:3],[71:15]=======================================

 
آيا اينها همه تصادف است !!!!!آيا اينها همه از شدت ترس بوجود آمده است!!!!!!!خداي مهربان را سپاس كه ما را بدون رهنما نگذاشته است و قرآن سرتاسر پر از معجزه را براي ما باقي گذاشته است.حالا شما بفرمائيد كه قرآن را محمد ساخته است و از فلان بن پلان فرا گرفته است !!!حالا شما بفرمائيد موسي وجود خارجي نداشته است !!!!!!همانطور كه در پستهاي قبلي گفتيم حرف "ن" نقش مهمي را در متن قرآن ايفا ميكند به همين خاطر خداي مهربان در 68:1 بعد از نون به قلم اشاره ميكند و اين خود نشاندهنده اين است كه حرف نون به جمع آوري قرآن ارتباط دارد.در ضمن ميدانيم كه رابطه هاي زير موجود است.1- تعداد حرف "ن" در سوره 68 برابر با 133 است و 133 يعني 19× 7.2- به تعداد 133 آیه وجود دارد كه با سه حرف "نون" خاتمه ميابند.3- به تعداد133 آیه وجود دارد كه در آن دو تا "ن" بغل هم قرار دارد.4- به تعداد 361 مورد يافت ميشود كه در آن دو تا "ن" بغل هم (با فاصله و بي فاصله) وجود دارد.و 361 = 19 × 19 است.و ....اگر به آیه 21:88 توجه كنيد :با كمال تعجب ميبينيد كلمه ننجي با يك حرف "ن" نوشته شده است و حرف ديگر بالاي كلمه قرار گرفته است. و اگر اينطور نبود كليه روابط بالا به هم ميخورد.اين خود به تنهايي براي اثبات الهي بودن رسم الخط قرآن كافي است.جالب است كه اين آیه 38 (2× 19 (حرف دارد و مقدار ابجد آن هم 2983 (157× 19 (است و اين خود نشانه اي ديگر در مورد عجيب بودن اين آیه است.آيا در الهي بودن رسم الخط قرآن شكي باقي مانده است!!!نوزده آیه اولي و آخري حرف "ن" يكي از حروف مقطعه مهم است كه در آیه 68:1 ذكر شده است. جالب است كه خداي مهربان بعد از حرف "ن" به قلم اشاره ميكند و اين خود نشان ميدهد كه حرف نون نوشتار و رسم الخط قرآن را تاييد ميكند و به جمع آوري قرآن اشاره دارد. حالا بياييد 19 آیه اولي قرآن را در نظر بگيريم و همچنين نوزده آیه آخري را .1- در نوزده آیه اولي (1:1 تا 2:12) 57 عدد حرف "ن" داريم. يعني 19 × 3 = 572- در نوزده آیه آخري (114:6 تا 111:2) 19 حرف "ن" داريم.اين نشانه اي ديگر از طراحي رياضي قرآن. تعداد الله و تعداد نون تعداد كلمات الله و حرف "ن"را در نظر بگيريد اينبار بياييد حساب كنيد ببينيم چند آیه تعداد الله و تعداد "ن" در آنها با هم برابر است. در اين مورد دقيقا 19 × 7 = 133 آیه داريم.مثل آیه 4:100 كه چهار نون و چهار الله دارد.[4:100] ومن يهاجر في سبيل الله يجد في الارض مرغما كثيرا وسعة ومن يخرج من بيته مهاجرا الىالله ورسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله وكان الله غفورا رحيماليست آن 133 آیه كه تعداد الله هاي آن برابر با تعداد "ن" است.==================[1:1],[1:2],[2:202],[2:205],[2:206],[2:225],[2:251],[2:268],[3:5],[3:18],[3:34],[3:51],[3:74],[3:98],[3:108],[3:129],[3:132],[3:163],[3:182],[4:39],[4:100],[4:106],[4:110],[5:38],[5:74],[5:96],[5:97],[5:98],[5:100],[5:120],[6:3],[6:62],[6:149],[7:140],[7:190],[8:13],[8:23],[8:51],[8:68],[8:69],[9:27],[9:39],[9:97],[9:106],[10:25],[10:58],[10:64],[10:82],[10:109],[11:41],[11:123],[12:19],[12:92],[12:95],[13:15],[13:39],[14:39],[14:51],[15:69],[17:92],[18:1],[18:38],[18:44],[19:36],[20:8],[20:61],[20:98],[22:10],[22:76],[24:14],[24:52],[26:89],[26:108],[26:110],[26:126],[26:131],[26:144],[26:150],[26:163],[26:179],[27:59],[28:70],[28:88],[30:11],[31:9],[31:22],[31:26],[33:27],[37:40],[37:74],[37:96],[37:126],[37:128],[37:160],[37:182],[39:4],[39:14],[39:44],[40:4],[40:44],[40:45],[42:10],[42:19],[42:24],[43:64],[45:8],[45:27],[45:36],[47:21],[48:7],[48:9],[49:8],[49:18],[52:43],[59:4],[59:22],[59:24],[64:13],[64:17],[65:3],[65:10],[70:3],[71:13],[76:11],[79:25],[84:23],[85:20],[87:7],[95:8],[96:14],[98:2],[104:6],[110:1]==================جالب است كه آیه 9:129 داراي يك نون و يك الله است و اگر اين آیه را جزو آيات قرآن به حساب آوريم در آن صورت آياتي كه تعداد نون و الله در آن برابرند مساوي 134 خواهد شد و بر 19 بخش پذير نخواهد بود.حديث 9:129 :فان تولوا فقل حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيمآيا باز هم ميگوييد قرآن خرافات است؟!!!يك نون و يك الله حال آياتي را در نظر بگيريد كه حاوي يك حرف "ن" و يك كلمه "الله" هستند.در اين حالت 95 آیه داريم. 95 يعني 19×5آن 95 آیه:================================[1:1],[1:2],[2:202],[2:205],[2:206],[3:5],[3:18],[3:34],[3:51],[3:74],[3:132],[3:182],[5:96],[5:100],[5:120],[6:3],[6:62],[6:149],[7:140],[7:190],[8:23],[8:51],[8:68],[9:39],[10:25],[10:58],[10:64],[10:82],[10:109],[11:41],[11:123],[12:19],[12:92],[12:95],[13:15],[13:39],[14:39],[15:69],[17:92],[18:1],[18:38],[18:44],[19:36],[20:8],[20:61],[20:98],[22:10],[22:76],[24:14],[26:89],[26:108],[26:110],[26:126],[26:131],[26:144],[26:150],[26:163],[26:179],[28:70],[28:88],[30:11],[31:9],[33:27],[37:40],[37:74],[37:96],[37:126],[37:128],[37:160],[37:182],[39:14],[39:44],[40:4],[40:45],[42:19],[43:64],[45:8],[45:27],[45:36],[47:21],[48:9],[59:22],[59:24],[70:3],[71:13],[76:11],[79:25],[84:23],[85:20],[87:7],[95:8],[96:14],[98:2],[104:6],[110:1]================================الياسين يكي از كلماتي كه به طور عجيبي ذكر شده است كلمه الياسين است.[37:130] سلم على ال ياسيناين كلمه به جاي كلمه الياس (نام يكي از پيامبران خدا ) به كار رفته است و سالها فكر مفسرين را به خود مشغول كرده بود كه چرا خدا به جاي الياسين از خود الياس استفاده نكرده است و شكل كلمه را به اين صورت عوض كرده است؟اما در قرن كامپيوتر همه چيز مشخص شد . همانطور كه ميدانيم سوره 36 با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود و جالب است كه تعداد "ي" و "س" در سوره 36 مساوي 285 است يعني 19×15.1- آیه 37:130 با حرف "س" شروع ميشود و با "ن" خاتمه ميابد. حال در كل قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه با حرف "س" شروع و به "ن" خاتمه يابند. جالب است كه در اين حالت 19 آیه داريم. واقعا همه ستايشها مخصوص خداي يكتاست. در اينجا ديگر آدم مطمئن ميشود كه اين كتاب ساخت خداي متعال است و از قدرت بشر خارج است.آن 19 آیه:===========================[3:151],[5:42],[6:148],[7:146],[7:177],[9:95],[23:85],[23:87],[23:89],[24:1],[36:36],[37:79],[37:120],[37:130],[37:159],[37:180],[43:82],[55:31],[63:6]===========================2- با توجه به اينكه حروف مقطعه "يس" نقش مهمي در قرآن دارد. آیه 37:130 داراي سه حرف "ي" و دو حرف "س" است.حال آياتي را حساب كنيم كه داراي سه حرف "ي" و دو حرف "س" باشند:خيلي جالب است در اين حالت دقيقا 114 آیه داريم. يعني 19 ×6.ليست آن 114 آیه:===========================[2:65],[2:112],[2:119],[2:199],[2:223],[2:280],[3:12],[3:162],[4:4],[4:5],[4:130],[4:148],[6:5],[6:43],[6:44],[6:62],[7:42],[7:56],[7:96],[7:133],[7:168],[7:177],[7:192],[8:59],[8:61],[9:41],[9:50],[9:54],[9:112],[9:125],[10:30],[10:38],[10:42],[11:21],[11:77],[11:82],[12:29],[12:34],[12:73],[15:11],[15:32],[15:74],[15:85],[16:1],[16:10],[16:62],[16:88],[17:100],[18:6],[18:25],[19:51],[19:54],[20:21],[20:36],[20:57],[20:134],[21:3],[21:23],[21:43],[21:85],[21:101],[22:47],[23:62],[23:110],[25:33],[25:37],[26:6],[26:156],[27:5],[27:17],[27:72],[28:55],[29:2],[29:34],[30:53],[31:25],[32:7],[32:9],[32:14],[32:27],[33:62],[33:72],[34:11],[34:34],[36:14],[36:67],[37:130],[38:10],[38:48],[40:64],[41:33],[43:19],[43:37],[43:85],[46:3],[47:22],[48:13],[51:47],[53:40],[55:39],[57:1],[63:1],[63:2],[67:16],[72:13],[72:16],[72:23],[76:2],[76:17],[76:26],[77:27],[79:35],[83:2],[87:8]===========================3- جالب است كه اسم پيامبر الياس در كل قرآن در سه آیه ذكر شده است    آن سه آیه :=================[37:130],[37:123],[6:85]=================حال شماره آيات و شماره سوره هاي اين سه مورد را با هم جمع ميكنيم پس داريم:( 27 × 19 ) 418 = 130 + 37 + 123 + 37 + 85 + 6الله اكبر !!!در اينجا نتيجه ميگيريم كه خداي مهربان عمدا بعضي كلمات را در قرآن عجيب به كار برده است تا كه توجه ما را به رابطه رياضي آن جلب كند. سپاس براي خداي يكتا و مهربان كه قرآن اعجاب انگيز را براي ما باقي گذاشته است. مطمئنا در قرن كامپيوتر حرفي براي گفتن نميماند زيرا اگر تمام كامپيوترهاي دنيا را هم استخدام كنيد خلق چنين روابطي غير ممكن است.موسي و هرون قرآن پر است از داستانهاي گذشتگان و پيامبران. كتاب مقدس داراي تركيبات عددي از عدد 7 است كه نشان دهنده آن است كه قرآن تصديق كننده آن كتابهاست. براي اينكه ايمان بياوريد كه خدا واقعا خارق العاده قرآن را طراحي نموده است بياييد به يكي از تركيبات بپردازيم:آیه زير را در نظر بگيريد:[10:75] ثم بعثنا من بعدهم موسى وهرون الى فرعون وملآیه بءايتنا فاستكبروا وكانوا قوما مجرمينهمانطور كه ميبينيد تركيب "موسي و هرون" استفاده شده است. جالب است كه در هفت آآیه دقيقا تركيب "موسي و هرون" استفاده شده است.آن هفت مورد:======================[10:75],[21:48],[26:48],[37:114],[37:120],[6:84],[7:122]

(این عجایب آسمان کار کدام انسان است؟ از راه ریاضی خیلی زود به وجود نا متناهی الله پی می بریم و
اینکه دائما در سجده عبادت وی باشیم)
======================اما در يك آیه ديگر به جاي "موسي و هرون" از "هرون و موسي" استفاده شده است و اين فقط به خاطر رعايت كردن تركيبات هفت تايي است. اين ما را به ياد كتاب مقدس كه بر موسي و هرون نازل شده است مي اندازد و در واقع كتاب قرآن تصديق كننده كتابهاي پيشين است.آن آیه :20:70[20:70] فالقي السحرة سجدا قالوا ءامنا برب هرون وموسىيس حرف مقطعه "يس" كه در اول سوره 36 نقل شده است نقش مهمي را در قرآن ايفا ميكند و خود مقاله مفصلي ميخواهد.1- مثلا تعداد حرف "ي" و "س" در سوره 36 كه با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود 285 است.يعني 19×15.2- اولين سوره اي كه بر پيامبر محمد نازل شد سوره 96 بود جالب است كه تعداد حروف "يس" در اين سوره 38 است. يعني 19×2.3- در اكثر آيات قرآني تعداد حرف "ي" از تعداد حرف "س" بيشتر است اما بياييد اينبار آياتي را در نظر بگيريم كه تعداد حرف "س" از تعداد حرف "ي" در آنان بيشتر باشد. جالب است كه در اين حالت 133 آیه داريم . يعني 19×7.آن 133 آیه:====================================[2:13],[2:22],[2:116],[2:131],[2:134],[2:141],[3:61],[3:174],[4:22],[4:64],[4:79],[6:10],[7:6],[7:23],[7:34],[7:75],[7:116],[9:80],[9:86],[10:21],[10:49],[10:77],[10:80],[11:38],[12:77],[13:10],[14:32],[14:34],[14:47],[14:51],[15:5],[15:18],[15:98],[17:7],[17:29],[17:36],[17:61],[17:77],[17:83],[18:51],[18:88],[18:97],[20:8],[20:70],[20:88],[20:129],[21:1],[21:12],[21:19],[21:32],[21:41],[21:102],[23:12],[23:14],[23:43],[23:44],[23:67],[23:86],[25:11],[25:60],[26:182],[26:187],[27:46],[32:8],[32:12],[32:18],[33:22],[33:29],[33:67],[34:30],[37:26],[37:171],[37:177],[38:33],[38:39],[39:48],[40:55],[40:57],[40:70],[40:71],[41:49],[43:21],[43:45],[43:54],[43:61],[43:82],[43:89],[44:53],[45:22],[48:9],[50:16],[50:40],[51:18],[51:25],[51:34],[52:44],[53:39],[54:46],[55:33],[56:26],[56:74],[56:96],[59:19],[67:11],[68:16],[69:32],[69:52],[70:1],[71:9],[71:15],[71:16],[72:8],[72:14],[73:15],[74:26],[74:38],[74:42],[75:3],[76:4],[76:21],[78:20],[79:28],[81:17],[83:26],[84:8],[87:1],[91:7],[91:13],[92:10],[94:5],[94:6],[95:5],[103:2]====================================4- سوره 36 كه با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود را در نظر بگيريد اينبار بياييد در اين سوره كل آياتي را در نظر بگيريم كه هم "ي" دارند و هم "س" دارند.حال شماره اين آيات را باهم جمع كنيم در اين حالت داريم:1+ 3+ 4+ 9+10+13+14+16+18+19+20+ 21+ 25+ 28+30+ 36+ 37+ 38+40+ 50+51+ 52+ 54+ 58+ 61+ 65+ 66+ 67+ 68+ 75+76+77+ 78+ 81+ 83 =1444(19×76)!!5- حال در كل قرآن تمام آياتي را در نظر بگيريد كه داراي "ي" و همچنين داراي "س" هستند و شماره آیه فاكتوري از 19 است مثل آیه 19 و 38 و 57 و 76 و ....جالب است كه در اين حالت 152 آیه داريم و 152 يعني 19×8.آن 152 آیه:===================================[2:19],[2:57],[2:114],[2:133],[2:171],[2:190],[2:228],[2:247],[2:285],[3:19],[3:38],[3:114],[3:133],[3:152],[3:171],[3:190],[4:19],[4:38],[4:57],[4:76],[4:95],[4:114],[4:133],[4:152],[4:171],[5:19],[5:38],[5:76],[5:95],[5:114],[6:57],[6:133],[6:152],[7:19],[7:38],[7:57],[7:76],[7:95],[7:133],[7:152],[8:19],[8:38],[9:19],[9:38],[9:95],[9:114],[10:19],[10:38],[10:57],[10:76],[10:95],[11:19],[11:38],[11:57],[11:114],[12:19],[12:38],[12:76],[13:38],[14:19],[14:38],[15:19],[15:57],[15:76],[15:95],[16:19],[16:38],[16:57],[16:76],[17:19],[17:38],[17:57],[17:76],[17:95],[18:19],[18:57],[18:76],[19:19],[19:38],[20:19],[20:57],[20:95],[21:19],[21:76],[22:19],[23:76],[24:38],[24:57],[25:19],[25:38],[25:57],[25:76],[26:38],[26:95],[26:152],[27:19],[27:38],[27:76],[28:19],[28:38],[28:76],[29:19],[29:38],[29:57],[30:38],[30:57],[33:19],[33:38],[33:57],[34:19],[34:38],[35:19],[35:38],[36:19],[36:38],[36:76],[37:114],[37:133],[37:171],[38:57],[39:38],[40:38],[40:57],[40:76],[41:38],[42:38],[43:19],[43:38],[44:19],[44:38],[47:19],[47:38],[50:19],[50:38],[51:19],[51:38],[52:38],[54:19],[55:76],[56:76],[57:19],[58:19],[59:19],[67:19],[73:19],[74:38],[75:38],[76:19],[80:38],[81:19],[82:19],[87:19]===================================6- حال بياييد ببينيم در سوره هاي مقطعه دار چند آیه داريم كه داراي حرف "ي" و "س" هستند و همچنين شماره آيات آن هم فاكتوري از 19 است:خيلي جالبتر اين است كه در اين حالت هم 76 آیه داريم.يعني 19× 4.آن 76 آیه :====================================[2:19],[2:57],[2:114],[2:133],[2:171],[2:190],[2:228],[2:247],[2:285],[3:19],[3:38],[3:114],[3:133],[3:152],[3:171],[3:190],[7:19],[7:38],[7:57],[7:76],[7:95],[7:133],[7:152],[10:19],[10:38],[10:57],[10:76],[10:95],[11:19],[11:38],[11:57],[11:114],[12:19],[12:38],[12:76],[13:38],[14:19],[14:38],[15:19],[15:57],[15:76],[15:95],[19:19],[19:38],[20:19],[20:57],[20:95],[26:38],[26:95],[26:152],[27:19],[27:38],[27:76],[28:19],[28:38],[28:76],[29:19],[29:38],[29:57],[30:38],[30:57],[36:19],[36:38],[36:76],[38:57],[40:38],[40:57],[40:76],[41:38],[42:38],[43:19],[43:38],[44:19],[44:38],[50:19],[50:38]====================================مگر ممكن است كه اينها همه اش شانسي باشد!!!   بزرگترين و كوچكترين آیه بزرگترين و كوچكتريم آیه قرآن را در نطر بگيريم. همانطور كه ميدانيم بزرگترين آیه قرآن 2:282 است كه داراي 549 حرف است و همچنين كوچكترين آیه قرآن 36:1 است كه شامل 2 حرف است.حال تعداد حروف بزرگترين آیه و كوچكترين آیه قرآن را باهم جمع ميكنيم :549 + 2 = 55119 × 29 = 551نوزده كه مضرب مشترك قرآن است و 29 هم تعداد حروف عربي است كه قرآن از آن حروف تشكيل شده است.آيا اين تصادفي است؟!!شصت و شش آیه اولي مقدار ابجد كلمه الله 66 ( 5+30+30+1 ) است. حال بياييد 66 آیه از اول قرآن را در نظر بگيريم. در اين حالت آیه 59 سوره بقره66 مين آیه قرآن است. جالب است كه در اين 66 آیه 19 كلمه الله وجود دارد.آيا اين تصادفي است؟!!بكه يكي از كلماتي كه خيلي عجيب در قرآن ذكر شده است كلمه "بكه" است.[3:96] ان اول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدى للعلمينسوالي كه پيش ميايد اين است كه چرا خداي توانا به جاي مكه از بكه استفاده كرده است. در طول 1400 سال خيالبافيهاي زيادي براي اين مورد انجام گرفته است اما معجزه 19 مشخص كرد كه چرا به اين صورت استفاده شده است.حرف "ب" و حرف "م" از جمله تنها حروفي هستند كه لبهاي ما در حين تلفظ يكديگر را لمس ميكنند. به همين خاطر خداي مهربان از حرف ب بجاي ميم استفاده كرده است.1- در آیه اي ديگر از اين كلمه به صورت مكه استفاده شده است:[48:24] وهو الذي كف ايديهم عنكم وايديكم عنهم ببطن مكة من بعد ان اظفركم عليهم وكان الله بما تعملون بصيراجالب است كه مجموع شماره و شماره سوره اين دو آیه بر 19 بخش پذير است:( 9 × 19 ) 171 = 24 + 48 + 96 + 32- اگر به آیه زير نگاه كنيم در كلمه " ببكة " دو تا حرف "ب" بغل هم داريم يعني : "بب"[3:96] ان اول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدى للعلمينحال بياييد كل مواردي را در نظر بگيريم كه در آن دو حرف "ب" و يا دو حرف "م" بغل هم آمده باشد (با فاصله و بيفاصله)الف : تعداد دبلميم (مم 209 (است.مثل : [2:23] وان كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صدقين ب- تعداد دبلميم با فاصله (م م 1021 (است.مثل : [2:10] في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب اليم بما كانوا يكذبونج- تعداد دبلباء (بب 64 (است.مثل : [2:73] فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحي الله الموتى ويريكم ءايته لعلكم تعقلوند- تعداد دبلباء با فاصله (ب ب 74 (است.مثل: [2:175] اولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى والعذاب بالمغفرة فما اصبرهم على النارحال اين چهار مورد را با هم جمع كنيم داريم :( 72 × 19 ) 1368 = 74 + 64 + 1021 + 209آيا اين ميتواند تصادفي باشد؟!!3- آیه 3:96 كه كلمه بكه در آن استفاده شده است با الف شروع ميشود و با نون خاتمه ميابد. حال كل آياتي را در نظر بگيريد كه با حرف الف شروع و با نون خاتمه ميابند جالب است كه در اين آيات 26986 ( 142 × 19 ) حرف ميم داريم.و اين دقيقا تعداد كل كلمات الله در كل قرآن است.4- آیه اي كه كلمه بكه در آن ذكر شده است در سوره 3 آمده است جالب است كه اين سوره داراي1824 ( 96 × 19 ) حرف "ب" و حرف "م" است.5- حرف "ب" و "م" ارتباط نزديكي با هم دارند به همبن خاطر خداي مهربان در كلمه بكه بجاي ميم از ب استفاده كرده است. حال بياييد 19 آیه اولي براي كل سوره ها را در نظر بگيريد در اين آیه ها 9405 ( 495 × 19 ) حرف ب و ميم داريم.اين خود نشان ميدهد كه چرا خداي مهربان به جاي مكه از بكه استفاده كرده است زيرا كه ميخواهد توجه مارا به سيستم فوق بشري قرآن جلب كند. و اين خود ثابت ميكند كه قرآن از طريق الهي حفاظت شده است و تنها كتابي است كه ميتوان به آن اعتماد كرد.قاف حرف مقطعه قاف نوزدهمين حرف در سيستم ابجد است و در اوايل دو سوره 42 و 50 آمده است.اين حرف نقش عجيبي را در قرآن ايفا ميكند.[42:2] ع. س. ق.[50:1] ق والقرءان المجيدحالا خواص مربوط به قاف را بررسي ميكنيم:1- در سوره 50 تعداد حرف قاف 57 ( 3 × 19 ) است.2- در سوره 42 هم تعداد حرف قاف 57 ( 3 × 19 ) است.3- حالا كل سوره هايي را در نظر بگيريد كه شماره سوره فاكتوري از 19 است در اين حالت 6 سوره داريم :114 – 95 – 76 – 57 – 38 - 19جالب است كه تعداد قاف در اين شش سوره مساوي 228 ( 12 × 19 ) است4- حالا در تمام قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آیه در آن 19 است مثل 2:19 و 3:19 و 4:19 و ....جالب است كه در اين حالت 76 ( 4 × 19 ) حرف قاف داريم.5- حال در تمام قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آیه 19 و يا فاكتوري از نوزده باشد مثل 2:19 و 2:38 و 2:57 و ....جالب است كه در اين حالت 323 ( 17 × 19 ) حرف قاف داريم.6- حال در تمام قرآن كل آياتي را در نطر بگيريد كه (شماره آیه + شماره سوره) فاكتوري از 19 است مثل : 20:75 كه ( 5 × 19 ) 95 = 75 + 20 جالب است كه در اين حالت 228 ( 12 × 19 ) حرف قاف داريم.7- ميدانيم كه كلا 29 سوره مقطعه دار وجود دارد. حال تعداد آياتي كه در اين سوره ها يك حرف قاف دارند را در نظر بگيريد در اين حالت 1824 ( 96 × 19 ) حرف قاف داريم.8- همانطور كه ميدانيم حرف مقطعه قاف در اوايل سوره هاي 42 و 50 ذكر شده است.[42:1] حم[42:2] ع. س. ق.[50:1] ق والقرءان المجيدبا اين وصف حروف گروه قاف عبارت است از : ح م ع س قحال در تمام قرآن آياتي را در نظر بگيريد كه همه حرفهاي گروه قاف را دارند در اين آیه ها 2432 ( 128 × 19 ) حرف قاف داريم.9- در 29 سوره مقطعه دار آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آیه فاكتوري از 19 است و داراي تمام حروف گروه قاف هستند در اين حالت 57 ( 3 × 19 ) حرف قاف داريم.10- اينبار در 29 سوره مقطعه دار سوره هايي را در نظر بگيريد كه شماره سوره فاكتوري از 19 است و داراي تمام حروف گروه قاف هستند در اين حالت 38 ( 2 × 19 ) حرف قاف داريم.11- همانطور كه ميدانيم حرف مقطعه قاف در اوايل سوره هاي 42 و 50 ذكر شده است حال كل آيات از اول سوره 42 تا آخر سوره 50 را در نظر بگيريد. در اين حالت 114 ( 6 × 19 ) آیه وجود دارد كه فقط يك حرف قاف دارند.12- همه ميدانيم كه قرآن 114 سوره است چون 114 زوج است پس نميتوان سوره وسطي قرآن را مشخص كرد در اين حالت دو سوره وسطي قرآن معنا دارد. سوره هاي 57 و 58 سوره هاي وسطي قرآن هستند.خيلي جالب است كه در اين دو سوره وسطي 76 ( 4 × 19 ) حرف قاف داريم.13- حال آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آیه فاكتوري از 19 است و داراي فقط يك كلمه الله هستند در اين حالت 76 ( 4 × 19 ) حرف قاف داريم.آيا هيچ وجداني بيداري ميتواند اين روابط را به شانس نسبت دهد !!!؟آيا اين روابط از نظر عقل سليم ميتواند شانسي باشد؟!!!با اين وصف ميتوان نتيجه گرفت كه كتاب خدا قرآن كاملترين كتاب و دقيقترين كتاب موجود است و سيستم رياضي فوق بشري آن از عهده بشر خارج است.صاد حرف مقطعه صاد در اوايل سه سوره ذكر شده است يعني اوايل سوره هاي 7 و 19 و 38.[7:1] المص[19:1] كهيعص[38:1] ص والقرءان ذي الذكر1- در سوره 7 تعداد صاد 97 است.در سوره 19 تعداد صاد 26 است.در سوره 38 تعداد صاد 29 است.حال مجموع تعداد صاد در سه سوره :( 8 × 19 ) 152 = 29 + 26+97 2- مجموع تعداد صاد در كل قرآن برابر با 2071 ( 109 × 19 ) است .جالب است كه در 29 سوره مقطعه دار تعداد صاد 988 (52 × 19) است و در سوره هاي غير مقطعه تعداد صاد 1083 ( 2 × 19× 19 ) است.در هر دو گروه تعداد صاد بر 19 بخش پذير است.3- همچنين ما ميدانيم كه حرف مقطعه صاد در اوايل سه سوره ذكر شده است و همراه با 7 حرف مقطعه ديگر آمده است پس حروف گروه صاد عبارتند از : ا ل م ك ه ي ع ص که 8 حرف میباشندجالب است كه مقدار ابجد اين 8 حرف مساوي 266 ( 14 × 19 ) است.4- حال 29 سوره مقطعه دار را در نظر بگيريد در اين حالت آياتي را در نظر بگيريد كه داراي تمام 8 حرف گروه صاد هستند در اين حالت 456 آیه داريم و ميدانيم كه :19×243×152 8×19×3که هر کدام مساویند با456  آيا اين اتفاقي است!!5- حرف مقطعه صاد سه بار در اوايل سوره هاي 7 و 19و 38 ذكر شده است حال بياييد آياتي را در نظر بگيريم كه داراي سه تا صاد هستند. خيلي جالب است كه در اين حالت 57 (3 × 19) آیه داريم.مثل آیه 61:4 كه داراي سه صاد است :[61:4] ان الله يحب الذين يقتلون في سبيله صفا كانهم بنين مرصوصليست آن 57 آیه كه داراي سه تا صاد هستند :======================================[2:19],[2:62],[2:153],[2:177],[2:265],[2:266],[3:81],[3:152],[3:154],[3:165],[4:7],[4:90],[4:102],[4:103],[4:128],[4:146],[5:5],[5:45],[5:69],[5:71],[6:46],[6:125],[6:136],[6:157],[7:47],[9:5],[9:40],[9:50],[9:103],[11:89],[12:3],[12:18],[12:51],[17:12],[17:80],[22:17],[22:19],[22:35],[22:78],[24:43],[28:18],[28:25],[29:45],[31:14],[31:17],[35:37],[41:16],[52:16],[58:8],[59:9],[59:12],[59:20],[61:4],[64:3],[68:17],[73:20],[90:17]======================================6- در سوره 38 بعد از حرف صاد به كلمه "الذكر" اشاره شده است و اين نشان ميدهد كه صاد با "الذكر" رابطه تنگاتنگي دارد.[38:1] ص والقرءان ذي الذكرآن چيزي كه به پيامبر محمد نازل ميشد ( يعني قرآن ) به عنوان "الذكر" نام برده شده است.[15:6] وقالوا يآیها الذي نزل عليه الذكر انك لمجنونبا اين وصف حروف الذكر عبارتند از: ا ل ذ ك رحالا تمام آياتي را در نظر بگيريد كه حروف الذكر در آنان موجود است وهمچنين داراي حرف صاد هم هستند.در اين حالت دقيقا 703 (37 × 19) آیه داريم.نكته اي كه قابل توجه است اين است كه در دو آیه خداي مهربان به جاي ذكر از دكر (با دال) استفاده كرده است و اگر غير از اين بود رابطه بالا به هم ميريخت و تعداد آيات 705 ميشد و بر 19 بخش پذير نبود .آن دو آیه كه در آنان به حاي ذكر از دكر استفاده شده است:[54:51] ولقد اهلكنا اشياعكم فهل من مدكر[54:15] ولقد تركنها ءاية فهل من مدكر7- همانطور كه گفتيم حرف مقطعه صاد در اول سه سوره ذكر شده است.حال بياييد تعداد صاد را در سوره هايي حساب كنيم كه شماره سوره فاكتوري از سه است. در اين حالت 684 (36 × 19) صاد داريم.همچنين در كل قرآن 38 ( 19 × 2 ) سوره داريم كه شماره سوره فاكتوري از 3 است
 

(نمایی از زحل یکی از بی شمار کرات آسمانی که باید بطور جدی تر به وجود الله تفکر ریاضی کنیم)
 
 
.آن 38 سوره :============================3, 6, 9,12,15,18, 21,24,27,30,33,36,39,42,45,48,51,54,57, 60,63,66,69,72,75,78, 81, 84,87, 90, 93, 96, 99,102,105,108, 111,114============================8- سوره 19 با "كهيعص" شروع ميشود. حال تعداد هركدام از اين 5 حرف را در سوره 19 حساب ميكنيم:تعداد كاف 137 است.تعداد هاء 175 است.تعداد يا 343 است.تعداد عين 117 است.تعداد صاد 26 است.جمع اينها :( 42 × 19 ) 798 = 26 + 117 + 343 + 175+ 137آيا اينها همه اتفاقي است و بر حسب شانس بوجود آمده است!!!؟9- در سوره مريم بعد از حرف صاد خداي مهربان به بنده خوبش ذكريا اشاره ميكند:[19:2] ذكر رحمت ربك عبده زكرياحروفي كه اين آیه را تشكيل ميدهند عبارتند از : ا ب د ه ز ح ي ك م ع ر ت ذاولا : آیه 19:2 داراي 19 حرف است.ثانيا : مقدار ابجد آیه مساوي 2109 (111 × 19) استثالثا : تعداد 228 (12 × 19) آیه در كل قرآن وجود دارد كه تمام حروف 19:2 در آنان موجود است.آن 228 آیه :=====================================[2:25],[2:60],[2:83],[2:85],[2:91],[2:96],[2:102],[2:105],[2:177],[2:213],[2:214],[2:228],[2:231],[2:233],[2:235],[2:251],[2:259],[2:260],[2:277],[3:7],[3:8],[3:14],[3:15],[3:37],[3:152],[3:153],[3:154],[3:155],[3:156],[3:164],[3:198],[4:1],[4:12],[4:47],[4:56],[4:59],[4:60],[4:90],[4:91],[4:140],[4:173],[5:3],[5:12],[5:31],[5:33],[5:41],[5:44],[5:45],[5:49],[5:54],[5:83],[5:95],[5:101],[5:104],[5:112],[5:118],[5:119],[6:7],[6:31],[6:84],[6:91],[6:92],[6:93],[6:99],[6:112],[6:140],[6:141],[6:143],[6:146],[6:151],[6:152],[6:157],[7:27],[7:31],[7:32],[7:40],[7:43],[7:49],[7:57],[7:69],[7:85],[7:152],[7:156],[7:157],[7:160],[7:189],[8:49],[9:5],[9:29],[9:30],[9:40],[9:55],[9:72],[9:100],[9:111],[9:117],[9:127],[10:4],[10:5],[10:24],[10:27],[10:28],[10:64],[10:88],[10:90],[10:98],[11:8],[11:12],[11:84],[12:40],[12:47],[12:51],[12:65],[12:100],[13:4],[13:17],[13:22],[13:23],[13:31],[13:36],[13:37],[14:1],[14:21],[14:37],[16:2],[16:30],[16:64],[16:65],[16:71],[17:15],[17:60],[18:16],[18:19],[18:21],[18:28],[18:45],[18:82],[18:102],[19:2],[19:37],[19:76],[20:40],[20:113],[21:103],[21:105],[22:5],[22:30],[22:34],[22:40],[22:78],[24:2],[24:6],[24:21],[24:28],[24:31],[24:43],[25:32],[25:68],[27:60],[28:15],[28:82],[30:21],[30:24],[30:27],[31:6],[31:23],[31:34],[33:4],[33:20],[33:24],[33:37],[33:51],[33:53],[33:59],[34:6],[34:19],[34:23],[35:6],[35:8],[35:10],[35:18],[38:22],[39:3],[39:6],[39:23],[39:73],[40:5],[40:8],[40:34],[41:12],[41:28],[41:30],[41:39],[42:15],[42:17],[42:23],[42:26],[43:35],[45:30],[45:35],[46:15],[46:20],[46:26],[47:2],[47:4],[48:4],[48:18],[48:25],[48:29],[50:11],[57:9],[57:12],[57:16],[57:20],[58:5],[58:11],[59:23],[60:12],[61:12],[64:9],[65:11],[65:12],[66:3],[66:8],[73:20],[74:31],[98:5],[98:8]========================================آيا اين روابط ميتواند شانسي باشد و بر حسب اتفاق بوجود آمده باشد.خداي مهربان را سپاس كه با دلايل محكمش در قرآن كيد ساحران و كتب حديث را باطل ميكند.مطمئنا كساني كه به خاطر دلبستگيهاي فرقه اي بر عليه معجزه قرآن قد علم ميكنند طعم كفران نعمت و آيت خدا را خواهند چشيد.اولين و آخرين سوره نازل شده اولين سوره اي كه بر پيامبر نازل شد سوره علق (96) بود و همچنين آخرين سوره كه بر پيامبر نازل شد سوره نصر (110) بود.موارد جالبي در اين دو سوره يافت ميشود:1- سوره 96 كه اولين سوره نازل شده بر پيامبر بود داراي 19 آیه است.2- سوره 96 داراي 38 (2 × 19) حرف "يس" است.3- سوره 96 در كل داراي 285 (15 × 19) حرف است.4- همانطور كه ميداني كلمه قرآن با قاف شروع شده و با نون خاتمه ميابد پس بياييد دو حرف قاف و نون را در نظر بگيريم جالب است كه مجموع اين دو حرف در سوره هاي 96 و 110 در كل 38 (2 × 19) است.5- جالب است كه كلمه "باسم" در اولين آیه سوره علق با يك الف اضافي نوشته شده است و اين در حالي است كه در ساير جاهاي ديگر بصورت "بسم" نوشته شده است زيرا در صورت عدم رعايت اين مورد تعداد حروف سوره 96 بر نوزده بخشپذير نبود. در حالي كه اين آیه در غار حرا بر پيامبر نازل شده است و اين نشان ميدهد كه قرآن كتاب آسماني با دستهاي خود پيامبر نوشته شد.زيرا در واقع اگر پيامبر سواد نداشت از كجا ميدانست كه كلمه باسم در اين آیه بايد بصورت الف دار نگارش شود.6- پنج آیه اولي كه بر پيامبر نازل شد (96:1 تا 96:5) داراي 76 (4 × 19) حرف است.7- سوره 96 از آخر قرآن نوزدهمين سوره است.8- آخرين سوره يعني سوره 110 داراي 19 كلمه است.9- اگر مقدار ابجد كل سوره 110 (آخرين سوره نازل شده) را حساب كنيم 6124 بدست ميايد. اگر اين عدد را با شماره سوره جمع كنيم 6124+110در آن صورت 6234 بدست ميايد كه تعداد آیه هاي شماره گذاري شده قرآن را نشان ميدهد!!!! و اين نشان ميدهد كه خدا با استفاده از كد آخرين سوره نازل شده تعداد واقعي آيات قرآن را هم به ما نمايانده است.اولين و آخرين سوره نازل شده اولين سوره اي كه بر پيامبر محمد نازل شد سوره 96 است كه داراي 19 آیه است و همچنين آخرين سوره اي كه نازل شد سوره 110 است كه داراي 3 آیه است.حال بياييد اين اعداد را باهم جمع كنيم.114× 2 = 12 × 19 = 228 = 3 + 110 + 19 + 96همانطور كه ميبينيد سرتاسر قرآن پر از 19 است.بسطة يكي از كلماتي كه در قرآن عجيب ذكر شده است و در طول تاريخ اشتباه ذكر شده بود كلمه بسطة است كه در سوره 7 آیه 69 ذكر شده است.[7:69] اوعجبتم ان جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح وزادكم في الخلق بسطة فاذكروا ءالاء الله لعلكم تفلحون[7:69] "آيا اين خيلى عجيب است كه پيام پروردگارتان به وسيله مردى مانند خودتان براى شما بيايد، تا هشدارتان دهد؟ به ياد آوريد كه او پس از قوم نوح شما را وارث قرار داد و تعدادتان را چندين برابر كرد. نعمت هاى خدا را به ياد آوريد، باشد كه موفق شويد".اگر قرآنهاي چاپ شده فعلي را در كشورهاي اسلامي نگاه كنيد متوجه خواهيد شد كه اين كلمه با حرف صاد يعني به صورت بصطة نوشته شده است. خداي مهربان در قرن حاضر به ما نشان داد كه "بسطة" درست است نه "بصطة". اين اشتباه كه نويسندگان قرآن آن را مرتكب شده اند نكات زيادي از معجزه رياضي را به همراه دارد كه در زير آن را بررسي مي كنيم.1-جالب است كه بدانيد يكي از نسخه هاي قديمي قرآن معروف به قرآن سمرقند يا تاشكند مربوط به قرن اول هجري اين كلمه را به صورت بسطة نگارش كرده است. و اين خود نشان از آن دارد كه خطاي انساني در نوشتن قرآن اين اشتباه را بوجود آورده است.2- مقدار ابجد اين كلمه 76 است و همه ميدانيم كه 76 يعني 19×43- اگر شماره آیه و سوره را با هم جمع كنيم ميبينيم كه ميشود 76 =19×44- جالبتر اين است كه اين آیه 114 حرف دارد و 114 هم يعني 19×65-همه ميدانيم كه حرف صاد يكي از حروف مقطعه است و در اول سه سوره 7 و 19 و 38 ذكر شده است. جالب اين است كه تعداد صاد در اين سه سوره 152 است و 152 يعني 19×8.البته اگر اين كلمه را با صاد بنويسيم تمام روابط بالا به هم ميخورد.خداي مهربان از رابطه 19 براي اطمينان قلب مومنان استفاده ميكند. بايد ايمان آورد كه قرآن ساخته دست محمد نيست و نازل شده از طرف خداي يكتاست.6- جالب اين است كه كلمه بسطة فقط در يك آیه ديگر از قرآن ذكر شده است و آن هم آیه 2:247 است.[2:247] وقال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا انى يكون له الملك علينا ونحن احق بالملك منه ولم يؤت سعة من المال قال ان الله اصطفه عليكم وزاده بسطة في العلم والجسم والله يؤتي ملكه من يشاء والله وسع عليم[2:247] پيامبرشان به آنها گفت: "خدا طالوت را به پادشاهى شما تعيين كرده است." آنها گفتند: "او چگونه مي تواند بر ما پادشاهى كند، در حالى كه ما براى پادشاهى شايسته تريم؛ او حتى ثروتى هم ندارد؟" او گفت: "خدا او را بر شما برگزيده است و با دانش فراوان و قدرت جسمانى او را مورد رحمت قرار داده است." خدا پادشاهى خويش را به هر كه بخواهد، عطا مي نمايد. خداست سخاوتمند، داناى مطلق.حال تمام آيات در بين 2:247 تا 7:69 را در نظر بگيريد. خيلي جالب است كه در اين دامنه تعداد 285 آیه حرف صاد دارند و همه ميدانيم كه 285 يعني 19×15اين مورد باز هم تاكيد ميكند كه كلمه بسطة بايد با حرف سين باشد نه صاد.ليست آن 285 آیه در زير ذكر ليست شده است.==============================================[2:247],[2:249],[2:250],[2:256],[2:257],[2:260],[2:263],[2:264],[2:265],[2:266],[2:270],[2:271],[2:273],[2:275],[2:276],[2:277],[2:280],[2:282],[2:285],[2:286],[3:3],[3:6],[3:13],[3:15],[3:17],[3:20],[3:22],[3:23],[3:28],[3:29],[3:33],[3:39],[3:42],[3:44],[3:46],[3:49],[3:50],[3:51],[3:52],[3:56],[3:57],[3:62],[3:67],[3:74],[3:81],[3:89],[3:91],[3:93],[3:95],[3:99],[3:101],[3:103],[3:111],[3:112],[3:114],[3:116],[3:117],[3:118],[3:119],[3:120],[3:123],[3:125],[3:126],[3:135],[3:141],[3:142],[3:146],[3:147],[3:150],[3:152],[3:153],[3:154],[3:156],[3:160],[3:162],[3:163],[3:165],[3:166],[3:168],[3:172],[3:183],[3:186],[3:192],[3:200],[4:4],[4:7],[4:10],[4:11],[4:12],[4:14],[4:16],[4:23],[4:24],[4:25],[4:30],[4:32],[4:33],[4:34],[4:35],[4:36],[4:42],[4:43],[4:44],[4:45],[4:46],[4:47],[4:51],[4:52],[4:53],[4:55],[4:56],[4:57],[4:58],[4:61],[4:62],[4:68],[4:69],[4:72],[4:73],[4:75],[4:77],[4:78],[4:79],[4:85],[4:87],[4:89],[4:90],[4:92],[4:97],[4:101],[4:102],[4:103],[4:105],[4:114],[4:115],[4:118],[4:121],[4:122],[4:123],[4:124],[4:128],[4:129],[4:131],[4:134],[4:141],[4:142],[4:145],[4:146],[4:153],[4:157],[4:160],[4:162],[4:164],[4:167],[4:173],[4:175],[4:176],[5:1],[5:2],[5:3],[5:5],[5:6],[5:7],[5:9],[5:10],[5:12],[5:13],[5:14],[5:16],[5:18],[5:29],[5:30],[5:31],[5:33],[5:39],[5:45],[5:46],[5:48],[5:49],[5:51],[5:52],[5:53],[5:55],[5:58],[5:63],[5:66],[5:67],[5:69],[5:71],[5:72],[5:75],[5:78],[5:82],[5:84],[5:86],[5:89],[5:90],[5:91],[5:93],[5:94],[5:95],[5:96],[5:102],[5:103],[5:106],[5:110],[5:113],[5:119],[6:15],[6:16],[6:34],[6:39],[6:40],[6:46],[6:48],[6:50],[6:54],[6:55],[6:57],[6:65],[6:71],[6:72],[6:73],[6:74],[6:85],[6:87],[6:92],[6:96],[6:97],[6:98],[6:100],[6:101],[6:103],[6:104],[6:105],[6:110],[6:113],[6:114],[6:115],[6:116],[6:119],[6:124],[6:125],[6:126],[6:130],[6:136],[6:139],[6:141],[6:143],[6:144],[6:146],[6:148],[6:151],[6:152],[6:153],[6:154],[6:157],[6:161],[6:162],[7:1],[7:2],[7:7],[7:11],[7:13],[7:16],[7:21],[7:22],[7:29],[7:32],[7:35],[7:36],[7:37],[7:42],[7:43],[7:44],[7:45],[7:46],[7:47],[7:48],[7:50],[7:52],[7:56],[7:58],[7:62],[7:68]==============================================7- جالب است كه بدانيم از آیه 2:247 تا اول آیه 7:69 دقيقا به تعداد 769 آیه وجود دارد. آيا اين اتفاقي است؟!!8- بايد بدانيم كه داريم در مورد حرف سين و صاد حرف ميزنيم . بحث اين است كه با رابطه رياضي ثابت ميشود كه بسطة درست است نه بصطة. آیه مورد اختلاف يعني آیه 7:69 داراي يك حرف سين و صفر حرف صاد است. حال تمام آياتي را در سوره هفت در نظر بگيريد كه داراي يك حرف سين و صفر حرف صاد باشند خيلي جالب است كه در اين حالت 38 آیه داريم. 38 يعني 19×2ليست آن 38 آیه:============================[7:4],[7:5],[7:12],[7:19],[7:24],[7:30],[7:33],[7:38],[7:39],[7:49],[7:59],[7:66],[7:69],[7:76],[7:80],[7:82],[7:88],[7:89],[7:90],[7:92],[7:97],[7:98],[7:99],[7:102],[7:109],[7:111],[7:112],[7:113],[7:115],[7:122],[7:123],[7:132],[7:152],[7:153],[7:159],[7:166],[7:175],[7:178]================================9- حال تمام آياتي را در در سوره هفت در نظر بگيريد كه داراي يك حرف صاد و صفر حرف سين باشند خيلي جالب است كه در اين حالت 19 آیه داريم. اين يعني ختم كلام. خداي را سپاس كه قرآن پر از گوهر را براي ما گذاشته است. قرآن به اين زيبايي در دست ماست ولي باز هم به سراغ كتب ضاله حديث ميرويم.ليست آن 19 آیه:==========================[7:1],[7:2],[7:7],[7:13],[7:52],[7:58],[7:70],[7:78],[7:91],[7:106],[7:107],[7:119],[7:124],[7:174],[7:184],[7:190],[7:196],[7:202],[7:203]==========================10- در آیه 7:69 يك حرف سين داريم و صفر حرف صاد. پس نتيجه ميگيريم كه تعداد حرف سين از تعداد حرف صاد در اين آیه بيشتر است. حال تمام آيات سوره 7 را در نظر بگيريد جالب اين است كه در اين حالت دقيقا و دقيقا به تعداد 114 آیه وجود دارد كه تعداد حرف سين در آن آيات از تعداد حرف صاد بيشتر است. 114 هم يعني 19 ×6 الله اكبر !! آيا هيچ انسان بالغ و عاقلي ميگويد اين روابط تصادفي است؟!!!!كساني كه روابط رياضي قرآن را كتمان ميكنند مثل اين است كه تمام قرآن را منكر ميشوند.ليست آن 114 آیه :============================[7:4],[7:5],[7:6],[7:9],[7:11],[7:12],[7:19],[7:20],[7:23],[7:24],[7:26],[7:27],[7:29],[7:30],[7:31],[7:33],[7:34],[7:37],[7:38],[7:39],[7:40],[7:46],[7:48],[7:49],[7:51],[7:53],[7:54],[7:56],[7:57],[7:59],[7:61],[7:66],[7:67],[7:69],[7:71],[7:73],[7:74],[7:75],[7:76],[7:80],[7:81],[7:82],[7:85],[7:88],[7:89],[7:90],[7:92],[7:93],[7:94],[7:95],[7:96],[7:97],[7:98],[7:99],[7:102],[7:103],[7:104],[7:105],[7:109],[7:111],[7:112],[7:113],[7:115],[7:116],[7:120],[7:122],[7:123],[7:127],[7:128],[7:129],[7:131],[7:132],[7:133],[7:134],[7:137],[7:138],[7:141],[7:142],[7:143],[7:144],[7:145],[7:146],[7:148],[7:149],[7:150],[7:152],[7:153],[7:154],[7:155],[7:156],[7:158],[7:159],[7:160],[7:161],[7:162],[7:163],[7:165],[7:166],[7:167],[7:168],[7:169],[7:172],[7:175],[7:177],[7:178],[7:179],[7:180],[7:182],[7:185],[7:187],[7:188],[7:189],[7:200],[7:206]============================سپاس براي خداي يكتا حسابيه يكي از كلمات قرآن مدتها ذهن من را به خود مشغول كرده بود و آن هم كلمه " حسابيه " است كه در آیه 69:20 واقع است.چيزي كه براي من عجيب بود اين است كه چرا خدا يك حرف "ه" به آخر كلمه "حسابي" چسبانده است.در واقع اين خود نكته زيبايي از معجزه رياضي قرآن را بايد در بر داشته باش ، زيرا اصل كلمه بايد حسابي باشد نه حسابيه. ولي چرا خدا اين كار را كرده است؟[69:20] اني ظننت اني ملق حسابيهخداي مهربان به طور مثال در قرآن كلمه رحمت را با ت به كار برده است و در موارد ديگري از ة به جاي حرف ت استفاده نموده است چرا؟ براي اينكه در تعداد حرف ه موازنه ايجاد كند.دو آیه زير را نگاه كنيد:[2:218] ان الذين ءامنوا والذين هاجروا وجهدوا في سبيل الله اولئك يرجون رحمت الله والله غفور رحيم[3:107] واما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمة الله هم فيها خلدون1- آیه مورد بحث آیه 69:20 است . اين آیه با حرف ه خاتمه يافته است. خدا عمدا يك حرف اضافي ه به آخر كلمه حسابي چسبانده است تا كه آیه با حرف ه خاتمه يابد. نكته اي كه جالب است اينه كه در تمام قرآن دقيقا به تعداد 171 آیه وجود دارد كه با حرف ه خاتمه مييابند. همه ميدانيم كه 171 يعني 19×9آيا اين تصادفي است!!!سپاس براي خداي يكتامثل آيات زير:[79:12] قالوا تلك اذا كرة خاسرة[104:5] وما ادرك ما الحطمة[20:1] طهليست آن 171 آیه:=======================[20:1],[53:57],[53:58],[56:1],[56:2],[56:3],[56:7],[56:8],[56:9],[56:15],[56:32],[56:33],[56:34],[69:1],[69:2],[69:3],[69:4],[69:5],[69:6],[69:7],[69:8],[69:9],[69:10],[69:11],[69:12],[69:13],[69:14],[69:15],[69:16],[69:17],[69:18],[69:19],[69:20],[69:21],[69:22],[69:23],[69:24],[69:25],[69:26],[69:27],[69:28],[69:29],[69:30],[69:31],[69:32],[70:4],[70:11],[70:12],[70:13],[70:14],[74:38],[74:50],[74:51],[74:52],[74:53],[74:54],[74:55],[74:56],[75:1],[75:2],[75:3],[75:4],[75:5],[75:6],[75:14],[75:15],[75:16],[75:17],[75:18],[75:19],[75:20],[75:21],[75:22],[75:23],[75:24],[75:25],[79:6],[79:7],[79:8],[79:9],[79:10],[79:11],[79:12],[79:13],[79:14],[80:11],[80:12],[80:13],[80:14],[80:15],[80:16],[80:17],[80:18],[80:19],[80:20],[80:21],[80:22],[80:23],[80:24],[80:33],[80:34],[80:35],[80:36],[80:37],[80:38],[80:39],[80:40],[80:41],[80:42],[82:19],[84:6],[84:7],[84:10],[88:1],[88:2],[88:3],[88:4],[88:5],[88:8],[88:9],[88:10],[88:11],[88:12],[88:13],[88:14],[88:15],[88:16],[89:27],[89:28],[90:11],[90:12],[90:13],[90:14],[90:15],[90:16],[90:17],[90:18],[90:19],[90:20],[96:15],[96:16],[96:17],[96:18],[98:1],[98:2],[98:3],[98:4],[98:5],[98:6],[98:7],[98:8],[99:7],[99:8],[101:1],[101:2],[101:3],[101:6],[101:7],[101:8],[101:9],[101:10],[101:11],[104:1],[104:2],[104:3],[104:4],[104:5],[104:6],[104:7],[104:8],[104:9]=======================2- جالب اين است 171 آیه بالايي از 19 سوره اند.آن نوزده سوره:==================20,53,56,69,70,74,75,79,80,82,84,88,89,90,96,98,99,101,104==================3- اين آیه يعني آیه 69:20 يك حرف ه دارد. لطفا آیه را ببينيد:[69:20] اني ظننت اني ملق حسابيهجالب اين است كه در كل اين سوره يعني سوره 69 دقيقا 19 آیه وجود دارد كه يك حرف ه دارند مثل خود آیه 69:20ليست آن 19 آیه:==================[69:1],[69:2],[69:3],[69:4],[69:11],[69:15],[69:18],[69:20],[69:26],[69:28],[69:31],[69:37],[69:40],[69:41],[69:42],[69:45],[69:46],[69:47],[69:51]==================سپاس برای خدای یکتای مهربان309 خداي مهربان در يكي از آيات قرآن ايده بسيار زيبايي را براي ما انسانها برجاي گذاشته است . آن هم آیه 25 سوره كهف است.[18:25] ولبثوا في كهفهم ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا[18:25] آنها در غار خود سيصد سال به علاوه نه ماندند.خداي توانا به جاي عدد 309 فرموده است 300 به اضافه 9 چرا؟او ميتوانست بفرمايد "ثلث مائة سنين و تسعة" اما خداي حكيم فرموده است "ثلث مائة سنين و ازدادوا تسعا". به اين طريق در اين آیه به جاي عدد 309 از دو عدد 300 و 9 استفاده نموده است.1- جالب اين است كه بدانيم در كل قرآن 30 عدد مختلف ذكر شده است :1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 19, 20, 30, 40, 50, 60, 70, 80, 99, 100, 200, 300, 1000, 2000, 3000, 5000, 50000,100000خيلي جالبه كه مجموع اين اعداد ميشود :1+ 2+ 3+ 4+ 5+ 6+ 7+ 8+ 9+ 10+ 11+ 12+ 19+ 20+ 30+ 40+ 50+ 60+ 70+ 80+ 99+ 100+ 200+ 300+ 1000+ 2000+ 3000+ 5000+ 50000+ 100000 = 162146(19×8534)آيا اين تصادفي است ؟؟؟!!!آبا راهي براي فرار از معجزه رياضي قرآن مانده است؟ در واقع اگر خداي مهربان به جاي 309 از 300 و 9 استفاده نميكرد رابطه بالا بر 19 بخش پذير نبود.2- اين آیه در سوره 18 است يعني سوره كهف. خيلي جالب است كه در اين سوره نوزده عدد به كار رفته است. الله اكبر!ليست آن 19 عدد :شماره آیه عدد معادل عربي==============================19 1 احد 19 1 احدا 22 3 ثلثة 22 4 رابع22 5 خمسة22 6 سادس22 7 سبعة22 8 ثامن22 1 احدا25 300 ثلثة مائة25 9 تسعا26 1 احدا32 1 احد38 1 احدا42 1 احدا47 1 احدا49 1 احدا110 1 واحد110 1 احدا=============================

 
(این بی شمار کرات آسمانی با نظم و ابعاد ریاضی ما را به سوی خالق آنها باید سوق دهد
که بتوانیم از راه ریاضی سریعتر به کرنش این آفریننده بپردازیم. تازه بعد کرنش قران فرموده
عبادت کنید تا شاید نجات پیدا کنید )
سپاس برای خدای یکتای مهربان نسخه هاي قرآن همانطور كه ميدانيم چندين نسخه متفاوت از قرآن در كشورهاي اسلامي وجود دارد. مثل حفص ، ورش ، قالون و ... اما خداي حكيم در قرن حاضر به ما ثابت كرد كه نسخه حفص نسخه اصلي قرآن است. شواهد رياضي نشان ميدهد و ثابت ميكند كه حفص نسخه اصلي قرآن است. خداي توانا نسخه حفص را از نظر رياضي حفظ كرده است. به طور مثال يكي از تفاوتهاي نسخه حفص و قالون را بررسي ميكنيم. اين تفاوت مربوط به آیه 19:19 است. نسخه حفص آیه:[19:19] قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلما زكيانسخه قالون آیه:[19:19] قال انما انا رسول ربك اليك ليهب لك غلما زكياهمانطور كه ميبينيد در نسخه قالون (يكي از نسخه هاي ورش) كلمه اليك اضافه آمده است و همچنين به جاي كلمه لاهب از كلمه ليهب استفاده شده است. اما ما بايد چطوري بفهميم كه كدام نسخه از قرآن درست است؟ كدام روش از آیه 19:19 صحيح است. مطمئنا نميتوان گفت كه هر دو حالت آیه بر پيامبر نازل شده است. خداي مهربان قول داده است كه قرآن را حفظ كند و اين حفظ كردن از طريق رابطه رياضي نوزده است. توجه كنيد كه سوره 19 با حروف مقطعه كهيعص شروع ميشود و همين پنج حرف تمام سوره 19 را بيمه كرده است. زيرا تعداد اين پنج حرف در سوره نوزده 798 است. 798 هم يعني 19×42. اگر نسخه قالون آیه را در نظر بگيريم رابطه بالا به هم ميخورد زيرا در آن صورت تعداد كهيعص در سوره نوزده 801 خواهد بود و اين عدد بر نوزده بخش پذير نخواهد بود. خداي را سپاس كه رابطه نوزده را براي ما گذاشته و به اين طريق اطمينان قلب پيدا ميكنيم كه قرآن كار بشر نيست.سرتاسر آن نوزده است [74:30] عليها تسعة عشر[74:30] که سرتاسر آن نوزده است.آیه بالايي مبنا و اساس معجزه رياضي 19 است. خداي مهربان اين آیه را از جهات زيادي معجزه ساخته است.اما چرا خدا رابطه رياضي 19 را در قرآن قرار داده است. مگر قرآن كتاب رياضي است يا هدايت؟ خداي توانا بنا به دلايل ذيل معجزه رياضي 19 را در قرآن قرار داده است.(1) كافران را مضطرب كند، (2) مسيحيان و يهوديان را متقاعد سازد (كه اين كتابي است الهي)، (3) ايمان معتقدان را محكم نمايد، (4) هرگونه شكي را از دل مسيحيان و يهوديان و نيز مؤمنان بردارد و (5) كساني كه در قلبشان شك و ترديد راه مي دهند و نيز كافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از اين مثال چه بود؟" خدا بدين ترتيب هر كه را بخواهد، گمراه مي كند و هر كه را بخواهد، هدايت مي نمايد. هيچ كس جز او سربازان پروردگارت را نمي داند. اين تذكري است براي مردم.اما بياييد يكي از روابط رياضي مهم راجع به آیه 74:30 را مد نظر قرار دهيم. 1- همانطور كه ميدانيم آیه هاي قرآن داراي هارموني هستند مثل اشعار عربي يا فارسي كه داراي هارموني مخصوص هستند. آیه [74:30] عليها تسعة عشر داراي هارموني "ر" است. اين آیه داراي يك حرف "ر" و همچنين با حرف "ر" خاتمه مي يابد.حال كل آياتي را در نظر بگيريد كه داراي يك حرف "ر" و همچنين هارموني آنها "ر" است. خيلي خيلي جالب است كه در كل قرآن دقيقا تعداد 114 آیه با خصوصيات مذكور داريم. 114 يعني 19×6. و همچنين 114 تعداد سوره هاي قرآن هم هست. مثل آيات زير:[102:1] الهيكم التكاثر[74:6] ولا تمنن تستكثر[54:42] كذبوا بءايتنا كلها فاخذنهم اخذ عزيز مقتدر[40:19] يعلم خائنة الاعين وما تخفي الصدور[54:13] وحملنه على ذات الواح ودسر[97:1] انا انزلنه في ليلة القدرليست آن 114 آیه:====================[3:119],[3:165],[8:39],[8:40],[14:34],[22:4],[22:6],[22:38],[22:62],[22:66],[22:71],[30:54],[31:21],[31:28],[31:30],[35:6],[35:19],[35:20],[35:22],[35:23],[35:28],[38:47],[38:64],[39:19],[40:19],[40:20],[40:41],[42:9],[42:30],[42:34],[50:43],[52:1],[52:2],[52:4],[54:4],[54:5],[54:6],[54:9],[54:11],[54:13],[54:16],[54:18],[54:20],[54:21],[54:23],[54:26],[54:29],[54:30],[54:33],[54:35],[54:39],[54:42],[54:44],[54:45],[54:46],[54:49],[54:51],[54:52],[54:54],[54:55],[55:14],[67:2],[67:7],[67:8],[67:10],[67:14],[67:18],[74:1],[74:2],[74:4],[74:6],[74:9],[74:19],[74:20],[74:21],[74:22],[74:25],[74:26],[74:28],[74:29],[74:30],[74:32],[74:33],[74:34],[74:35],[74:37],[74:42],[75:8],[75:9],[75:10],[75:11],[75:13],[77:33],[84:14],[86:10],[88:22],[88:23],[88:24],[89:1],[89:2],[89:3],[89:4],[89:5],[93:9],[93:10],[97:1],[97:5],[100:10],[102:1],[103:1],[103:2],[103:3],[108:1],[108:3]====================2- آیه 74:30 با كلمه عشر خاتمه مي يابد. در كل قرآن تنها يك آیه ديگر با عشر خاتمه مي يابد كه 89:2 است. در 114 آیه بالايي بين 74:30 تا 89:2 دقيقا 19 آیه وجود دارد.3- آیه 74:30 با حرف "ر" خاتمه مي يابد. بايد بدانيد كه اولين آیه قرآن كه با حرف "ر" خاتمه ميابد آیه 2:20 است و آخرين آیه قرآن كه با حرف "ر" خاتمه ميابد آیه 108:3 است. جالب است كه مجموع شماره آيات و شماره سوره اين دو آیه 133 است. 133 هم يعني 19×7133 = 3 + 108 + 20 + 24- آیه 74:30 در سوره 74 است كه با حرف "ع" شروع ميشود حال كل آيات از ابتداي سوره 74 را در نظر بگيريد كه با حرف "ع" شروع ميشوند. در اين حالت 19 آیه داريم.آن 19 آیه:==============[74:10],[74:30],[74:41],[76:6],[76:18],[76:21],[77:6],[78:1],[78:2],[80:1],[81:14],[82:5],[83:23],[83:28],[83:35],[88:3],[90:20],[96:5],[96:10]==============و سرانجام گفت: «اين (قرآن) چيزى جز افسون و سحرى همچون سحرهاى پيشينيان نيست! (24)اين فقط سخن انسان است (نه گفتار خدا)!» (25)(اما) بزودى او را وارد سقر ( دوزخ) می‏كنم! (26)و تو نمی‏دانى «سقر» چيست! (27)(آتشى است كه) نه چيزى را باقى می‏گذارد و نه چيزى را رها می ‏سازد! (28)پوست تن را بكلى دگرگون می‏كند! (29)نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده ‏اند! (30)ماموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار داديم، و تعداد آنها را جز براى آزمايش كافران معين نكرديم تا اهل كتاب ( يهود و نصارى) يقين پيدا كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل كتاب و مؤمنان (در حقانيت اين كتاب آسمانى) ترديد به خود راه ندهند، و بيماردلان و كافران بگويند: «خدا از اين توصيف چه منظورى دارد؟!» (آرى) اين گونه خداوند هر كس را بخواهد گمراه می‏سازد و هر كس را بخواهد هدايت می‏كند! و لشكريان پروردگارت را جز او كسى نمی‏داند، و اين جز هشدار و تذكرى براى انسانها نيست! (31)سوره المدثر آیه 24 تا 31مدثر یعنی راز نهفته
در قران آمده الله سریع الحساب است یعنی اینکه می خواهد به اعمال ما دقیقا با علم ریاضی سرکشی
ورسیدگی نماید و وجود کامپیوتر های سرعتی این دوره این جمله را برایمان مفهوم می کند
چون در اینجا شهود و حضور است بنابراین حساب سریع است. تمام موجودات در نزد خداوند حاضرند و مشهود و معلوم علم خدا؛ «والله سریع الحساب؛ پس خدا سریع الحساب است (بقره/ 202) پس اصل حساب برای ماست که در ظرف علم و جهل می باشیم. مانند آیه شریفه قرآن: «مـالک یوم الدین؛ خداوند مالک روز پاداش است» (حمد/ 4) معنایش این نیست که خداوند مالک روز غیر جزا نیست؛ خداوند مالک همه روزهاست و مالک همه عوالم است، و پیوسته مالک است، مالک روز جزا و غیر جزا؛ ولی در روز جزا و پاداش برای انسان مشهود میشود و انسان اقرار و اعتراف به مالکیت مطلقه حقه حقیقیه او می کند. ما در اینجا آن اقرار و اعتراف را نداریم که إن الله هو المالک؛ در آنجا اعتراف می کنیم و لذا قرآن کریم به لسان اعتراف ما و برای بیان حال ما بیان کرده است که «مـالک یوم الدین» در آنجا نیز حساب برای روشن شدن و کشف مجهول برای انسان است.  روزى كه هر انسانى هر عملى را ازخير و شر انجام داده است، نزد خود حاضر مى يابد».
و يكى ديگر از علل سرعت حساب اين است كه علاوه بر حضور اعمال به صورت اخروى، صحيفه اعمال انسان همه چيز را ضبط مى كند چنان كه مى فرمايد:
(وَوُضِعَ الكِتابُ فَتَرى المُجْرِمينَ مُشْفِقينَ مِمّا فيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا مالِ هذَا الكِتابِ لا يُغادِرُصَغيرَةً وَلا كَبيرَةً إِلاّ أَحصاها...).(كهف/49)
«نامه عمل عرضه مى شود و گنهكاران را خواهى ديد كه از آنچه كه در آن است مى ترسند، و مى گويند واى بر ما اين نامه چيست كه هيچ عمل كوچك و بزرگى از قلم نينداخته است و آن را به حساب آورده است».
با اين شهود متعدد، براى بندگان خدا جاى شكى باقى نمى ماند و انسان با تمام ذرات وجود خود به صحت حساب و سرعت آن گواهى مى دهد.
البته حساب مقدمه جزا است خواه به صورت كيفر يا به صورت پاداش ولى در عين حال، حساب غير نتيجه آن است، از اين جهت بايد گفت، واقعيت «سريع الحساب»، غير «سريع العقاب» است تو گويى تفاوت اين دو بسان تفاوت مقدمه و ذى المقدمه است هرچند علاوه بر اين فرق، سريع الحساب، ممكن است مقدمه پاداش نيز باشد.
 

فتح 35=الگوریتم سرمایه گذار

 Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

بب

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

 

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

فتح 34=فاینانس وبانک

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

فاینانس 

فاینانس در ایران به تأمین منابع مالی مورد نیاز برای اجرای پروژه ها و خرید تجهیزات طرح های تولیدی (سرمایه ای) و همچنین خدمات فنی و مهندسی پروژه ها با استفاده از تسهیلات اعتباری خارجی میان مدت (وفق قراردادهای مالی بسته شده با اعتبار دهندگان خارجی) فاینانس گفته می شود.

فعالیت های قابل قبول

- اجرای پروژه های جدید زیربنایی، تولیدی، و طرح های توسعه ای؛
- خرید تکنولوژی، و تجهیزات سرمایه ای، و خدمات فنی مهندسی.
- استفاده کنندگان مجاز 
- اشخاص حقوقی (دولتی، خصوصی)

میزان تسهیلات

حداکثر به%۸۵ مبلغ قرارداد تجاری پروفرم و هزینه بیمه صادراتی مربوط (که بر اساس رتبه ریسک کشور استفاده کننده از تسهیلات محاسبه می شود) تسهیلات فاینانس تعلق می گیرد.

روش پرداخت تسهیلات

پرداخت تسهیلات فاینانس معمولا از نوع اعتبار اسنادی، به شرح زیر است:
- ۱۵% مبلغ اعتبار اسنادی به عنوان پیش پرداخت و میان پرداخت؛
- ۸۵% مبلغ اعتبار اسنادی از محل تسهیلات فاینانس.

توجه

نظر به ماده ۶۲ قانون محاسبات عمومی کشور،گشایش اعتبار اسنادی فاینانس برای وزارتخانه ها، سازمان‌ها، و شرکت های وابسته دولتی -که از بودجه عمومی استفاده می کنند- منوط است به تأیید"معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور" مبنی بر پیش بینی معادل ریالی اصل و فرع اقساط تسهیلات در بودجه سنواتی کشور (به منظور بازپرداخت در سررسیدهای مقرر) .

دوره استفاده از تسهیلات

دوره استفاده از تسهیلات قراردادهای مالی، بر اساس دوره حمل و اجرای پروژه (مندرج در قراردادهای تجاری) و با توجه به شیوه های"سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی (OECD)" تعیین می شود.

دوره بازپرداخت

تعداد و توالی اقساط: ۱۰ تا ۱۷ قسط متوالی ۶ ماهه .
سررسید نخستین قسط: ۶ ماه پس از شروع بازپرداخت (که با توجه به مفاد قراردادهای تأمین مالی تعیین می شود.)

وثیقه های اعتباری

- اموال غیر منقول؛
- سفته و برات؛
- برگ سپرده؛
- اوراق سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس؛
- اوراق بهادار؛
- سایر موارد (بر حسب تشخیص مراجع اعتباری بانک
ED.۱۳۹۵.۰۲.۲۹

فتح 33=فاینانس جهت تامین منابع مالی

 Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

 

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

فاینانس از دید خبر

حتماماً در اخبار وقتی حرف از پروژ‌ه‌های بزرگ عمرانی به میان می‌آید، نامش را شنیده‌اید. یکی از اصلی‌ترین تسهیلات برای اجرای طرح‌های کلان یک کشور که در ادامه بیشتر با آن آشنا می‌شوید.

فاینانس چیست؟

 آن‌گونه که متداول شده، فاینانس به تأمین منابع مالی موردنیاز اجرای پروژه‌ها و خرید تجهیزات طرح‌های تولیدی (سرمایه‌ای) و هم‌چنین خدمات فنی و مهندسی پروژه‌ها با استفاده از تسهیلات اعتباری خارجی میان‌مدت و وفق قراردادهای مالی منعقده با اعتباردهندگان خارجی اطلاق می‌شود.

در حقیقت فاینانس به معنی تأمین منابع مالی طرح‌های تولیدی توسط مؤسسات مالی نظیر بانک‌هاست که علی‌الاصول بازپرداخت آن‌ها به اعتباردهنده توسط شرکت‌های بیمه اعتبار صادرات تضمین و تأمین‌شده است. این روش که نوعی اعتبار خرید محسوب می‌شود، در قالب اعتبارات میان‌مدت است که بانک‌های اعتباردهنده به خریداران اعتبار اعطاء می‌کند.

به عبارتی دیگر، در مواقعی که فروشنده کالا حاضر به قبول اعتبار اسنادی مدت‌دار نمی‌شو‌د و خریدار به خاطر فقدان نقدینگی قادر به افتتاح اعتبار اسنادی نیست معمولاً خریدار از یک موسسه مالی درخواست می‌کند که وارد معامله شود و وجه معامله را به فروشنده نقداً پرداخت کند. معمولاً این تسهیلات بلندمدت است.

قرارداد این نوع اعتبارات در صورت وجود خط اعتباری فعال، بین بانک ایرانی و خارجی (اعتباردهنده) و تحت نظارت بانک مرکزی منعقد می‌شود. بانک خارجی تا ۸۵درصد مبلغ پروفرما را به متقاضی برای پرداخت وجه اسناد گشایش‌یافته تخصیص می‌دهد. ازنظر فروشنده/ذینفع، این نوع اعتبار دیداری (نقدی) است.

خلاصه آنکه قراردادهای فاینانس بدین مفهوم هستند که یک بانک یا موسسه تجاری خارجی وامی را به‌منظور عملیات معینی به کشور و یا شرکت مشخصی پرداخت کرده و درواقع کنترلی روی هزینه کردن آن ندارد و لذا تعهدی نیز برای به ثمر نشستن طرح نداشته و در سررسیدهای تعیین‌شده‌ای اصل‌وفرع آن را از طرف قرارداد و یا بانک تضمین‌کننده قرارداد دریافت می‌کند.

آیین‌نامه اجرایی شامل نکات زیر است

پیش‌پرداخت: خریدار خارجی باید قبل از حمل کالا نسبت به پرداخت پیش‌پرداخت و میان پرداخت معادل 15درصد ارزش قرارداد اقدام کند. بقیه یعنی 85درصد فاینانس شده و باید در قسط‌های متوالی 6 ماهه بازپرداخت شود. (هرسال 2 قسط)

نرخ بهره: نرخ بهره قابل‌اعمال برای اعتبارات صادراتی به طبقه‌بندی کشور خریدار بستگی دارد. کشورهای خریدار یا نسبتاً ثروتمند هستند یا نسبتاً فقیر.

دوره اعتبار: حداکثر دوره اعتبار صادراتی به کشورهای نسبتاً ثروتمند تا 5 سال و نسبتاً فقیر تا 10 سال است.

نکات ضعف:

 اخذ وثایق سنگین توسط بانک‌ها

گران تمام شدن استفاده از تسهیلات فاینانس

عدم مشارکت بانک‌ها در تأمین ریال

عدم آگاهی سرمایه‌گذاران صنعتی از فاینانس

ضعف آموزشی که در ناتوانی کارشناسان متبلور است

عدم هماهنگی بین دستگاه‌های مختلف دولتی متصدی فاینانس

فقدان کتب، نشریات، فیلم و نوار در خصوص فاینانس

فقدان بازار سلف ارز

نکات قوت

استفاده از تسهیلات فاینانس به‌مثابه وام‌های نظارت‌شده

حق انتخاب فنّاوری روز و مناسب توسط مجریان طرح‌های صنعتی

امکان استفاده از منابع مالی بین‌المللی

فتح 32=فاینانس وریفاینانس و یوزانس

 
 
Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎
 
(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))
بسم الله الرحمن الرحیم
 

فاینانس و ریفاینانس و یوزانس چیست؟

یوزانس

یوزانس نوعی از اعتبارات اسنادی است که در آن فروشنده ی کالا به خریدار مهلتی می دهد تا بتواند در این فاصله وجه اعتبار را بپردازد. در مواردی که فروشنده حاضر به قبول معامله یوزانس نمی گردد غالبا یک موسسه مالی یا بانک‌های تجاری ثالثی وارد جریان داد و ستد شده و وجه اعتبار را به فروشنده می پردازند تا در سر رسید بهره و اصل یوزانس را از خریدار اخذ نمایند.

اعتبارات اسنادی یوزانس «نسیه» از جهت شرایط، کاملا با اعتبارات اسنادی با پرداخت موخر یکسانند با این تفاوت عمده که برخلاف اعتبارات با پرداخت موخر در یوزانس کشیدن برات از سوی ذینفع برعهده ی بانک تامین کننده ی مالی و یا بانک گشاینده ی اعتبار الزامی است. بنابراین اگر به خاطر هزینه تمبر و کارمزد قبولی، شرط صدور برات از معامله حذف گردد، بایستی از اعتبار اسنادی با پرداخت موخر استفاده کرد.

معمولا یوزانس به صورت اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت تایید شده، صادر می شود تا تضمینی برای فروشنده کالا وجود داشته باشد. موسسه مالی یا بانک تجاری مذکور بهره مبلغ اعتبار را تا سررسید موعد آن از متقاضی اخذ خواهد کرد . نرخ بهره ای که شرکت‌های مالی می توانند اخذ نمایند حداکثر می تواند معادل نرخ بهره یوزانس اعلام شده توسط بانک مرکزی در روز گشایش اعتبار اسنادی باشد.

آنچه سبب می شود فروشندگان به گشایش اعتبارات یوزانس رغبت یابند تعهد پرداخت وجهی است که بانک گشاینده اعتبار در سررسید اعتبار بر عهده می گیرد. این میان تایید یک بانک دیگر هم ممکن است به تایید بانک گشاینده افزوده شود.

طبق آخرین دستور العمل بانک مرکزی در حال حاضر اعتبارات اسنادی یوزانس حداکثر ظرف مدت ۱۸۰ روز تا یکسال قابل گشایشند.

شایان ذکر است که نوع کالای خریداری شده در پذیرش گشایش یوزانس از سوی بانک‌ها تاثیر دارد و اعتبارات اسنادی یوزانس به هیچ وجه تمدیدپذیر نمی باشد.

یوزانس و انواع آن

 در اعتبار اسنادی یوزانس، خریدار کالا یا خدمات مبلغ پرداختی را به صورت نسیه به فروشنده کالا پرداخت می‌کند. هنگامی که فروشنده کالا (ذینفع اعتبار اسنادی) نسبت به حمل کالا اقدام و اسناد را بدون مغایرت به بانک ذیربط ارائه مینماید از تاریخ ارائه سند و پس از خاتمه یوزانس مبلغ کالای خودرا از بانک مربوطه اخذ خواهد کرد. در اعتبار اسنادی یوزانس اصل مبلغ کالا را فروشنده توافق می کند در موعد خاصی بعد از تحویل کالا دریافت نماید .

 فاینانس و ریفاینانس و یوزانس چیست؟

ریفاینانس (اعتبار اسنادی کوتاه مدت):
استفاده از تسهیلات کوتاه مدت بین بانکی ( معمولا یکساله ) را ریفاینانس گویند . نوعی گشایش اعتبار اسنادی می باشد که فروشنده/ذینفع در زمان معامله اسناد طبق شرایط اعتبار وجه اسناد را به صورت نقد از بانک کارگزار دریافت می نماید و خریدار با توجه به قرارداد منعقده با بانک در زمان تعیین شده در قرارداد اقدام به پرداخت وجه اسناد می نماید. حداکثر مهلت خریدار برای پرداخت وجه اسناد یک سال می باشد. برای روشن شدن بحث به قراردادی که بین بانک و متقاضی این نوع اعتبار بسته می شود در اینجا نگاهی بیندازید. شاید بهتر باشد برای روشن شدن مفهوم ریفاینانس آن را با اعتبار خریدار مقایسه کنیم.


اعتبار خریدار (Buyer’s Credit):
اعطای تسهیلات به خریداران یا کارفرمایان خارجی جهت خرید کالا و خدمات ایرانی در چارچوب قرارداد تأمین مالی را اعتبار خریدار می نامند.
این نوع تسهیلات با هدف فراهم نمودن امکان فروش مدت دار کالا و خدمات اعطاء می گردد. خریدار/ کارفرمای خارجی تمایل دارد وجه کالا یا خدمات دریافتی را به صورت مدت دار بپردازد در حالیکه فروشنده پیمانکار ایرانی ترجیح می دهد وجه مربوطه را بصورت نقدی دریافت کند. در اینجا بانک می تواند بصورت واسطه مالی ایفای نقش نماید. وجه مربوط را به فروشنده/ پیمانکار ایرانی بصورت نقدی پرداخت و در سررسید (های) مقرر از خریدار/ کارفرمای خارجی و یا بانک ایشان دریافت می کند.

این تسهیلات به خریداران خارجی کالا و خدمات ایرانی که حداقل 60٪ ارزش آن کالا ساخت ایران و یا 60٪ ارزش آن خدمات توسط متخصصان ایرانی قابل ارائه باشند، پرداخت می شود به این ترتیب که پس از صدور کالا یا خدمات مورد نظر بانک از جانب خریدار خارجی یا بانک وی حداکثر 85٪ ارزش سیاهه تجاری را به صادرکننده ایرانی پرداخت می نماید و خریدار خارجی یا بانک وی وجه مربوطه را علاوه بر سود متعلقه در سررسیدهای مقرر به بانک بازپرداخت می نماید. (فروش مدت دار)

ریفاینانس:
به موجب بخشنامه بانک مرکزی استفاده از خطوط اعتباری کوتاه مدت بین بانکی حداکثر یکساله جهت گشایش اعتبارات اسنادی بابت واردات کالا را اصطلاحا" ریفاینانس گویند.

کلیه وارد کنندگان کالا و خدمات می توانند اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی با استفاده از خطوط اعتباری بین بانکی نمایند. وارد کننده ایرانی می تواند نسبت به خرید کالا به صورت مدت دار اقدام نماید و وجه کالای وارداتی را بصورت اقساطی پرداخت نماید. در حالیکه فروشنده، وجه کالای خود را به صورت نقدی در زمان ارائه اسناد حمل دریافت می نماید.

تفاوت:
در اعتبار خریدار، خریدار خارجی تأمین مالی می گردد و در ریفاینانس خریدار ایرانی تأمین مالی می گردد. در اعتبار خریدار کالا یا خدمات توسط فروشنده ایرانی صادر می گردد. در ریفاینانس کالا توسط خریدار ایرانی وارد می گردد.

دراعتبار اسنادی یوزانس, بهره متعلق به سازنده(فروشنده) کالا میباشد. به این صورت که فروشنده درصد مشخصی راکه موردتائیدخریدار است به مبلغ فروش کالا اضافه میکند و اصل و فرع مبلغ را هنگام سررسید مطالبه میکند .می توانیم برای ثبت بهره در حسابها از سرفصل هزینه بهره غیر بانکی استفاده کنیم.
اما در اعتبار اسنادی به شکل ریفاینانس بانک تقبل میکند که درموعد مقرر, معادل قیمت کالا را از طرف خریدار پرداخت نماید و بعدا اصل و فرع آن را از خریدار دریافت نماید. درچنین شرایطی بهره ,متعلق به بانک است.در اینجا نیز می توانیم برای ثبت بهره در حسابها از سرفصل هزینه بهره بانکی استفاده کنیم.
در هر دو صورت بهره ها نباید به حساب قیمت تمام شده کالای خریداری شده لحاظ گردد بلکه باید در حساب هزینه بهره ( زیر مجموعه هزینه های مالی) ثبت گردد.

ü      در راستای تحقق آرمانهای شرکت سهامی بیمه ایران بعنوان تنها شرکت بیمه دولتی و در اجرای بند7 فرمان 10 ماده ای ریاست جمهوری مبنی بر حمایت از تولید کنندگان و سرمایه گذاران از راه ارائه پوششهای بیمه ای مناسب و نیز جهت افزایش امنیت مالی سرمایه گذاران و نیز دریافت کنندگان تسهیلات ارزی کشور و احتمال افزایش غیر قابل پیش بینی نرخ ارز و بروز مشکلات برای تولید کنندگان، شرکت سهامی بیمه ایران برای اولین بار در کشور با مجوز بیمه مرکزی ایران اقدام به بیمه نمودن نوسانات نرخ ارز نموده است که استقبال قابل توجهی از آن به عمل آمده است.

درتوضیحی  دیگر از یوزانس:

اعتبار اسنادی نسیه یا مدت دار(یوزانس): Usance L/C اعتباری است که وجه اعتبار بلافاصله پس ز ارایه اسناد از سوی ذینفع ، پرداخت نمیشود بلکه پرداخت وجه آن، بعد از مدت تعیین شده صورت میگیرد.در واقع فروشنده به خریدار مهلت میدهد که بهای کالا را پس از دریافت و فروش آن بپردازد. معامله یوزانس معمولا در کشورهایی انجام میگیرد که کمبود ارز دارند. اینکوترمز ( هدف و قلمرو ): هدف از اینکوترمز ارائه مجموعه‌ ای از مقررات بین المللی برای تفسیر متداولترین اصطلاحات مورد استفاده در تجارت خارجی است. و بدین ترتیب از چندگانگی تفسیر این اصطلاحات در کشورهای مختلف پرهیز می شود یا حداقل تا میزان ملاحضه ‌ای کاهش می‌یابد. اغلب طرفین قرارداد از روشهای تجاری مختلف کشور مقابل بی اطلاع هستند. این موضوع می‌تواند موجب سوء تفاهم اختلاف و دعوی حقوقی و اتلاف وقت و پول ناشی از آنها شود. و به منظور رفع چنین مشکلاتی اتاق بازرگانی بین المللی اولین بار در سال 1936 مجموعه‌ای از مقررات بین المللی را برای تفسیر اصطلاحات تجاری منتشر کرد که به «اینکوترمز 1936» موسوم شد. بعداً در سالهای 1953، 1967، 1976، 1980، 1990 و اکنون در سال 2000 به منظور انطباق با روشهای معمول تجارت بین المللی جاری اصلاحات و اضافاتی در آن صورت گرفته است. تاکید می‌شود که قلمرو اینکوترمز به موضوعاتی که مربوط به حقوق و وظایف طرفین قرار داد فروش با توجه به تحویل کالای فروخته شده محدود می‌گردد. گشایش اعتبار اسنادی با استفاده از تسهیلات اعتباری خارجی ( فاینانس ). استفاده از خطوط اعتباری کوتاه مدت بین بانکی حداکثر یکساله برای واردکنندگان( ریفاینانس ). در اعتبارات بصورت فاینانس و ریفاینانس فروشنده با ارائه اسناد و مدارک حمل کالا مبلغ معامله را بطور کامل اخذ مینماید تنها خریدار است که از تسهیلات مذکور استفاده میکند.



 

اعتبار اسنادى نقدى و یا دیدارى (At Sight L/C)

اعتبارى است که پرداخت وجه معامله بلافاصله بعد از رؤیت اسناد و در صورت عدم مغایرت آن به فروشنده (ذى‌نفع اعتبار) تحقق مى‌یابد.

 
 

اعتبار اسنادى با پرداخت مؤخّر (مدت‌دار) (Defered Payment L/C)

در این گونه اعتبارات ذى‌نفع اعتبار پس از ارائه اسناد به بانک تعیین شده در صورت عدم مغایرت در موعد تعیین شده در آینده وجه معامله را دریافت خواهد نمود. مثلاً اگر توافق شده باشد مبلغ اعتبار با پرداخت مدت‌دار ۱۲۰ روزه پرداخت شود، در موعد تعیین شده بانک وجه اعتبار را به ذى‌نفع اعتبار پرداخت مى‌کند.

 

تذکر: در این نوع اعتبارات براى پرداخت مدت‌دار براتى صادر نمى‌گردد تا ذى‌نفع اعتبار این امکان را داشته باشد تا در صورت احتیاج با تنزیل برات و وجه معامله را دریافت کند. به همین خاطر از نظر فروشنده یا ذى‌نفع این اعتبار یکى از نامناسب‌ترین روش‌هاى دریافت مجه کالا است، در حالى‌که براى متقاضى اعتبار یا خریدار چون هزینه ابطال تمبر و تهیه برات را ندارد و مناسب‌ترین روش به شمار مى‌آید.

 
 
 
 

یوزانس داخلى Refinance

در مواقعى که فروشندگان خارجى از فروش کالا به‌صورت یوزانس خوددارى مى‌نماید و یا بهره بالائى را مطالبه مى‌کنند، بانک مرکزى از طریق خطوط اعتبارى Credit Lines که بانک‌هاى خارجى در اختیار وى قرار مى‌دهند، اقدام به تأمین مالى خرید و واردات کالا مى‌کند. در این حالت فروشنده کالا یا ذى‌نفع اعتبار پس از ارائه اسناد معامله وجه کالا را از بانک معامله‌کننده اسناد دریافت مى‌کند و بانک خارجى که در اینجا نقش فاینانسر را دارد در سررسید اصل و بهره وجه خود را مطابق قرارداد منعقده از بانک مرکزى ایران دریافت مى‌کند. این‌گونه معاملات را یوزانس داخلى مى‌نامند. و بانک مرکزى درصدى از قیمت کالا را به‌عنوان بهره یوزانس داخلى از واردکنندگان اخذ مى‌کند.

 
 
فایناس Finance

در مواقعى که فروشنده کالا حاضر به قبول اعتبار اسنادى یوزانس نمى‌گردد و خریدار یا به خاطر فقدان نقدینگى و یا به خاطر شرایط ارزى کشور قادر به افتتاح اعتبار اسنادى دیدارى نمى‌باشد، معمولاً خریدار از یک شرکت مالى (عمدتاً مؤسسات مالى یا بانک‌هاى تجاری) درخواست مى‌کند که وار معامله شده و وجه معامله را به فروشنده نقداً پرداخت کند و در سررسید یوزانس اصل و بهره یوزانس را از خریدار کالا اخذ و یا اعتبار یوزانس گشایش شده را به نفع خود خریدارى نماید. باید توجه داشت که بهره یوزانس را ریسک کشور خریدار در بازار جهانى ارز تعیین مى‌کند.

 

این مؤسسات را Financer (تأمین کننده مالى یا سرمایه‌گذار) مى‌گویند.

 اعتباراسنادینقدیانسیه     دیدارییایوزانس

در حال حاضر در سیستم بانکی کشورمان اعتبارات اسنادی را از لحاظ زمان پرداخت ارز به دو دسته زیر می‌توان تقسیم کرد: 

     اعتبارت اسنادی نقدی  دیداری Sight LC
      اعتبارت اسنادی نسیه  یوزانس  Usance LC

در اعتبار اسنادی گشایش شده به صورت دیداری (نقدی) هنگامی که ذینفع اعتبار اسنادی نسبت به حمل کالا اقدام و سپس اسناد حمل بدون مغایرت مطابق با شرایط در متن اعتبار اسنادی را به بانک ذیربط (بانک گشاینده اعتبار) ارائه می دهد بانک مزبور موظف است پس از رسیدگی اسناد نسبت به پرداخت اعتبار اسنادی مطابق آنچه در متن اعتبار اسنادی قید شده عمل نماید. 

در اعتبارات اسنادی گشایش شده به صورت یوزانس، هنگامی که ذینفع اعتبار اسنادی نسبت به حمل کالا اقدام و اسناد بدون مغایرت را به بانک ذیربط ارائه می دهد. از تاریخ ارائه اسناد و پس از خاتمه دورة یوزانس مبلغ اعتبار را از بانک مربوطه اخذ خواهد نمود. مثلاً چنانچه اعتبار اسنادی به صورت یوزانس یک ساله به  نفع شرکت نمونه گشایش شده باشد و شرکت نمونه در تاریخ 1/10/84 اسناد حمل مطابق با شرایط اعتبار و بدون مغایرت به بانک معامله کننده ارائه داده باشد. مبلغ اعتبار در تاریخ 1/10/85 به شرکت نمونه پرداخت خواهد شد. عموماً ذینفع اعتبار با توجه به نوع کالا از قبول اعتبار اسنادی گشایش شده به صورت یوزانس امتناع می‌ورزد و خواستار اعتبار اسنادی دیداری می گردد. در واقع چنان چه کالای موضوع اعتبار دارای بازار (تقاضا) خوبی باشد، فروشنده راساً از قبول اعتبار اسنادی یوزانس خودداری می‌کند و از متقاضی اعتبار درخواست می‌نماید که نسبت به یافتن شرکت های معتبر (مانند بانک‌های تجاری) برای تأمین مالی اعتبار (Finance) اقدام نماید. در صورت قبول شرکت مالی موردنظر ذینفع اعتبار در روز معامله اسناد مبلغ اعتبار را از شرکت مزبور دریافت می‌دارد و این شرکت مبلغ اعتبار به علاوه بهره یوزانس را در سررسید (پایان دوره یوزانس) از بانک ذیربط اخذ می‌نماید. 

در مواقعی که کشورها به کالاهای خاصی احتیاج مبرمی پیدا نماید و فروشندگان خارجی که بازار را در اختیار دارند و از فروش به صورت یوزانس خودداری می‌کنند بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با برخی از بانک‌های خارجی مانند بانک استاندارد چارتر یا بانک صادرات ایران در دبی یا آی.ان.جی بانک و غیره اقدام به انعقاد قرارداد می‌نماید تا بانک مذبور در روز معامله اسناد نسبت به پرداخت وجه اسناد به ذینفع اعتبارات اسنادی گشایش شده توسط بانک‌های ایرانی اقدام نمایند. 

بانک‌های فوق الذکر براساس قرارداد در سررسید (پایان دوره یوزانس) مبلغ اعتبار پرداختی به علاوه بهره یوزانس را از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران دریافت می ‌دارند. به این نوع یوزانس اصطلاحاً یوزانس داخلی (Refinance) گفته می شود. 

تفاوت یوزانس داخلی با یوزانس در این است که در یوزانس داخلی بانک مرکزی فاینانسر را انتخاب و با آن قرارداد منعقد نموده است یا به عبارت مصطلح از خطوط اعتباری که بانک‌های خارجی در اختیار بانک مرکزی گذاشته‌اند برای تأمین مالی خرید و واردات کالا استفاده می‌شود

روش تامین مالی پروژه های زیربنایی

 نحوه تامین مالی و تهیه بودجه اجرایی لازم برای انجام پروژه های زیربنایی و بهره برداری از محصولات و خدمات حاصل از آنها در حال حاضر به عنوان یکی از مهمترین چالش های پیش روی کشورهای در حال توسعه مطرح می باشد.

با توجه به وضعیت خاص کشورهای در حال توسعه و بحران های مالی در این کشورها امکان تامین سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژه های بزرگ به راحتی فراهم نمی شود ، لذا استفاده از راه دیگر ، یعنی جذب سرمایه های خارجی در این کشورها مورد توجه قرار می گیرد 

استفاده از منابع داخلی و خارجی در تأمین مالی پروژه ها

در صورت استفاده از منابع داخلی
1- تخصیص بخشی از درآمد کل کشور
2- تخصیص بخشی از درآمد حاصل از صادرات

در صورت استفاده از سرمایه های خارجی
1- روش های قرضی(استقراضی)
2- روش های غیر قرضی (سرمایه گذاری)


روش های قرضی(استقراضی)
در این گونه از روش ها کشور سرمایه پذیر وامی را از کشور یا موسسه وام دهنده دریافت میکند و موظف است در سررسید های مقرر اقساط بازپرداخت آن را به وام دهنده بپردازد. در این نوع روشها کشور یا بانک وام دهنده هیچ گونه ریسکی را نمی پذیرد و تمام ریسک ها متوجه کشور وام گیرنده است .

این دسته از روشهای تامین مالی پروژه ها خود دارای دو شکل است :
1- کشور یا موسسه وام دهنده هیچ گونه شرطی را برای نحوه ی مصرف وام پرداختی قرار نمیدهد و در واقع فاز تأمین مالی از فاز اجرایی آن کاملا جدا است.
2- کشور یا موسسه وام علاوه بر اعطای وام ، به نحوه هزینه شدن آن نیز نظارت کامل داشته و نوع مصرف را از ابتدا با وام گیرنده شرط می کند .
روش های قرضی (استقراضی) 
فاینانس : فاینانس در لغت به معنی « مالیه » یا تامین مالی می باشد و در بحث سرمایه گذاری به تامین مالی از طریق استفاده از منابع داخلی و یا دریافت و استفاده از وام ارزی اطلاق می گردد .
یوزانس : یوزانس در لغت به معنی «فرجه» ، «مهلت» و «وعده پرداخت» آمده است و در اصطلاح سرمایه گذاری به معنی توافق بر پرداخت قیمت فناوری و تجهیزات دریافت شده در قبال ارایه برات مدت دار میباشد .  معامله یوزانس معمولا در کشورهایی انجام میگیرد که کمبود 
ارز دارند.
خطوط اعتباری : در این حالت دریافت کننده خط اعتباری بدون پرداخت هیچ گونه پولی اجازه می یابد به اندازه معینی از تولیدات یا خدمات اعطا کننده خط اعتباری استفاده کرده و مطابق توافقات قبلی اقدام به بازپرداخت آن نماید .
وام های بین المللی : این روش به برقراری مشروط و مشخص برای استفاده از وام و اعمال کنترل موسسه وام دهنده بر نحوه هزینه شدن وام در زمان اجرای پروژه بر میگردد . در این گونه موارد می بایست مطالعات امکان سنجی الزام شده توسط وام دهنده به انجام رسیده و توجیه فنی و اقتصادی پروژه مورد قبول وی قرار گیرد .
تفاوت روش فاینانس با روش یوزانس :
در روش فاینانس تنها بحث تامین مالی و دریافت پول به صورت وام مطرح است ، در حالی که در روش یوزانس بحث کالا ، خدمات و یا دانش فنی نیز وارد شده و در واقع این فناوری ها از کشور یا موسسه خارجی خریداری می گردد . با توجه به نرخ بهره و تنظیم نرخ محصول توسط وام دهنده این روش بسیار پرهزینه است.

تفاوت روش فاینانس با روش وام های بین المللی :
وام های دریافتی در این روش با روش فاینانس یک تفاوت عمده دارد و آن هم به برقراری مشروط و مشخص برای استفاده از وام و اعمال کنترل موسسه وام دهنده بر نحوه هزینه شدن وام در زمان اجرای پروژه بر میگردد 
روشهای غیر قرضی (سرمایه گذاری)
در روش سرمایه گذاری تامین کننده ی منابع مالی (سرمایه گذار) با قبول ریسک ناشی از به کار گیری منابع مالی در فعالیت یا طرح مورد نظر ، برگشت اصل و سود منابع سرمایه گذاری شده را از عملکرد اقتصادی طرح انتظار دارد . 

استفاده از روش های سرمایه گذاری به دو صورت زیر انجام می گیرد : 
1- سرمایه گذاری مستقیم خارجی
2-سرمایه گذاری غیر مستقیم خارجی
3-معاملات جبرانی

سرمایه گذاری مستقیم خارجی :

منظور از سرمایه گذاری مستقیم خارجی، مشارکت یک یا چند سرمایه گذار خارجی در سهام ثبت شده یک موسسه داخلی است که حق و حقوقی را برای سرمایه گذار ایجاد می کند.
این نوع از سرمایه گذاری دارای مزایا و معایب مختلفی است . از جمله مزایای این روش برای دریافت کننده سرمایه عبارت است از : انتقال دانش فنی ، افزایش توانمندی نیروی انسانی ، مشارکت در سود و زیان ، اشتغال زایی ، عدم نیاز به سپردن تعهد مالی ، کسب تجربه های مدیریتی و ... .در عین حال با توجه به این که معمولا کشورهای سرمایه گذاربه انحای مختلف سعی در بالابردن سود خود و صرف کمترین هزینه و انتقال کمترین دانش ممکن را دارند، کشور سرمایه پذیر باید در تمام مراحل بسیار با دقت عمل نماید .

انواع روشهای سرمایه گذاری مستقیم خارجی :

* تملک یا خرید
* ایجاد شعبه فرعی از شرکت 
* سرمایه گذاری مشترک 
* مشارکت در تولید 
*مشارکت در سود 
* مشارکت زمانی 
* مشارکت در سود 

سرمایه گذاری غیرمستقیم خارجی :

در این نوع از سرمایه گذاری، کشور یا موسسه خارجی از طریق اوراق بهاداری نظیر سهام، اوراق قرضه بلندمدت، اوراق مشارکت بین المللی و ... در تامین مالی پروژه مشارکت می نماید . 
تفاوت این روش با سرمایه گذاری مستقیم در این است که در اینجا سرمایه گذار در روند اجرای پروژه دخیل نشده و نظارتی ندارد و از نظر مالی تیز تعهداتی نمی سپارد؛ تنها در صورت سود یا زیان پروژه، بر اساس سهم الشراکه داده شده، سود دریافت می کند 

معاملات جبرانی :

در این نوع از سرمایه گذاری که به آن معاملات متقابل نیز می گویند، کشور یا موسسه سرمایه گذار در قبال فراهم سازی منابع نقدی (سرمایه لازم برای خرید تجهیزات و نیروهای تولید) و غیر نقدی (تجهیزات، تکنولوژی، دانش فنی و ...) مورد نیاز برای اجرای پروژه، اصل سرمایه (مالی و غیر مالی) خود را به همراه سود انتظاری از محل محصولات یا خدمات تولیدی همان پروژه یا طرح های داخلی دیگر و یا در برخی موارد به صورت معادل ارزی می نماید 
• مهمترین روش های معاملات جبرانی :

* معاملات تهاتری
* خرید متقابل
* افست
* بیع متقابل
* روش های تأمین مالی، طراحی و ساخت
* تأمین مالی پروژه ها
* بیع متقابل :

معامله بیع متقابل یکی از شیوه های تجارت متقابل است که نسبت به دیگر شیوه های آن و همچنین نسبت به خرید عادی تسهیلات از شکل پیچیده تری برخوردار است.
در حالت کلی در این قرارداد، ابتدا تسهیلات و تجهیزات تولیدی توسط فروشنده اولیه به خریدار اولیه فروخته می شود و پس از تولید محصولات، خریدار اولیه محصوللات تولید شده توسط تجهیزات فروشنده اولیه را به او خواهد فروخت

فتح 31=پژوهش فاینانس و اقتصاد

فاینانس چیست؟

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

 

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

همه ما در مرحله انتخاب موضوع پژوهش و عنوان پایان‌نامه یا مقاله‌های پایان‌نامه کارشناسی ارشد و دکترا، با چالش و ابهام مواجه بوده‌ایم. گاه موضوعی که برای ما جذاب است، موضوع داغی برای جامعه پژوهشی و بازار کار به حساب نمی‌آید و گاه هم که موضوع برای همه هیجان‌انگیز است، داده‌های کافی برای مطالعه آن، برای یک منطقه خاص مثل ایران، موجود نیست! در مواردی، پیچیدگی نظری موضوع، فرای توانایی و امکانات علمی پژوهشگر است و گاه هم بررسی یک موضوع جذاب، به یک پرسش مشخص، خوب و جدید برای پژوهش منجر نمی‌شود. و البته همه اینها، سوای این است که نتایج کار روی یک پرسش جذاب با حدس‌های اولیه پژوهشگر سازگار نباشد یا نتایج معنی‌داری تولید نکند.
انتخاب موضوع پایان‌نامه، در واقع یافتن پرسش خوب برای پژوهش است. هرچند پرسش خوب برای پژوهش، به ترجیحات و امکانات پژوهشگر بستگی دارد، اما می‌توان ویژگی‌هایی برای آن فهرست کرد: مواردی همچون داغ بودن موضوع (‌و نهایتاً، بهره‌مندی از فرصت‌های بیشتر شغلی و دریافت گرنت‌های پژوهشی‌)، کاربردی بودن و هدف قرار دادن یک مساله مهم سیاستگذاری( مسائلی از قبیل تورم، مدیریت درآمدهای ارزی، نرخ بهینه ارز در ایران و...‌)، پاسخگویی به چالش‌های آتی جامعه (موضوعاتی همچون نظام تامین اجتماعی، گرمایش زمین، بهداشت و درمان در کشور و...‌)، بهبود یک روش پایه در روش‌شناسی پژوهش (و اثرگذاری بر جامعه علمی)، پتانسیل گسترش پژوهش و تهیه مقالات بیشتر در آینده بر محور موضوع کنونی، کاربردی بودن نتیجه پژوهش برای بنگاه‌های داخلی (مثلاً رفع یکی از مسائل بنگاه‌ها، مثل توسعه روش‌های ارزیابی ریسک اعتباری یا مدیریت ریسک نرخ ارز برای بانک‌ها و بنگاه‌های داخلی).
طی سال‌های اخیر، نویسنده، ای‌میل‌های بسیاری برای همفکری درباره انتخاب موضوع پژوهش دریافت کرده که حاوی پرسش‌هایی از این قبیل بوده‌اند: دوست دارم در دوره دکترایم روی استفاده از نظریه بازی‌ها در مطالعه بازارهای مالی کار کنم. از کجا باید شروع کنم؟ پاسخ استاندارد به این قبیل پرسش‌ها (که البته پاسخ رایج در جامعه اقتصاددانان است)، این بوده که پژوهش باید از درک یک مساله جذاب، و نه انتخاب ابزار، آغاز شود. به عبارت دیگر، نباید اول چکش (نظریه بازی‌ها) را دست گرفت و بعد دنبال میخ رفت، بلکه نخست باید آنچه درصدد ساختن‌اش هستیم را شناخت و بعد، متناسب با آن، ابزار پژوهش را انتخاب کرد (مثلاً نظریه بازی‌ها برای مطالعه بازارهای مالی).
 
لزوم تخصص در استفاده از برخی ابزارها
یک اشکال مهم که به دفعات در مورد دانشجویان تازه‌کار مشاهده می‌شود، عدم توجه به اهمیت «ورزیده شدن» است. بارها و بارها دانشجویان ابراز می‌کنند که مثلاً دوست دارند با رویکرد سازماندهی صنعتی به تحلیل مسائل اقتصاد بهداشت در ایران بپردازند ولی عملاً هیچ وقتی برای عمیق شدن در حوزه سازماندهی صنعتی صرف نکرده‌اند و صرفاً نگاهی سریع به مقدمات آن داشته‌اند! نتیجه این می‌شود که پرسش‌هایی که در ابتدای کار طرح می‌شود، گاه تکراری و در بعضی موارد، به دلیل عدم ورزیدگی پژوهشگر در استفاده از ابزارها، فاقد پیچیدگی نظری لازم هستند.

 به نظر می‌رسد که برخی دوستان می‌خواهند کار با کلیت ابزار را در جریان انجام پژوهش یاد بگیرند. این شیوه، به نظر من بسیار ناکارآمد است و موجب اتلاف انرژی پژوهشگر می‌شود؛ چراکه برای مثال، بررسی مساله‌ای را شروع می‌کنید که اصولاً با ابزاری که در ذهن دارید به سادگی قابل مطالعه نیست. فرض کنید دوست دارید ویژگی‌های بانکداری اسلامی را وارد مدل‌های تعادل عمومی کلان کنید. این کار، بسیار ارزشمند به نظر می‌رسد ولی پیش از شروع پژوهش، باید مطمئن شویم که به قدر کافی با مدل‌های استاندارد تعادل عمومی سر و کله زده‌ایم و وقت صرف کرده‌ایم تا بدانیم که این مدل‌ها اصولاً چه نوع اضافاتی را می‌پذیرند و چه گروهی از متغیرها قابل وارد کردن به این مدل‌ها نیست.
 
نقش استاد راهنما
دقت کنیم که سبک استادان راهنمای مختلف با یکدیگر متفاوت است. برخی استادان ترجیح می‌دهند فقط جهت‌گیری کلی را به دانشجو داده، او را به سمت مسائل مهم و باارزش و یافتن پرسش خوب برای پژوهش سوق دهند. برخی استادان حاضرند در مورد جزییات هم وقت صرف کنند و دانشجو را در مورد جزییات مدل‌سازی یا آزمون‌های اقتصادسنجی یاری کنند. برخی استادان، علاقه دارند کار مشترکی با دانشجوی خود داشته باشند و برخی دیگر از این موضوع پرهیز می‌کنند یا تمایل زیادی به آن نشان نمی‌دهند.

 
رویکردهای پژوهش در اقتصاد
در یک نگاه کلی، پژوهش‌های جریان اصلی در اقتصاد به دو رویکرد نظری و امپریکال تقسیم می‌شود. البته این، غیر از روش مطالعه در رویکردهای غیرارتدوکس و انتقادی است که در آنها انواع روش‌های کیفی و کمی به کار می‌رود. تقسیم‌بندی کلی نظری و امپریکال را می‌توان با تفصیل بیشتری شامل موارد زیر دانست.

رویکردهای نظری
پژوهش‌های مبتنی بر این رویکردها، معمولاً بخش امپریکال ندارند (یا بخش امپریکال آنها صرفاً برای توجیه اهمیت مساله است) و یک مدل ریاضی جدید برای تحلیل مساله‌ای که قبلاً بررسی نشده، یا رویکردی جدید برای درک مساله‌ای قدیمی را پیشنهاد و تحلیل می‌کنند. مدل‌های نظری، خود به مدل‌های خُرد (مثل مدل‌های نظریه بازی‌ها، مدل‌های سازمان‌های صنعتی، مدل‌های شبکه، نظریه قراردادها) یا مدل‌های تعادل عمومی مثل مدل‌های رایج در اقتصاد کلان مدرن (از جمله مدل‌های چرخه‌های تجاری حقیقی) یا مدل‌های قیمت‌گذاری در اقتصاد مالی تقسیم می‌شوند. البته در این میان، مدل‌های نظری ریاضیات مالی نیز وجود دارند که زیرشاخه‌ای مختص رشته فاینانس هستند و شاید معادل چندانی برای آنها در اقتصاد نتوان یافت.

رویکردهای تجربی صرف
در پژوهش‌های مبتنی بر این رویکردها، هرچند چارچوب ذهنی اقتصادی، کلیت مساله را هدایت می‌کند، ولی مقاله فاقد یک مدل ریاضی و رسمی نظری است و عمده مکانیسم‌های اقتصادی در چارچوب زبان طبیعی (یعنی جملات) بیان می‌شوند. معمولاً پس از تشریح مکانیسم‌های ممکن، مدل‌های اقتصادسنجی یا آماری (مثل مدل OLS ساده، لاجیت/پرابیت، مدل‌های بقا و...) که متناسب با مساله است تشریح شده و نتایج بیان می‌شود.

رویکردهای نظری تجربی
این رویکردها، یک تحلیل نظری بدیع یا قانع‌کننده از موضوع را با شواهد امپریکال مربوط به آن ترکیب می‌کنند. مقالات مبتنی بر این رویکردها، معمولاً دو بخش اصلی دارند که در بخش اول، تحلیل ریاضی مساله ارائه می‌شود و در بخش دوم، روش‌های مختلف اقتصادسنجی برای آزمون فرضیات مطرح‌شده در مدل نظری، معرفی می‌شوند. استفاده از این رویکرد برای تالیف مقاله در بسیاری از حوزه‌های اقتصاد، اکیداً توصیه می‌شود!

رویکرد تخمین ساختاری
طبق این رویکرد، ابتدا یک مدل نظری غنی (که معمولاً جزییات بیشتری را نسبت به رویکرد فروکاسته‌تر نظری که پیشتر توضیح دادیم در‌بر دارد)، ساخته می‌شود. از آنجا که مدل‌ها در این رویکرد معمولاً به شیوه محاسبات عددی حل می‌شوند، بسیاری از فروض محدودکننده و ساده‌سازی‌هایی که در رویکرد نظری به کار گرفته می‌شوند تا امکان حل فرم بسته یا تحلیلی مدل را فراهم کنند، در این رویکرد کنار گذاشته می‌شوند. پس از حل عددی مدل، خروجی‌های مدل با مقادیر دنیای واقع تطبیق داده شده و از طریق پارامترهای درون مدل تخمین زده می‌شوند.

رویکرد آزمایشگاهی، رفتاری و عصبی
این سه رویکرد با هم تفاوت دارند. طبق رویکرد آزمایشگاهی، هدف ما لزوماً نقض رویکردهای استاندارد نیست؛ بلکه می‌خواهیم با طراحی شرایط آزمایشگاه، رفتار افراد را در آن شرایط بسنجیم. رویکرد رفتاری در پی درک قواعدی است که رفتار افراد در شرایط مختلف (مثلاً در شرایط ریسک، در شرایط عدم دسترسی کامل به اطلاعات، در شرایط تاثیر گروه، در شرایط جسمی متفاوت و...) را شکل می‌دهد. به یک معنی، چارچوب رفتاری نگاه انتقادی‌تری نسبت به چارچوب نظری استاندارد اقتصاد نئوکلاسیک اتخاذ می‌کند و اصراری ندارد که فقط به دنبال این قواعد در آزمایش‌ها باشد.

رویکرد محاسباتی /تقریبی
این رویکرد، در فاینانس معمول‌تر است و اهمیت آن در اقتصاد، شاید به اندازه فاینانس نباشد. در این رویکرد، پژوهشگر سعی می‌کند روش‌های محاسباتی و رایانه‌ای کارآمدتری برای حل مسائل پیچیده‌ای که حل آنها غیرممکن یا بسیار زمان‌بر بوده پیدا کند. انواع الگوریتم‌های حسی، شیوه‌های تقریب‌زنی ریاضی و تکنیک‌های مختلف محاسبات عددی در این حوزه رایج هستند.

 
جست‌وجوی اولیه برای بررسی ادبیات حول موضوع پژوهش
تعداد ارجاع هر مقاله تخمین خوبی از جدیت مقاله از نظر جامعه علمی در اختیار می‌گذارد. نگاه کردن به ارجاعات کمک می‌کند تا مقالاتی را که نوشته شده ولی عملاً آنقدر جالب و مهم نبوده که مورد توجه قرار بگیرد‌، کنار بگذاریم. یک حسن جست‌وجو در گوگل اسکالر، امکان دسترسی به نسخه‌های مختلف یک مقاله و مشخصاً فایل‌های پی‌دی‌اف قابل دسترسی عمومی است.

 
انتخاب موضوع نهایی
بد نیست یادآوری کنیم که هیچ موضوعی نمی‌تواند از همه جهات عالی باشد. یک تله معمول در پژوهش، کمالگرایی بیش از حد و صرف وقت بسیار برای یافتن موضوع بسیار جذاب است. فراموش نکنیم که بسیاری از پژوهش‌های عالی، در ابتدا با پرسشی متوسط شروع کرده‌اند و بعد، در طول زمان، این پرسش پخته‌تر شده و نهایتاً به موضوعی اثرگذار و جذاب تبدیل شده است. پیش از اینکه وارد مثال‌های خاص ایران شویم، یک تجربه جهانی را مرور کنیم. این مثال، نمونه‌ای از مشاهدات یک اقتصاددان با چشم باز است. فردی، وقتی در تایپه (پایتخت تایوان) قدم می‌زده می‌بیند که ماهی‌فروشان محلی، شکل خاصی از مکانیسم حراج را به کار می‌برند که در آن به جای ثابت فرض کردن کالا و بالا بردن قیمت، ماجرا برعکس است. ماهیگیر، قیمت مشخصی (مثلاً 10 واحد) برای یک سطل خالی ماهی تعیین می‌کند و بعد شروع می‌کند به افزایش تدریجی تعداد ماهی‌های درون سطل. برنده حراج کسی است که زودتر از بقیه رضایت بدهد که آن تعداد ماهی را به 10 دلار بخرد. این مشاهده روزمره پایه‌ای می‌شود برای معرفی حراج تایپه (به تبع اسامی دیگر حراج مثل حراج هلندی و انگلیسی و...). لذا مقاله‌ای که در ژورنال معتبری چاپ می‌شود سعی می‌کند ضمن تحلیل ریاضی این نهاد خاص، رفتار آن را تحت شرایط مختلف بررسی کند.

وقتی راجع به ایران صحبت می‌کنیم، مجموعه‌ای از ساختارهای نهادی و ویژگی‌های اقتصادی و سیاسی آن باعث می‌شود تا مدل‌سازی اقتصادی به طور خاص برای ایران معنی داشته باشد. نمونه‌هایی از این ویژگی‌های خاص عبارتند از: تورم بالا، فقدان ابزارهای مالی با بهره ثابت، نبود مکانیسم‌های رایج برای تنظیم دائمی نرخ بهره، وابستگی درآمد ارزی به قیمت نفت، تحریم، کم‌عمق بودن بازار مالی، فاصله درآمدی میان استان‌های مختلف کشور، پرهزینه بودن اعمال قراردادها، مشارکت پایین زنان در بازار کار، نبود بازار ابزارهای مدیریت مالی (مثل قراردادهای آتی و اختیارات و نرخ ارز)، نبود اوراق خزانه با افق‌های طولانی و... که جای کار بسیاری دارند.

فتح 30=خریداری حرف فاینانس

 Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

 

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎


حرف فاینانس خریدار دارد

 

علم اقتصاد مالی یا فاینانس در چند دهه اخیر باعث تحرک و پویایی فراوانی در بازارهای مالی در دنیا شده است. ابزارها و مشتقات جدیدی که هر روز در قراردادهای بین افراد حقیقی و حقوقی ابداع می‌شوند، تنوع بالایی به این بازارها بخشیده و به نوعی اثر عملی یک علم دانشگاهی در معاملات و مبادلات روزانه در اقتصاد خودش را نشان داده است. با تببین و توضیح فاینانس و کاربرد آن در دنیای مدرن امروزی، بازارهای مالی ایران نیز باید هر چه سریع‌تر با امکان‌سنجی مناسب راه ورود ابزار جدید و نوآوری را باز کنند. در سایه این نوآوری‌هاست که می‌توان به تامین سرمایه بنگاه‌ها در بازارهای مالی امیدوار بود. شاید با استفاده از این ابزار جدید بتوان از بازار ناکارا و کم‌بهره‌ور به سوی بازاری چابک و پویا حرکت کرد.

■■■
  

 در چند دهه اخیر اقتصاد مالی یا فاینانس اهمیت بسیار زیادتری نسبت به گذشته پیدا کرده و در محافل علمی نیز توسعه قابل‌توجهی داشته است. در حال حاضر به فاینانس به عنوان یک علم مستقل نگریسته می‌شود یا زیرشاخه‌ای از علم اقتصاد؟ ممکن است تعریفی مختصر از علم مالی داشته باشید؟
فاینانس، به شکل مدرنش، از حدود 50 سال قبل شکل گرفت. شکی هم نیست که پایه و اساس فاینانس ریشه در علم اقتصاد دارد. شیوه و اسلوب فاینانس همانی است که در اقتصاد است؛ به این صورت که مثلاً یک مصرف‌کننده را مدل کند و برایش یک تابع مطلوبیت در نظر بگیرد و تجزیه و تحلیل کند. فاینانس هم دقیقاً همین روش را دارد. در آن زمان در دانشگاه‌های دنیا به صورت امروز دپارتمان فاینانس وجود نداشت و صرفاً اقتصاددانانی داشتیم که در حوزه اقتصاد مالی کار می‌کردند. به مرور زمان با شکل گرفتن بازارهای مالی، متنوع شدن ابزارهای مالی و قوی‌تر شدن بنیه مالی اقتصاد، این شاخه قوی‌تر و موفق شد تا اندازه‌ای خود را از علم اقتصاد متمایز کند. گرچه همچنان ماهیت و روشی که دارد همان روشی است که اقتصاد دارد. منتها این شاخه به خاطر اینکه بسیار گسترده شده است توانسته تا اندازه‌ای خودش را مستقل جلوه دهد و از آنجا که رویکردی کاربردی دارد عمدتاً در دانشکده‌های کسب‌وکار (Business Schools) و در کنار دپارتمان‌هایی چون حسابداری و مدیریت عملیاتی و استراتژیک قرار گرفته است. البته نگاه به فاینانس در کشورهای مختلف متفاوت بوده است.

 
 در دنیا از دهه 70 به بعد که بحث ریسک مطرح شد، فاینانس از حسابداری مالی جدا شد و به سمت اقتصاد مالی رفت.
همین‌طور است، از دهه 70 تاکنون بازارهای سهام و اوراق قرضه دچار تحولات جدی شده و تبدیل به بازارهای پویا و بزرگی شده است. زمانی که بازارها بزرگ می‌شوند نیاز به نیروی انسانی خاص و متخصص هم دارند. اکنون دیگر مساله صرفاً مالی نیست که بتوانید حسابداری شرکت را انجام بدهید، مساله تبدیل به تحلیل و مدل کردن رفتار بورس‌های بزرگ است و اینکه شرکت‌هایی که می‌خواهند در این بازار تامین مالی کنند، چگونه باید این کار را انجام دهند. یعنی مباحث و سوال‌های جدیدی مطرح شد که نیاز به پاسخ داشت. اینجا فاینانس وارد شد تا تحلیل کند که چرا یک روز قیمت‌ها در بازار بالا می‌رود و یک روز پایین می‌آید و به عبارت دیگر چه عواملی توضیح‌دهنده بازده سهام شرکت‌ها در بورس هستند. علاوه بر آن و به عنوان یک خروجی شناخت عوامل تاثیرگذار بر بازده سهام، مرحله پیش‌بینی حرکت قیمت‌ها نیز افزوده و فاینانس بسیار گسترده و البته تخصصی شد.

 
 در کشور ما فاینانس را زیر چتر دانشکده‌های مدیریت برده‌اند و حتی این بحث مطرح می‌شود که محصلان رشته مالی نیازی به تحصیل درسی چون مدیریت منابع انسانی ندارند.
بخشی از این مربوط به کلیت آموزش علم مدیریت در ایران است. به صورت سنتی در نظام آموزشی ایران رشته‌های مدیریت دولتی، بازرگانی و صنعتی وجود داشت. در حالی که فقط رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه‌های دنیا حدود 10 شاخه مختلف است. حالا ما در این رشته به دانشجویان دروسی را آموزش می‌دهیم که هر کدام برای خود یک رشته و دنیای مجزاست. یعنی می‌خواهم بگویم مشکل نه فقط شاخه مالی که در دیگر شاخه‌های مدیریت هم وجود دارد. آنچه به طور مشخص در مورد رشته مالی در کشور ما مشکل‌ساز است این است که رشته‌ای که ماهیتاً بسیار نزدیک به اقتصاد است، در دل دانشکده‌های مدیریت قرار داده شده و با همین رویکرد نیز با آن برخورد می‌شود. به نظر من زمان این تخصص‌‌محوری را وارد رشته‌های دانشگاهی می‌کند، گرچه طبعاً مقداری مقاومت در برابر این تغییر خواهد بود.

 
 ارتباط فاینانس با علم ریاضیات چگونه است؟
از بعد نظری ارتباط فاینانس با ریاضیات تفاوتی با ارتباط اقتصاد و ریاضیات ندارد. در بخش تجربی و عملی، شاید حجم کار ریاضی در فاینانس بیشتر باشد چون فاینانس حوزه‌ای است که در تمامی بازارها با اعداد و ارقام زیادی سروکار دارد و متغیرهای گوناگونی را باید محاسبه و تحلیل کند. مثلاً در بورس آمریکا هفت الی هشت هزار شرکت حضور دارند که به طور لحظه‌ای نوسان قیمت و بازده دارند که باید محاسبه شود. لذا اگرچه رویکرد تحلیل داده‌ها با استفاده از دانش اقتصادسنجی بسیار نزدیک است، اما حجم کارهای کمی و ریاضی در فاینانس از دیگر حوزه‌های اقتصاد مثل اقتصاد کلان بیشتر است. در عمل تعداد داده‌ها و متغیرها در فاینانس بسیار بالاست ولی از نظر ماهیت فاینانس و دیگر حوزه‌های اقتصاد از نظر تمسک به ریاضیات تفاوتی ندارند. در هر حوزه‌ای از اقتصاد اگر می‌خواهید حرف‌تان خریدار داشته باشد باید آن را به صورت ریاضی اثبات کنید.

 
 صحبت‌هایی که تاکنون داشتیم همه در حوزه مالی کلاسیک بود. در حالی که اکنون حوزه مالی رفتاری هم بسیار مطرح است. کدام یک از این دو شاخه فاینانس در حال حاضر بهتر در بازارها جوابگو هستند؟
علم مالی رفتاری در ابتدای کار کاملاً غیرسازمان‌یافته و صرفاً شامل یکسری انتقادهایی بود که روی برخی بی‌قاعدگی‌ها در بازار تمرکز داشت. عالمان حوزه مالی کلاسیک هم به مالی رفتاری از این جهت انتقاد داشتند که این شاخه فاقد ساختار فکری مشخص و دقیق است. به عبارتی اقتصاددان‌های مالی کلاسیک انتقادات را تا حدی قبول داشتند اما در برابر آنها موضع تدافعی می‌گرفتند چون فاقد چارچوب و پشتوانه تئوریک بود. با گذشت زمان و وقوع بحران‌های مالی کوچک و بزرگ فضا تا حدودی تلطیف شد تا جایی که خود اقتصاددان‌های کلاسیک به سمت ابداع مدل‌هایی برای توضیح و توسعه رفتارها در دوران بحران و پس از بحران رفتند. افرادی چون آندره شلایفر، هریسون هونگ یا برونو مایر مطالعات و تحقیقاتی ارائه کردند که بسیار قوی و مرتبط با مالی رفتاری بود. این افراد مدل‌های قوی ریاضیاتی ارائه دادند که یک رفتار ظاهراً غیرمنطقی را توضیح می‌داد. اکنون هم مالی‌دان‌های رفتاری از انتقاد صرف خارج شده‌اند و هم مالی‌دان‌های کلاسیک تلاش کرده‌اند که در مدل‌هایشان به انتقادات رفتاری‌ها توجه نشان دهند. در نهایت این دو شاخه به سمت ادغام شدن و همپوشانی می‌روند و تقابل بسیار کمتر شده است.  که در داخل ایران شاخه مالی رفتاری کمی پررنگ‌تر از سایر نقاط دنیاست. شاید دلیلش این باشد که رفتارهای ظاهراً غیرمنطقی در بازارهای ما نمود بیشتری دارد و مردم ما دوست دارند رفتارهایی را که در بازار می‌بینند با توضیحات غیرمنطقی بفهمند.  یک رفتار ظاهراً  در بازارهای در حال توسعه و از جمله بازار سهام تهران این است که عمدتاً قیمت‌های سهام با هم و در یک جهت حرکت می‌کند. یعنی در بورس تهران یک روز همه بازار سبز و یک روز تمام بازار قرمز است. اما در بازار سهام در  دیگر کشورهای توسعه‌یافته چنین نیست. در یک روز معمول کاری در این بازارها حدوداً 50 درصد سهام مثبت و 50 درصد سهام منفی است. آن حرکت جمعی یا توده‌وار که در بورس تهران مشاهده می‌کنید در بازارهای سهام کشورهای پیشرفته بسیار کمتر است. مقالات و مطالعات خوبی در این زمینه صورت گرفته است. درست است که بازار ما بسیار متفاوت است و در بسیاری اوقات رفتار هیجانی دارد اما ما هم نمی‌توانیم به سادگی بگوییم همه رفتارها غیرمنطقی است و نمی‌شود آن را با مدل‌های منطقی توضیح داد. افرادی که در بازار فعالیت می‌کنند، می‌گویند در این بازار هیچ تحلیلی جواب نمی‌دهد اما واقعاً این‌طور نیست و می‌توان توضیحاتی منطقی برای رفتارها پیدا کرد.

 
 از این وضعیت می‌توان استنباط کرد که بازارهای ما از نظر کارایی در سطح ضعیفی قرار دارد؟
سطح کارایی بازار ما بالا نیست اما این به معنای غیرمنطقی رفتار کردن سهامداران نیست. نتیجه رفتار سرمایه‌گذارها با قواعد بازی حاکم در بازار، ناکارا شده است. ممکن است سرمایه‌گذاران تحت تاثیر احساسات قرار بگیرند یا جو بازار بر آنها غلبه کند اما نمی‌توانیم بگوییم که رفتار آنها به طور کامل غیرمنطقی است.

 
 وضعیت مالی رفتاری و کلاسیک در این فضا چطور است؟
در واقع اکنون به صورت مکمل یکدیگر هستند. به نظرم این رفتار شیوه سالم پیشرفت علم است. یعنی یک شاخه به شاخه دیگر علم انتقاداتی وارد می‌داند و آن شاخه مورد نقد هم درصدد پاسخ دادن برمی‌آید و در نهایت اشتراکات این دو مشخص می‌شود و هر کدام تلاش می‌کنند ساختاری علمی و مستدل داشته باشند. و در واقع هر دو رو به پیشرفت بیشتر می‌روند.

 
 دستاوردهایی که اقتصاددانان و مالی‌دان‌های حوزه فاینانس در چند دهه اخیر داشته‌اند تا چه اندازه توانسته در عرصه عمل و در بازارها اثرگذار باشد؟ ساده‌تر اینکه تا چه اندازه زندگی مردم دستخوش تغییر قرار گرفته و بهتر شده است؟
ببینید علم مالی یا فاینانس برای این است که بتوانیم وضعیتی ایجاد کنیم که در آن بازارهای مالی قادر باشد منابع محدود اقتصادی و به طور مشخص، سرمایه را به درستی تخصیص بدهد. علم فاینانس می‌خواهد سیستمی طراحی کند که تخصیص سرمایه در اقتصاد به صورت کارا و بهره‌ور انجام بگیرد. با توجه به سرمایه محدود و پروژه‌ها و ایده‌های سرمایه‌گذاری نامحدود، تخصیص بهینه منابع کار بسیار پیچیده‌ای است. به عنوان مثال، یک راه برای تخصیص این سرمایه دولت است، مثلاً شبیه کاری که در بودجه توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی انجام می‌شود. یک راه دیگر این است که تخصیص سرمایه را به مکانیسم بازار واگذار کنیم. یعنی بازاری طراحی کنیم که برآیند آن تخصیص بهینه سرمایه باشد. اگر این مکانیسم خوب طراحی شده باشد، سرمایه محدود سراغ پروژه‌هایی می‌رود که بیشترین سود، بالاترین ارزش افزوده و بیشترین رفاه را برای مردم ایجاد می‌کند. اینکه فاینانس در تخصیص بهینه منابع موفق بوده یا خیر هم بارها مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته‌های این مطالعات نشان می‌دهد در بازارهای توسعه‌یافته مثل بورس آمریکا، ژاپن و انگلستان تخصیص سرمایه به خوبی انجام می‌شود یعنی سرمایه دقیقاً سراغ صنایعی می‌رود که بیشترین ارزش افزوده را برای اقتصاد ایجاد می‌کند. مثلاً صنعت فناوری اطلاعات در بورس ارزش افزوده بالایی ایجاد می‌کند که اقتصاد و زندگی مردم را متحول کرده است. به همین دلیل ارزش سهام و بازدهی شرکت‌هایی  بسیار بالاست. در مقابل به دلیل افت جهانی قیمت نفت شرکت‌های بزرگ حوزه انرژی در حال حاضر بازدهی بالایی ندارند و ارزش افزوده‌ای که ایجاد می‌کنند پایین است. برای همین سرمایه از سهام این شرکت‌ها خارج می‌شود و ارزش سهام آنها نیز کاهش می‌یابد. اما در بازارهای توسعه‌نیافته و ناکارا لزوماً چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. ممکن است در بازار ما صنعت خودرو که ارزش افزوده چندانی ایجاد نمی‌کند ارزش سهامش بالا باشد یا شرکتی که ظرفیت بالایی برای ایجاد ارزش افزوده دارد نتواند سرمایه جذب کند، چون بازار نسبتاً ناکاراست. در بازار کارا سیگنال‌ها به درستی داده می‌شود. شرکتی که سهامش مورد اقبال است و ارزش افزوده بیشتری ایجاد می‌کند این پیام را از بازار می‌گیرد که می‌تواند سرمایه‌گذاری بیشتری داشته باشد و منابع آن از بازار تامین می‌شود. در بازار ناکارا سیگنال‌های نادرست رد و بدل می‌شود. مثلاً صنعتی چون فناوری اطلاعات با ارزش افزوده بالا نمی‌تواند سرمایه جذب کند اما صنعتی دیگر که ارزش افزوده قابل توجهی هم ندارد ارزشش بالا می‌رود و جذب سرمایه می‌کند.

 
 دلیل آن دولتی بودن اقتصاد نیست؟ یا اینکه قوانینی چون ورشکستگی به شکل مدرن و امروزی آن در اقتصاد ما تعریف نشده است؟
این‌طور بگوییم که دخالت‌های دولت در اقتصاد یکسری اعوجاج‌هایی ایجاد می‌کند که نتیجه آن تخصیص نادرست سرمایه است. مثلاً دولت تعرفه واردات خودرو را بالا نگه می‌دارد که باعث می‌شود یکسری شرکت‌های زیان‌ده بتوانند سرپا بمانند و سیگنال اشتباه به بازار بدهد. یا اینکه دولت با قیمت‌گذاری و مشخص کردن سقف قیمت باعث می‌شود سودآوری برخی شرکت‌ها محدود شود و در نتیجه این شرکت‌ها تولیدشان را اضافه نکنند. متعاقباً چون سود زیادی کسب نمی‌کنند، نمی‌توانند سرمایه جذب کنند. دخالت‌های دولت در نهایت منجر به تخصیص غیربهینه سرمایه می‌شود.

 
 بازارهای مالی دنیا طی دهه‌های اخیر به محلی برای ابداع ابزارهای جدید یا نوآوری در استفاده از ابزارها و مشتقات موجود تبدیل شده است. در حالی که در بازارهای مالی ایران نوآوری و ابداع جایگاهی ندارد. دلیل راکد ماندن و ایستا بودن بازار مالی ایران در این زمینه را چه می‌بینید؟
بازار مالی در کشور ما نسبت به بازارهای مالی دنیا  به نسبت چند سال قبل خودش پیشرفت‌هایی داشته است؛ اگرچه سرعت آن بسیار کُند است. بازار مالی ایران نسبت به یک دهه قبل پیشرفت زیادی داشته است. اما اینکه چرا نوآوری و ابداع شکل نمی‌گیرد به فقدان زیرساخت‌های بازارهای مالی برمی‌گردد. برای نمونه در بازارهای توسعه‌یافته بخش زیادی از نوآوری‌های مالی ابتدا در بازارهای خارج از بورس (OTC) اتفاق می‌افتد. مثلاً دو بانک با یکدیگر قرارداد سوآپ نکول اعتباری (CDS) یا قرارداد سوآپ نرخ بهره با ویژگی‌های نوآورانه و جدید می‌نویسند. بخش زیادی از نوآوری‌ها در این بازارها و در قراردادهای دوطرفه شکل می‌گیرد. این نوآوری‌ها به تدریج با تغییراتی که می‌کند به صورت یک محصول مالی استاندارد شده وارد بازارها می‌شود. برای اینکه نوآوری شکل بگیرد صرف‌نظر از نیاز به دانش مالی بالا، یک عامل بسیار مهم این است که قراردادهای دوجانبه که نوشته می‌شود قابل اجرا و برای هر دو طرف الزام‌آور باشد. یعنی اگر دو بانک یک قرارداد سوآپ نرخ بهره را برای اولین بار طراحی و امضا می‌کنند نسبت به اجرای آن مطمئن باشند. به این صورت که اطمینان داشته باشند اگر کسی خلاف قاعده عمل کرد، فوراً می‌توانند در یک دادگاه کاملاً حرفه‌ای، موضوع را مطرح و حل‌وفصل کنند. این همان حوزه‌ای است که ما در آن ضعف زیادی داریم. لازم‌الاجرا کردن و پیگیری کردن قراردادها در ایران به خصوص قراردادهایی که اوتی‌سی باشند، بسیار سخت است. فرض کنید یک شرکت نیاز ارزی دارد و می‌خواهد یک قرارداد آتی ارز یا سوآپ ارز با یک بانک بنویسد. اولاً که دانش تدوین این قرارداد اندک است، دوماً تعهد اجرایی چندانی نمی‌آورد چون در صورت تخطی یکی از طرفین دادگاه حرفه‌ای برای رسیدگی به آن وجود ندارد و فرآیند پیگرد آن در دادگاه‌های فعلی طولانی و پرهزینه است. در حالی که این قراردادها در بازارهای مالی دنیا بسیار رایج است و روزانه قراردادهای بسیار زیادی به ارزش میلیاردها دلار نوشته می‌شود. به هر حال بخش زیادی از نوآوری‌های مالی در چنین بستری ایجاد می‌شود.

 
 در بازارهای مالی کشور ما هر ایده جدید و نوآورانه‌ای به ویژه در حوزه مالی باید در یک روند بسیار فرسایشی و طولانی مصوب شود تا قابل اجرا باشد که آن هم بسته به شرایط اقتصاد ممکن است اجرا شود یا نه، مثل معاملات آتی ارز. وضعیت نهادهای نظارتی در بازارهایی که نوآوری زیاد دارند چگونه است؟
در بازارهای توسعه‌یافته، معمولاً این بخش خصوصی است که دست بالا را دارد. یعنی  در بسیاری از موارد، بخش خصوصی است که به کمیسیون بورس و اوراق بهادار  می‌گوید می‌خواهد قراردادی ببندد و این نهاد آن را بررسی می‌کند. بخش خصوصی بسیار جدی و فعال است و نهاد ناظر هم سعی در هدایت بازار دارد. در کشور ما که اقتصاد دولتی است سازمان‌های دولتی، مثل سازمان بورس دست بالا را دارند. نیروی بخش خصوصی ضعیف است.  مدیرعامل یک شرکت تامین سرمایه کوچک  گفته شرکت می‌خواهد قرارداد مالی جدیدی را طراحی و منعقد کند. برای همین قرارداد را می‌فرستند و روز بعد هم جواب می‌خواهند. آنها مجبور شدند به صورت گروهی تا دیروقت روی این قرارداد کار کنند تا بتوانند روز بعد به آن شرکت پاسخ بدهند. منظورم این است که بخش خصوصی  تا این اندازه قوی است. نکته دیگری هم که می‌خواهم اضافه کنم این است که طبیعتاً بخش مالی پیرو بخش واقعی اقتصاد است. یعنی زمانی که بخش واقعی اقتصاد ضعیف باشد، بازارهای مالی هم ضعیف می‌شود. زمانی که بحران مالی رخ می‌دهد، فعالیت‌ بازارهای مالی هم به شدت کاهش می‌یابد. اکنون که مثلاً بخش واقعی اقتصاد  بهبود یافته است در بازارهای مالی حجم قراردادهای ادغام و تصاحب (M&A) در بانک‌های سرمایه‌گذاری نسبت به کل تاریخ بیشتر شده است. شاید یک دلیل عدم رشد بازارهای مالی ما این بوده که بخش واقعی اقتصاد ما هم رشد قابل توجهی نکرده است. تقریباً تنها ورودی ما به بورس، شرکت‌های دولتی بوده است که وارد چرخه خصوصی‌سازی شده‌اند. ما بازار اولیه چابک و پویایی نداریم.

 
 متاسفانه بحران مالی چند سال گذشته هم باعث شد ترس از ایجاد و استفاده از ابزارهای مالی جدید بین مسوولان نهادهای ناظر بیشتر و بیشتر شود.
درست است که گاهی نوآوری‌های بازارهای مالی منجر به خطاهای بزرگی شده است اما نقش آنها در توسعه بازارهای مالی هم بی‌بدیل است. همان ابزارهای مالی که استفاده نادرست و بی‌محابا از آنها منجر به بحران مالی مسکن در آمریکا شدند تا قبل از بحران، سال‌ها باعث ایجاد نقدشوندگی در این بازار و تامین مالی مناسب و ارزان برای مسکن شدند. ابزارهای مالی باعث توسعه بازارهای مالی و اقتصاد جوامع شده‌اند. اینکه ما به خاطر چند بحران از استفاده از این ابزار هراس داشته باشیم اشتباه بزرگی است.

فتح 29=رابطه ریاضیات مالی با اقتصاد

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎
 
 
(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))
بسم الله الرحمن الرحیم
 
Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

 

 
در ایران، حتی برخی متخصصین، تفاوتی میان اقتصاد و غیراقتصاد قائل نمی شوند. منظور من این است که وقتی صحبت از مهندسی مالی، حساب داری یا مدیریت مالی می شود، اذهان به اقتصاد منحرف می شوند و نام‌های فوق را شعبی از اقتصاد می پندارند. حال آن که، برحسب اطلاع بنده، اقتصاد علمی است از علوم انسانی، که به کار درک و تحلیل تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات می‌پردازد
 
شنبه بازار مزرعه
اقتصاد همانند بسیاری از علوم،  مجبور است مدل‌هایی ایجاد کند تا درستی نظریه‌های اقتصادی را بررسی کند. درون این مدل‌ها، مفاهیم اقتصادی کمی شده، ارتباط‌شان با یکدیگر به صورت توابعی ریاضی در نظر گرفته می شود. یکی از اساسی‌ترین چالش‌های علم اقتصاد در صده‌ی گذشته، ایجاد مدل‌های منطقی‌تر و استنتاج در درون این مدل‌های بوده است. طبیعی است که یکی از دیگر کارکردهای این مدل‌ها، ایجاد و ارزیابی یک برنامه‌ی اقتصادی است. بدین سان، ریاضیات وارد اقتصاد شد. نظریه‌ی تعادل عمومی شالوده‌ی تلاش و کوشش اقتصاددان‌های بزرگ و ریاضی‌دانان بود. ریاضیات این امکان را برای اقتصاد فراهم کرد تا بتوان نظریه‌ی تعادل عمومی را به جایی رساند که اکنون قرار دارد. هم چنین، پایه‌ی بسیاری از پیشبینی‌ها و برنامه‌ریزی های اقتصادی، ریاضیات (سری های زمانی)  است.
با این حال اشتباه است اگر فکر کنیم ریاضی قسمت اصلی علم اقتصاد را تشکیل می دهد. از طرف دیگر، اشتباه است اگر فکر کنیم بدون پایه‌ی قوی در ریاضی، می‌توان اقتصاد خواند.
فایننس اگر به عنوان بخشی از اقتصاد در نظر گرفته شود، علم مطالعه‌ی چگونگی تخصیص بهینه‌ی منابع اقتصادی است. در این صورت می‌توان فایننس را به عنوان بخشی از علم اقتصاد در نظر گرفت. اما آیا ریاضی مالی یا مهندسی مالی، مدیریت مالی و حساب‌داری که شعبی از فایننس هستند، جزئی از علم اقتصاد هستند؟
 
بورس اوراق بهادار تهران
 
برای پاسخ دادن به این سوال یک مثال ساده ارائه می دهیم. فرض کنید یک روان‌شناس، نظریه ای در مورد عکس العمل های انسان در برابر شنیدن اخبار ناگهانی و ناگوار ارائه می دهد و در آن نظریه به خوبی توجیه می کند که چرا وقتی به یک کارمند خبر اخراج شدن‌ش را می دهند، بر آشفته می شود. به بیان دیگر، این نظریه توضیح می دهد که چه اشخاصی با چه ویژگی های رفتاری، چه عکس العمل هایی در مواجهه با اخبار ناگوار از خود بروز می دهند. این نظریه به مدیران بخش منابع و نیروی انسانی بنگاه‌های تجاری کمک می کند تا اطلاعات شخصیتی کارمندان خود را طبقه‌بندی کنند و سپس زمانی که بخواهند کارمندی را اخراج کنند، بر اساس آن اطلاعات نحوه‌ی دادن خبر را برنامه ریزی کرده، عکس العمل های کارمند را نیز پیشبینی کنند. در بخش منابع و نیروی انسانی کسانی هستند که به بهترین نحو وظیفه‌ی با خبر کردن کارمندان اخراجی را انجام می دهند. آیا می توان آن‌ها روان‌شناس نامید یا تخصص ایشان را شعبه‌ای از علم روان‌شناسی دانست؟
اقتصاددان شبیه روان‌شناس مثال بالا است و مهندس مالی، حساب دار و مدیر مالی شبیه مسوول اخراج کردن. برای این که یک مدیر مالی NPV یک پروژه را حساب کند، نیاز ندارد که نظریه‌ی تعادل عمومی بداند یا یک نظریه‌ی اقتصادی خلق کند. کافی است درون یک مدل اقتصادی محاسباتی انجام دهد. اگر پروژه بسیار حساس باشد، لازم است از یک تحلیل‌گر اقتصادی استفاده کنند تا بفهمند که درون چه مدلی محاسبه کنند. یا یک مهندس مالی (کوانت) در بازار مالی، می تواند بدون این که حتی یک کلمه اقتصاد بداند، یک قرارداد مشتق عجیب را قیمت‌گذاری کند یا یک استراتژی آربیتراژ آماری ارائه دهد. به همین دلیل است که جای ریاضیات یا مهندسی مالی در دانشکده‌های ریاضی یا OR است، جای مدیریت مالی در دانشکده‌های مدیریت، و جای اقتصاد در دانشکده‌ی اقتصاد.
به طور خلاصه، یک اقتصاددان، روابط فرا مدل را می داند و مدل‌هایی ایجاد می کند تا این روابط فرامدل را در آن‌ها بسنجد و پیشبینی کند که بر سر کمیت های دیگر چه می آید، حال آن که سایرین، در درون مدل‌های اقتصادی محاسبات خود را انجام می‌دهند. سایرین لازم ندارند بدانند که این مدل چگونه خلق شده است. این‌ها متخصصین محاسباتی یا مدیریتی هستند نه اقتصاددانان.
به عنوان یک مثال روشن‌تر، مهندسی مالی بر اساس نظریه‌ی عدم آربیتراژ بنا شده است. این نظریه، یک نظریه‌ی اقتصادی برای بازارهای مالی است. در ریاضی مالی هیچ کس این نظریه را نقد اصولی نمی کند. همه آن را می پذیرند و مدل هایی بر اساس آن ایجاد می‌کنند. حتی راست‌آزمایی مدل‌هایشان براورده کردن همین اصل است. اما اقتصاددانان به تضاد یا همسانی این نظریه با نظریه ی تعادل عمومی فکر می کنند. «آیا می توان نظریه ای جامع تر ایجاد کرد که این دو را در بر گیرد؟» این می‌تواند سوال اصلی یک اقتصاد دان باشد. اقتصاددان به این کار ندارد که با مدل هستون چه قدر می شود پول درآورد. اقتصاددان به این فکر می کند: «آیا مدل هستون بازار را خوب معرفی می کند؟»
نکته ی دیگر در مورد مدل‌های انتخابی است. یک اقتصاددان مدل هایش را بر اساس برخی اصول مورد باورش می سازد. حال آن که یک مهندس مالی بیشتر از آمار و داده ها برای ساخت مدل استفاده می‌کند. با این که ممکن است نتایج هر دو یکی شود، این دو نگاه متفاوت به مدل است. مثلا خاصیت مارکفی و مارتینگلی قیمت دارایی‌ها در ریاضیات مالی، می تواند نتیجه ی آزمون های فرض در اقتصاد سنجی باشند و یا صرفا برای ساده سازی محاسبات فرض شده باشند؛ از طرفی می تواند نتیجه‌ای از فرضیه‌ی اقتصادی بازار کارا در باشد. اقتصاددان خواص مدل را از دل روابط پیچیده‌ی اقتصادی استخراج می کند و مهندس مالی آن را از روی داده‌ها و گاهی از روی ناچاری!
توصیه‌هایی اکیدی وجود دارد که به دانشجویان مهندسی مالی یا مدیریت مالی اقتصاد درس داده نشود. دلیل این توصیه‌ها، بیشتر تمرکز این دانشجویان روی توانایی‌هایی است که قرار است در بازار به کار گیرند. هر چند بلد بودن اقتصاد برای هر کسی که در بازار فعالیت می‌کند موهبتی است، اما تصور کنید که یک مهندس مالی اگر تا آخر عمر مهندس مالی بماند، هرگز یک بار هم از اقتصاد استفاده نخواهد کرد.
شاید بهتر باشد برای اقتصاد اجر و قرب بیشتری قائل شویم تا این که هر غیر اقتصادی را با آن مخلوط کنیم. نتیجه‌ی یاد دادن اقتصاد به مهندسین مالی، مدیران مالی و حساب‌داران این خواهد بود که یا آن را درست یاد نمی‌گیرند، یا رشته‌ی خود را رها می کنند و به سمت اقتصاد گرایش پیدا می کنند. هرچند، مورد دوم می‌تواند اتفاق خوبی باشد، مورد اول جز اتلاف هزینه چیزی نخواهد داشت.

فتح 28=اقتصاد یا ام. بی .ا

Image result for ‫تصاویر اقتصاد‬‎

 

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

سوال تکراری این است: "من مهندسی خوانده ام و حالا بین اقتصاد و ام.بی.ا شریف در تردید هستم. کدام را توصیه می کنید؟".

1) اقتصاد به طرز معنی داری سخت تر از ام.بی.ا است. شاید وقتی اقتصاد کلان  را بگیرید معنی درس سخت را برای اولین بار در عمرتان حس می کنید. ام.بی.ا به طرز قابل ملاحظه ای آسان تر است. دقت کنید که معنی این حرف این نیست که لزوما ام.بی.ا زمان کم تری نیاز دارد چون حجم تکالیف یا پروژه های مدیریتی هم ممکن است قابل توجه باشد ولی هر چه باشد فهم درس هایش نیاز به فسفر سوزاندن چندانی ندارد.

2) ام.بی.ا به دنیای عمل بسیار نزدیک تر است. اگر می خواهید مستقیما از دانشگاه به بازار کار با دست مزد بالاتر وارد شوید ام.بی.ا راه به تر و کم ریسک تری است. چرا کم ریسک تر؟ چون یک ام.بی.ا ای متوسط هم در بازار کار خوب پیدا می کند ولی در اقتصاد باید کاملا خوب باشید تا کار دل خواه پیدا کنید. ضمن این که هنوز هم متوسط دست مزد فارغ التحصیلان ام.بی.ا (حداقل در میان مدت) بالاتر از فارغ التحصیلان اقتصاد است.

3) شانس رفتن به خارج در اقتصاد کاملا بالاتر است. اقتصاد به استانداردهای دنیای علمی نزدیک تر است و دانشکده اقتصاد شریف هم کم کم شناخته شده است. ورود به مدارس مدیریت نیاز به تلاش و شانس (و گاهی پول) بیش تری دارد.

4) گروه اساتید ام.بی.ا بزرگ تر است و طیف متنوع تری از دروس نسبت به اقتصاد در آن ارائه می شود. گروه اقتصاد دارد بزرگ می شود ولی هنوز کوچک تر از مدیریت است.

5) وقتی اقتصاد بخوانید چیزهایی یاد می گیرید که تا آخر عمر با شما است (مثلا تکنیک های سنجی یا بهینه سازی دینامیکی یا نظریه بازی) و می توانید آن را در حوزه های مختلف به کار بگیرید. از درس Business Dynamics مدیریت که صرف نظر کنیم تقریبا هیچ درس دیگری به شما "بینش" یا "ابزار تحلیل" به یادگار نمی گذارد. ام.بی.ا بیش تر تکنیک ها و اصطلاحات را یاد می دهد تا چارچوب تحلیل سیستم های پیچیده را.

6) جو دانش جویان گروه اقتصاد جوان تر و "علمی" تر و تا حدی جدی تر از گروه مدیریت است. البته این فقط بیان یک بینش است نه قطعی باشد

7) اقتصاد به خاطر طبیعت ریاضی که دارد ذهنتان را منظم تر و موشکاف تر و سیستماتیک تر بار می آورد. در عوض در ام.بی.ا یاد می گیرید که چه طور یک مساله را ببینید و راه حل آن را برای مدیران پرزنت کنید.

8) اگر اقتصاد بخوانید باید عادت به خواندن منظم مقاله های سخت و با زبان ریاضی را تا آخر عمر حفظ کنید وگرنه بعد از ده سال سوادتان تقریبا به درد نمی خورد. ام.بی.ا از این حیث راحت تر است و بروز ماندن در آن از طریق تجربه و شنیدن و خواندن های سریع هم ممکن است.

9) اگر آدم علمی هستید و از ریاضیات و جزییات تئوریک لذت می برید و ترجیح می دهید که عمده وقتتان را روی یک مساله متمرکز شوید و از بین داده ها چیزی را استخراج کنید و الخ اقتصاد انتخاب به تری است. اگر آدم عمل گرایی هستید و حوصله جزییات تئوریک را ندارید و از بودن با "بیزنس من" ها و هیجان دنیای کسب و کار لذت می برید ام.بی.ا انتخاب به تری است. به زبان ریاضی اقتصاد عرض از مبداء کم تر ولی ضریب زاویه بزرگ تری برای رشد شغلی می دهد. ام.بی.ا با عرض از مبداء به مراتب بزرگ تری شما را به بازار کار پرتاب می کند ولی شیبش در درازمدت کم تر از اقتصاد است.

10) یک راه میان بر این است که بروید ام.بی.ا و گرایش اقتصاد را انتخاب کرده و تا می توانید دروس اقتصادی بردارید و تز اقتصادی درست و درمان بنویسید. این طوری خدا و خرما را تا حد زیادی با هم خواهید داشت.

. بر خلاف تصور عمومی در ایران اقتصاد صرفا علم مطالعه پدیده های سطح سیاست گذاری و کلان نیست. بخش عمده فعالیت های اقتصادانان و بازار کار آن ها در دنیا روی موضوعات مربوط به بنگاه ها (مثلا حوزه های مربوط industrial organization یا فاینانس یا اقتصادسنجی های سطح بنگاه یا اقتصاد نیروی کار و ...) است و اتفاقا اقتصاد را عمدتا از این زاویه نگاه می کنم و معتقدم که حتی اگر کسی صرفا علاقه به کار عملی در سطح بنگاه ها داشته باشد اقتصاد آموزش مناسبی است. هرچند که همان طور که گفتم نسبت به مدیریت فاصله بیش تری با عمل دارد و باید کاربست های عملی آن را بعد از دانشگاه پیدا کرد

فتح 27=رشته  فاینانس در ایران

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

رشته فاینانس در ایران

به نظر می­ رسد زمانی که علم فایناس به ایران وارد شد به دنبال یافتن معادلی برای این کلمه بودند و آن را "مدیریت مالی" ترجمه کردند در حالیکه کاملا قابل قبول بود که آن را اقتصاد مالی ترجمه کنند. ظاهرا اینگونه ترجمه سرنوشت این رشته را نیز به سمت و سوی دیگری رقم زد. وقتی فاینانس مدیریت مالی ترجمه شد، آن را حوزه­ ای از رشته مدیریت قلمداد کردند و جایگاه آن را در رشته مدیریت تشخیص دادند. اگر فاینانس اقتصادمالی ترجمه می­شد قاعدتا در دانشکده­های اقتصاد می­نشست. درست است که یکی از کارکردهای (function) هر مدیر مدیریت مالی بنگاه است، اما این به معنای آن نیست که رشته فاینانس زیرمجموعه رشته مدیریت باشد. رشته مدیریت (همانند رشته علوم سیاسی) از جمله علوم مصرف­کننده است و از علوم اجتماعی پایه یعنی روانشناسی، جامعه­ شناسی، حقوق، اقتصاد و فاینانس بهره­ می­برد اما این به آن معنی نیست که این رشته­ ها زیرمجموعه رشته مدیریت هستند. اینها رشته­ های مستقلی هستند که یافته­ های­شان به کار رشته مدیریت نیز می­آید.

رشته فاینانس از دل رشته اقتصاد بیرون آمده ولی به مرور زمان آن­چنان بسط و گسترش یافت که اینک تاحدود زیادی مستقل گردیده اما این به آن معنی نیست که ارتباط وثیق این دو رشته گسسته شده باشد. در حال حاضر در بیشتر دانشگاه­های دنیا این دو رشته کنار هم و در یک مدرسه (school) قرار می­گیرند. گاه یک مدرسه تجاری (Business School) میزبان این دو رشته و رشته مدیریت می­شود و آنها را در کنار هم می­نشاند تا از همپوشانی آنها بهره­ برداری نماید. در بسیاری از دانشگاه­های دنیا دروس سال اول دانشجویان دکترا در رشته­های فاینانس و اقتصاد یا مشترک و یا تا حدود زیادی مشترک است. غالبا درس اقتصاد خرد پیشرفته و اقتصادسنجی پیشرفته به طور مشترک به هر دو رشته تدریس می­شود و دانشجویان دکترا در رشته فاینانس به جای درس اقتصاد کلان، درس قیمت­گذاری دارایی پیشرفته را در سال اول فرا می­گیرند.

مشکل رشته فاینانس از آنجا آغاز شد که وقتی این رشته در دانشکده مدیریت قرار گرفت، اساتید حسابداری بر این رشته مسلط شدند و این رشته رنگ ­وبوی حسابداری گرفت. این شاید به دلیل ضعف دانشگاه­ها در داشتن استاد در رشته فاینانس بوده اما قرارگرفتن آن در دانشکده­های مدیریت قطعا بی­ تاثیر نبوده است. هیمنه اساتید حسابداری موجب گردیده تا این رشته بیش از آنکه رشته­ ای محاسباتی باشد رشته­ ای با ماهیت حسابداری گردد. همه به خوبی می­دانیم که در رشته حسابداری بیشترین ریاضیات مورد استفاده اگر دو عمل اصلی نباشد حداکثر چهار عمل اصلی است. در حالیکه رشته مدیریت مالی به شرحی که خواهد آمد رشته­ ای است بیش از پیش ریاضی شده. نتیجه این وضعیت آن گردید دانشجویان رشته مدیریت و گاه حسابداری جذب این رشته شوند و از آنجا که معمولا علاقه، تبحر و مزیت این دانشجویان در عرصه­ هایی غیر از ریاضیات محض است، تغییر ماهیت این رشته تشدید شد. اساتیدی با گرایش حسابداری در این رشته دانشجویانی را تربیت کردند که آنها نیز رشته مدیریت مالی را رشته­ ای غیرریاضی می­دیدند و حداکثر ریاضیات و آمار را در اقتصادسنجی مالی تجربه می­کردند. شاهد مثال آنست که ندرتا کسانی در گرایش اقتصادسنجی مالی تخصص می­یابند و اگر کسی در این رشته متبحر باشد می­تواند جایگاه ممتازی در دانشکده­های مدیریت مالی بیابد. شاهد مثال دوم اشاعه رویکرد مالی رفتاری در ایران است. این رویکرد در واقع رویکرد روانشناسانه به بحث­های مالی است و در واقع کاربرد یافته­ های گرایش روانشناسی تصمیم­ گیری در علم اقتصاد (اقتصاد رفتاری) و علم فاینانس (مالی رفتاری) می­باشد. از آنجا که در این رویکرد به هیچ­ عنوان از ریاضیات استفاده نمی­شود و مسائل بیشتر مبتنی بر آزمایش (Experiment) و تشریح است ، این گرایش به سرعت در ایران رشد کرد. برای نگارنده جالب و موجب تعجب بود که در بسیاری از دانشکده­های فاینانس دنیا افراد زیادی روی این حوزه کار نمی­کنند که حکایت از نیافتن جایگاه مطمئن در میان اساتید رشته فاینانس دارد[1] اما در ایران به سرعت این گرایش مطرح شد و مطالب مرتبط آموزش داده شد و حتی مقالات و کتاب­هایی در این عرصه تالیف و ترجمه گردید و همه آشنایی حداقلی از محتوای آن دارند.

رشته مدیریت مالی در گذشته­ های دور به حسابداری نزدیک بود و مفاهیم آن صرفا در حد آن چیزی بود که امروز درس مدیریت مالی 1 و 2 گفته می­شود اما در طی 30 گذشته تحولات اساسی در این رشته رخ داده است. در واقع آنچه که در این رشته رخ داده انعکاس آن چیزی است که در بازارهای مالی دنیا صورت گرفته است. واقعیت امر آنست که از دهه هفتاد میلادی تا اوایل قرن بیستم، نوآوری­های مالی زیادی صورت گرفت و ابزارهای جدید مالی به بازارهای مالی راه یافت. حذف مقررات و گسترش شیوه­های ارتباطی نظیر اینترنت و تقویت قدرت و سرعت ریزپردازنده­ ها و اشاعه کامپیوترهای شخصی موجب شد تا مفاهیم و ابزارهای مالی جدیدی به سرعت فراگیر شود و در بازارهای مالی به کار بسته گردند. این امر ضرورت مدل­سازی و محاسباتی را فراهم آورد که بی­سابقه بود. در نتیجه انبوه افرادی که در رشته ریاضیات محض تحصیل کرده بودند به بازارهای مالی و نهادهای مالی کشیده شدند. همزمان مهندسین، فارغ التحصیلان فیزیک، مهندسین کامپیوتر همگی در بازارهای مالی تحت عنوان "مهندسی مالی" به کار گرفته شدند چرا که اینک فعالیت­های مالی نیازمند طراحی، محاسبه و اجرای مدل­های کمی بود که دیگر نمی­شد بر اساس شهود شخصی و مدیریتی در مورد آن تصمیم­گیری کرد. عرصه آکادمیک نیز متناسب با این تحولات تغییر یافت. افراد زیادی با دکترای ریاضی وارد حوزه فاینانس (و حتی اقتصاد) شدند و این رشته­ ها به شکل بی­سابقه­ ای ریاضی و کمی گردید. اگر سی­ سال قبل می­شد مقالاتی در مجلات علمی یافت که صرفا متن باشد امروز دیگر امری غیرممکن شده است. هر حرف و ادعایی جز با وجود یک مدل تئوریک و تایید یک بررسی آماری امکان طرح ندارد. در نتیجه سیلابس رشته فاینانس نیز هم­پای این تحولات به روز گردید. اینک دانشجویان این رشته در مقطع کارشناسی ارشد پیش از هرچیز در زمینه ریاضیات محض یعنی تئوری احتمال، تئوری اندازه، ، توپولوژی و فرآیندهای تصادفی درس­هایی را می­گذرانند. سپس هر مباحث اعم از مشتقات و یا اوراق قرضه بر اساس مدل­های مبتنی بر معادلات دیفرانسیل تصادفی نوشته و حل می­شود. برای حل آنها نیز از روش­های عددی استفاده می­شود. طبیعی است که برای حل عددی بسیاری از مدل­ها، گریزی جز برنامه نویسی کامپیوتری نیست. در نتیجه تسلط بر برخی نرم­ افزارها نظیر MATLAB و یا R جزو ضروریات هر رشته گردیده است. همزمان برای فعالیت­های حرفه­ ای همه برنامه­ نویسی به زبان C++ و یا VB را فرا می­گیرند. کسانی که قدری عمق تئوریک می­یابند قطعا مباحث تعادل عمومی و بازارهای کامل و ناکامل را مسلط می­شوند و می­آموزند که در این سطح مدل­سازی کنند. همزمان کاربرد مباحث تئوری بازیها و تئوری قرارداد در مباحث مالیه شرکتی بسط و گسترش یافته و دیگر در مباحث مالیه شرکتی در سطوح بالاتر از کارشناسی بحث ارزش زمانی پول و هزینه سرمایه مطرح نیست[2].

متاسفانه این تحول آکادمیک هنوز به شکل مطلوب به ایران راه نیافته است. هنوز سیلابس دروس مالی تا مقاطع عالی ماهیت حسابداری دارد. خوشبختانه چند سال پیش گامی در جهت تسهیل آموزش مفاهیم مشتقه بود اما باید اذعان کرد که . تاسف­آورتر آنکه در یکی از دانشگاه­های شهر تهران در مقطع دکترا گرایش بانک و پول  که کتابی برای مقطع لیسانس است آموزش داده شده است. در چنین وضعی کماکان می­شود دکترای فاینانس گرفت اما با مبانی ریاضیات پیشرفته آشنا نشد و اصلا مدل­های مبتنی بر فرآیندهای تصادفی را نشناخت. هنوز می­شود تا دکترای این رشته جلو رفت ولی با تئوری­های مالیه شرکتی که امروز همه آن را می­خوانند آشنا نبود. عدم آشنایی با مبانی فاینانس جدید موجب شده تا مطالعه و درک بسیاری از مقالات مربوط به حوزه فاینانس برای دانش­ آموختگان این رشته غیرممکن گردد و به طریق اولی نمی­توان مشارکت علمی از طریق نوشتن مقاله در این حوزه را انتظار داشت. شاید بشود ادعا کرد که آن چه هم اکنون در رشته مدیریت مالی آموزش داده می­شود چیزی است که در غرب MBA in Finance خوانده می­شود که مختص مدیران است و در آن از پیچیدگی­های ریاضی تا جای ممکن پرهیز می­شود. برخی از دانشگاه­های خارجی برای تحذیر افرادی که ریاضیات ضعیف دارند از اقدام برای ورود به این رشته عنوان رشته فاینانس را به فاینانس کمی (Quantitative Finance) و یا ریاضیات مالی (Mathematical Finance) تغییر داده ­اند.

اینها همه نشان از آن دارد که ضروری است تا تحولی در دانشکده­ ای موجود ایجاد شود. قطعا با ورود افراد و دانش ­آموختگان جدید نشاط علمی جدیدی به دانشکده­های مالی تزریق خواهد شد. برای حصول به این مقصود ضروری است تا دانش­ آموختگان دانشگاه­های خارج از کشور  به انحای مختلف جذب شوند تا این انتقال دانش صورت گیرد. متاسفانه اشکالی که وجود دارد از دو سوست. از یک سو بازار جهانی جذب دانش ­آموختگان رشته فاینانس در دنیا داغ است و ایرانی­هایی که در خارج از کشور فارغ التحصیل می­شوند به راحتی در بازار آکادمیک و حتی صنعت مالی دنیا با درآمدهای خیره کننده جذب می­شوند و انگیزه چندانی برای بازگشت نمی­یابند. از سوی دیگر دانشکده­های مالی گارد بسته ای در جذب افراد اتخاذ می­کنند و پذیرش افراد جدید با صعوبت و دشواری ممکن می­گردد.

راه­ میانبری که وزارت علوم برگزید ایجاد رشته­ای تحت عنوان مهندسی مالی بود. چون عنوان مهندسی برای این رشته در نظر گرفته شده بود در دانشگاه­های صنعتی و فنی قرار داده شد[3]. حسن این کار دو چیز بود. از یک سو وجود عنوان مهندسی که عنوان فاخر در ایران بر شمرده می­شود جذب افراد را تسهیل می­کرد. همچنین واقع شدن آن در دانشگاه­های صنعتی موجب می­شود تا افرادی با توانمندی در رشته­ ریاضیات و برنامه­ نویسی جذب آن شوند. متاسفانه این رشته باید در دانشکده­های ریاضیات قرار می­گرفت ولی شاید به دلیل اینکه این چینش مانع جذب افراد می­شد این گرایش به دانشکده ­های صنایع انتقال یافت و به عنوان یک رشته کارشناسی ارشد در رشته صنایع تصویب شد در حالیکه ربط چندانی به رشته صنایع ندارد. متاسفانه این گرایش در چندین دانشگاه راه ­اندازی شده اما متاسفانه در اکثر این دانشکده­ ها افراد دانش ­آموخته مالی به طور عام و کسانی که با دانش مالی مدرن آشنا باشند به طور خاص حضور ندارند و تقریبا همه اساتید مدعو هستند. از آن بدتر سیلابس این رشته است. متاسفانه در سیلابس این رشته برخی درس­های غیرمرتبط مثل برنامه ریزی استراتژیک، تصمیم­ گیری با معیارهای چندگانه و تجارت الکترونیک نیز گذارده شده که مرتبط به رشته مدیریت است و ربطی به مهندسی مالی ندارد. برخی دانشجویان این رشته گلایه کرده­ اند که به دلیل فقدان استاد متخصص، درس­های صنایع یا مدیریتی در این دانشکده­ها به جای دروس مالی ارائه می­گردد. در بهترین حالت همان محتوای رشته ­های مدیریت مالی در دانشکده­های مهندسی مالی عرضه می­شود در حالیکه قرار بود دانشکده مهندسی مالی دروس جدید و بروز مالی را عرضه کند و زمینه رشد و ارتقای این رشته را فراهم سازد. اینها همه حکایت از آن دارد که دانش مالی در مقایسه با دیگر حوزه­ های دانش نیازمند یک تلاش، تغییر و بهبود جدی است. امید است رونق بازار سرمایه انگیزه لازم برای ایجاد  تحول و رونق در این حوزه علمی را فراهم سازد.

فتح 26=مسائل مورد پژوهش در ریاضیات مالی

 

 

Image result for ‫تصاویر پژوهش ریاضی مالی‬‎
Image result for ‫تصاویر متحرک آمار و مدل سازی‬‎

 

 

 

 

Image result for ‫تصاویر اقتصاد‬‎

 

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

 بسم الله الرحمن الرحیم

رياضيات مالي

 برای پژوهشگران و تحلیل­گران مالی، اقتصادی، حسابرسان و مدیران ریسک در سازمان­های پولی و مالی، تجزیه و تحلیل اوراق بهادار از اهمیت بالایی برخوردار است.

معمولاَ در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار از جمله اوراق قرضه، سهام و اوراق مشتقه بدون داشتن یک مدل ریاضی، اشتباهات ظریف، خطاهای غیر قابل تشخیص و سوءِ تفاهم­هایی پیش خواهد آمد که هیچ کدام از گروه­های تحلیل­گر مالی و اقتصاددانان نمی­توانند و نباید از آن چشم­پوشی کنند. خوشبختانه اخیراَ پژوهش­گران و تحلیل­گر مالی و ریسک با استفاده از تکنیک­های پیشرفته­ی ریاضی و کمک  ریاضی­دانان و اقتصاددانان توانسته­اند مدل­های نوینی طراحی کنند که در مقابل تغییرات بازار از خود واکنش نشان داده ، برخی از مشکلات بازار را حل کنند. 

 رشته ریاضیات مالی علاوه برمطالعه ی مفاهیم مالی به تشریح استراتژی مدل­سازی بازارهای مالی از جمله بازارهای سهام و مشتقات و روش های حل این گونه مدل ها می پردازد.  اساتید و دانشحویان در این رشته باید به دنبال مدل های ریاضی کمیت های مالی از جمله قیمت ها، پرتفوی، ریسک، حساسیت ها، تغییر پذیری بازار و غیره باشند. محققین این رشته باید دریابند که بین رشته ریاضیات مالی و مدیریت مالی تفاوت ها و مشترکاتی وجود دارد  و باید بیشتر به دنبال تفاوت ها باشند تا مشترکات، جمله اخیر من بدان معنا است که محققین ریاضیات مالی باید به دنبال موضوعی که آنها را متمایز کند وآن چیزی نیست جز مدل سازی و روش های حل پیشرفته ریاضی است.

با این توضیح در اين رشته دو روي‌كرد اساسي وجود دارد:

1- معادلات ديفرانسيل جزئي    2-معادلات دیفرانسیل تصادفی

اين دو روي‌كرد مستقل، هر دو، مجموعه‌اي از تكنيك‌هاي رياضي هستند كه كاربرد‌هاي متعددي در سرمايه‌گذاري مي‌يابند: ارزش‌گذاري دارايي، مديريت ريسك و مقابله با ريسك، بهينه سازي سهام، مديريت سرمايه‌گذاري در موقعيت‌هاي پيچيده‌ي اقتصادي و....ازجمله‌ي اين كاربردها هستند.

دوره‌ي تحصيلات دانش‌گاهي مشتمل بر واحدهايي هم‌چون تحليل ريسك بر روي‌داده ها، نرخ بهره، فرايند معاملات ارزي خارجي، عوارض تورم، گزينش حقيقي، تقسيم انرژي، كنترل و بهينه سازي تصادفي، و ساير مباحث رياضي مربوط به مدل‌سازي مسائل مالي مي‌باشد.

با توجه به نياز فزاينده‌ي جوامع به افراد كارآزموده و كلان‌نگر در حوزه‌هاي اقتصادي ،هم اكنون دانشگاه هاي متعددي در سراسر جهان در اين رشته دانش‌جو مي‌پذيرند.

معادلات ديفرانسيل جزئي    

درمدلسازی بازارهای مشتقات به مدل هایی می رسیم که بر نظریه معادلات دیفرانسیل جزیی استوار هستند. معادلات دیفرانسیل سهموی بیشترین کاربرد در این زمینه را دارند. علاوه بر این در مدلسازی نوین به معادلات دیفرانسیلی-انتگرالی و معادلات دیفرانسیل غیر خطی  مواجه می شویم. با این توضیح روشهای عددی از جمله روشهای تفاضلات متناهی، روشهای کنترل حجمی، روشهای عناصر متناهی و این قبیل روشها کاربرد فراوانی پیدا می کنند، زیرا اکثر این مدل ها جواب تحلیلی ندارند.

معادلات دیفرانسیل تصادفی

بازار های سهام معمولا با معادلات دیفرانسیل معمولی و معادلات دیفرانسیل تصادفی مدل سازی می شوند. بحث در مورد معادلات دیفرانسیل تصادفی نیاز به پیش زمینه قوی فرایند های تصادفی دارد. در مدل سازی نوین با معادلات دیفرانسیل تصادفی مو اجه می شویم که در آنها جمله پرش یا رژیم سویچینگ یا تغییرپذیری تصادفی مورد نظر است. در این گونه مسایل نیز جواب تحلیلی یا فرم بسته جواب قابل محاسبه نیست و تنها روشهای عددی از جمله روش مونت کارلو روشهای اویلر، رونگه کوته و غیره کاربرد دارند.

خواننده باید توجه کند که مسایل متفاوتی در این رشته مورد مطالعه قرار می گیرند که در زیر برخی از آنها را بیان می کنیم:

برخی مسایل مورد پژوهش در رشته ریاضیات مالی

  1. مدل کردن اختیارات به مساله مقدار اولیه و مرزی(معادلات دیفرانسیل جزیی)
  2. مدل کردن آتی ها به مساله مقدار اولیه و مرزی(معادلات دیفرانسیل جزیی)
  3. تخمین تغییر پذیری با استفاده از استراتژی مسایل معکوس
  4. تخمین جابحایی(دریفت) با استفاده از استراتژی مسایل معکوس
  5. استراتژی منظم سازی
  6. مدلسازی سبد مالی(معادلات دیفرانسیل تصادفی)
  7. مدلسازی ریسک  (معادلات دیفرانسیل تصادفی و جزیی)
  8. نظریه کنترل بهینه(معادلات دیفرانسیل تصادفی)
  9. نظریه کنترل بهینه تصادفی(معادلات دیفرانسیل تصادفی)
  10. بهینه سازی سبد مالی(معادلات دیفرانسیل تصادفی)
  11. روشهای حل معادلات دیفرانسیل جزیی-تحلیلی و عددی
  12. روشهای حل معادلات دیفرانسیل تصادفی-تحلیلی و عددی
  13. روشهای حل معادلات دیفرانسیل معمولی-تحلیلی و عددی
  14. روشهای حل مساله کنترل بهینه(تصادفی-تعینی)-تحلیلی و عددی
  15. ریسک بازار، مدلسازی و روشهای حل

فتح25= نگرشی بر فرآیند تصادفی

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

Image result for ‫تصاویر پژوهش ریاضی مالی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرایند های تصادفی در ریاضیات مالی:

مجموعه‌ای از متغیرهای تصادفی با اندیس مرحله یا زمان که وضعیت یک پدیده یا آزمایش تصادفی را در طول یک دوره نمایش می‌دهد. متغیرهای تصادفی و اندیس آنها می‌توان از انواع گسسته و پیوسته و نیز چند بعدی باشند. مثلاً بررسی وضعیت آب و هوا، تعداد افراد و وضعیت یک بازی در مکانها زمانها یا مراحل مختلف. فرایندهای تصادفی یکی از علوم کاربردی وابسته به احتمال و آمار بوده که در سایر علوم و فنون دیگر کاربرد بسیاری دارد.
فرایندهای تصادفی در ابتدا در علم فیزیک و برای توصیف پدیده‌های تصادفی که حالت آنها در طی زمان تغییر می‌کند مطرح شد. در مدلسازی هر سیستم تصادفی که حالت آن در طی زمان (فضا یا سایر پارامترها) تغییر می‌کند، مدل باید قادر به توصیف حالت سیستم در طول زمان باشد. به عبارت دیگر مدل شامل دنباله‌ای از متغیرهای تصادفی است که پدیده تصادفی را توصیف می‌کند.
فرض کنید t متغیر زمان و x(t) متغیر تصادفی متناسب با t باشد. در این صورت یک فرایند تصادفی مجموعه‌ای از متغیرهای تصادفی {x(t):tЄT} است که در آن x(t) به ازای هر tЄT یک متغیر تصادفی است.
با این توضیح فرایندهای تصادفی مفهوم تعمیم یافته متغیرهای تصادفی است. برای تعریف یک فرایند تصادفی داریم:
T =
مجموعه اندیس فرایند (فرایند).
مقادیر x = حالات فرایند.
S =
فضای حالات فرایند.

معرفی چند فرایند تصادفی:

1=رایند تولد مرگ (زاد مرگ) صورت خاصی از فرایند مارکف زمان گسسته است که در آن تغییر حالت‌ها تنها از دو نوع است:

  • تولد: در این حالت مقدار وضعیت ۱ واحد افزایش می‌یابد.
  • مرگ: در این حالت مقدار وضعیت ۱ واحد کاهش می‌یابد.

اسم مدل از کاربردهای معمول می‌آید٬مانند زمانی که استفاده از این مدل‌ها برای نشان دادن سایز فعلی جمعیت و مدلی از مرگ و تولد به معنای واقعی به کار می‌رود. فرایندهای زاد و مرگ کاربردهای زیادی در آمارنگاری مردم٬تئوری صف٬مهندسی کارائی٬علم امراض مسری یا در زیست‌شناسی دارد. این روش می‌تواند در کاربرد هائی نظیر مطالعهٔ تکامل باکتری ها٬تعداد مردم با وجود یک بیماری در جمعیت٬یا تعداد مشتری‌ها در یک صف سوپرمارکت استفاده شود.

هنگامی که تولد رخ می‌دهد فرایند از حالت n به n + 1 می‌رود. هنگامی که مرگ رخ می‌دهد فرایند از حالت n به حالت n − 1 می‌رود. این فرایند را می‌توان با نرخ تولد { λ i } i = 0 … ∞ و نرخ مرگ { μ i } i = 1 … ∞ مشخص نمود.

فرایند وینر ، یک فرایند تصادفی پیوسته در زمان در ریاضیات است که به افتخار نوربرت وینر2= نامگذاری شده است.  این فرایند به اسم حرکت براونی استاندارد هم شناخته میشود ، به خاطر کارهای رابرت براون. این یکی از بهترین فرایند هایLévy است. (فرایند تصادفی Càdlàg با خاصیت رشد مستقل مانا ) و در ریاضیات محض و کاربردی ، اقتصاد ، مالیه ریاضی و فیزیک کاربردهای زیادی دارد. 

فرایند وینر هم در ریاضیات محض و هم در ریاضبات کاربردی کاربرد دارد. کاربرد آن در ریاضیات محض برای بررسی زمان-پیوسته مدل مارتینگل (martingales) است که یک مدل برای بررسی این است که چقدر یک فرایند تصادفی میتواند پیچیده باشد است. در نتیجه نقش حیاتی درمحاسبات احتمالی و انتشار فرآیندها و حتی نظریه پتانسیل دارد. این فرایند از Schramm–Loewner تکامل نتیجه میشود. در ریاضیات کاربردی ، فرایند وینر برای نشان دادن تجمیع نویز سفید فرایند گوسی استفاده میشود بنابراین در مهندسی الکترونیک برای مدل کردن نویز از آن استفاده میشود (نویز Brownian را هم ببینید) همچنین به عنوان ابزار خطا در تئوری فیلتر و نیروهای ناشناخته در تئوری کنترل کاربرد دارد.

فرآیند وینردر سراسر علوم محاسباتی کاربردهای متنوعی دارد . در فیزیک از آن برای مطالعه حرکت براونی استفاده می شود همچنین در مطالعه درباره انتشار ذرات معلق در مایع و انواع دیگر انتشار به صورت فوکر–پلانک و معادلات انگوین کاربرد دارد.همچنین پایه های دقیقی برای توصیف فرمولبندی مسیر انتگرال در مکانیک کوانتومی به ما میدهد (با فرآیند وینر و به وسیله فرمول فاینمن -کاک میتوان یک راه حل برای معادله شرودینگر ارایه داد) و برای مطالعه تورم ابدی در کیهان شناسی فیزیکی نیز کاربرد دارد. این فرایند نقش برجسته ای در تئوری ریاضی امور مالی به ویژه Black–Scholes به عنوان مدلی برای قیمت گذاری ذارد.

فرایند وینر همچنین میتواند به مشخصه ای تعیین شود به نام مشخصه Lévy که می گوید که فرایند وینر به صورت قریب به یقین پیوسته martingale با W0 = 0 باشد و درجه دوم تنوع معادل wt,wt] = t] داشته باشد(که به این معنی است که Wt2t نیز martingale باشد).

سومین مشخصه این است که فرایند وینر یک طیفی نمایندگی به صورت سری سینوسی با ضرایب مستقل به صورت متغیر تصادفی N(0, 1) باشد. این نمایش می تواند با استفاده از قضیه Karhunen–Loève بدست آید.

دیگر ویژگی فرایند وینر داشتن انتگرال معین (از صفر تا زمان t) با میانگین ۰ است و واریانس ۱ و همبستگی تابع ضربه به صورت فرایند گوسی سفید است.

فرایند وینر را می توان به عنوان حد پوسته پوسته شدن یک تصادفی پیاده روی و یا هر فرایند تصادفی زمان-گسسته با خاصیت رشد مستقل مانا در نظر گرفت. این به عنوان قضیه Donsker شناخته میشود. مثل پیاده روی تصادفی ، فرایند وینر هم در یک یا دو بعد تکرار شونده است ( یعنی به صورت قریب به یقین برای هر مبدا به یکی از همسایه ها میرسد) ولی در سه بعد و بالاتر تکرار شونده نیست. بر خلاف پیاده روی تصادفی مستقل از مقیاس نیست. یعنی[نیازمند منبع]

α − 1 W α 2 t

برای هر ثابت غیر صفر a یک فرایند وینر است. مقیاس وینر یک قاتوت احتمال در فضای توابع پیوسته g با g(0)=0 بر اساس فرایند وینر است. انتگرال بر اساس مقیاس وینر انتگرال وینر نام دارد.

3=فرایند پواسون (به انگلیسی: Poisson process) یک فرایندی تصادفیشمارشگراست که پیرامون وقوع رخدادهای تصادفی بر روی یک طول زمانی، یا یک فاصلهٔ مکانی تعریف می‌شود. در بررسی این فرایند زمان بین دو پیشامدمتوالی را یک توزیع نماییمشخص می کند و بازه های زمانی مجزا مستقلاز هم در نظر گرفته می شوند. از این فرایند برای مدل سازیواپاشی رادیواکتیو، تماس های تلفنی و انتقال داده از سایتهای اینترنتی استفاده می شود. فرایند پواسون فرایند پیوسته در زمان است. همان طور که فرایند برنولیرا گسسته در زمان نامید.

متغیر تصادفی هندسی

فرض کنید آزمایش های مستقلی با احتمال موفقیت p،آن قدر تکرار می شود تا یک موفقیت به دست آید.اگر X تعداد آزمایشهای لازم باشد،آنگاه:

P { X = n } = ( 1 − p ) n − 1 p n = 1 , 2 , 3 …

اثبات

می دانیم شرط لازم و کافی برای X=n آن است که ابتدا،n-1 آزمایش شکست و n اُمین آزمایش موفقیت باشد.از آنجا که برآمدهای متوالی آزمایشها بنا به فرض مستقل هستند :
[۱]

∑ n = 1 ∞ P { X = n } = p ∑ n = 1 ∞ ( 1 − p ) n − 1 = p 1 − ( 1 − p ) = 1

در نتیجه با احتمال 1،یک موفقیت بالاخره اتفاق می افتد.هر متغیر تصادفی که تابع جرم احتمال بصورت بالا باشد را یک متغیر (فرایند) تصادفی هندسی با پارامتر p می نامیم.

چند مثال ساده

  • فرض کنیم می خواهیم رمز عبور 8 کاراکتری یک کامپیوتر را حدس بزنیم.چند مرتبه باید این کار را تکرار کنیم؟
  • فرض کنیم یک دارو به احتمال p سبب درمان شود،چند مرتبه دارو باید تجویز شود؟
  • فرض کنیم احتمال برد یک تیم p باشد،چند مرتبه این تیم باید بازی کند تا حداقل یک بازی را ببرد ؟

متغیر تصادفی هندسی بدون حافظه است !

فتح 24= تعریف  کمی برای صندوق های بخشی در اقتصاد ایران

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

 

Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

 تعریف کمی برای صندوق های بخشی در اقتصاد ایران

  متنوع‌سازی سبد یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک است؛ اما امروزه در اقتصاد، صندوق‌های بخشی با کاهش متنوع‌سازی و تمرکز در چند صنعت، بازدهی‌های بیشتر را به مشتریان خود پیشنهاد می‌کنند. در مبانی نظری، تعریف کمی و دقیقی برای صندوق‌های سرمایه‌گذاری بخشی ارائه نشده است. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از یک درخت تصمیم، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک ایران از نظر ویژگی بخشی‌بودن به چهار گروه تقسیم و با ساخت سبدی از صندوق‌های موجود در هر گروه و رسم منحنی کارایی سبد نهایی هر گروه، تاثیر ویژگی بخشی‌بودن بر بازده و ریسک صندوق‌ها تبیین شده است. سپس، با استفاده از تحلیل رگرسیون ویژگی‌های بخشی‌بودن، نگهداری وجه نقد کمتر و اندازه صندوق بزرگ­تر به­ عنوان عوامل موثر بر بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک تعیین شده‌اند. در آخر، با تحلیل ضرایب به­دست آمده، گروه دوم از درخت، دارای بیشترین تاثیر بر افزایش بازده بوده و مبنای ارائه تعریف صندوق‌های بخشی در اقتصاد ایران قرار گرفته است. طبق این تعریف، صندوقی در اقتصاد ایران، صندوق بخشی است که بیش از بیست درصد سرمایه خود را در دو صنعت سرمایه‌گذاری کند.

فتح23= مدیریت  و ابزار های ریسک و مالی

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎
 
Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎
 
(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))
بسم الله الرحمن الرحیم
Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок
 
فتح 23= مدیریت و ابزار های مالی وریسک
توسعه ­ روزافزون ابزارهای تأمین مالی، حوزه­ جدیدی را در علم مالی به نام مهندسی مالی ایجاد کرده است. مهندسی مالی عبارت است از طراحی، توسعه و نوآوری در ابزار و سیستم‌های مالی و ارائه راه­کار‌های خلاقانه برای حل مشکلات و مسائل مالی شرکت‌ها و کاهش ریسک، در راستای افزایش ارزش آن‌ها. تصویب قانون بازار اوراق بهادار در سال ۱۳۸۴، بستر مناسبی را برای فعالیت‌های مهندسی مالی در بازار سرمایه کشور فراهم کرد. در سال‌های اخیر، خلأ موجود در ابزارهای بدهی و پوشش ریسک در بازار سرمایه از یک طرف و از طرف دیگر نیاز به رشد و توسعه بازار سرمایه، نیاز به طراحی ابزارهای تأمین مالی و مدیریت ریسک را افزایش داده است.
از طرف دیگر یکی از نوآوری­ های دهه­ اخیر در عرصه بحث­ های پولی و مالی اسلامی، انتشار انواع اوراق بهادار اسلامی است، این اوراق که به طور عمده برای تأمین مالی دولت، سازمان­ها و بنگاه­ های اقتصادی منتشر می­ شوند براساس عقدهای اسلامی طراحی شده­اند و جایگزین مناسبی به جای اوراق ­بهادار ربوی به ویژه اوراق قرضه شمرده می­شوند. اوراق بهادار اسلامی گرچه از جهت شیوه عملیاتی شباهت­هایی با اوراق بهادار ربوی دارند؛ اما از جهت محتوا و ماهیت حقوقی تفاوت­ های اساسی دارند. اوراق بهادار ربوی به طور معمول براساس قرارداد قرض با بهره طراحی شده­اند، صاحبان اوراق در مالکیت دارایی­های حقیقی و فعالیت­ های اقتصادی و بازدهی آنها هیچ مشارکتی ندارند و در سررسیدهای مقرر بهره ثابت و احیاناً متغیر دریافت می‌کنند؛ در حالی که در اوراق بهادار اسلامی، صاحبان اوراق در مالکیت دارایی­های حقیقی و در فعالیت­ های اقتصادی مشارکت دارند و بازدهی طرح ها، پروژه­ها و فعالیت­ ها روی درآمد صاحبان اوراق اثر می­ گذارد و سود اوراق متأثر از بخش واقعی اقتصاد است.
شرکت تأمین سرمایه در راستای اهداف و مأموریت‌های سازمانی خود و در طول کمتر از 3 سال سابقه فعالیت خود، خلاقیت، نوآوری و توسعه فعالیت‌ها را سرلوحه کار خویش قرار داده است. امکان طراحی بالقوه ابزارهای نوین، نوآوری‌های مالی در بازار سرمایه، جوان بودن بازار خدمات مالی در ایران و بکر بودن حوزه مدیریت دارایی‌ها و جذب منابع مالی از جمله فرصت‌هایی است که شرکت تأمین سرمایه  تلاش دارد در راستای اهداف استراتژیک خود از آن‌ها به خوبی استفاده نماید.
در این راستا شرکت تأمین سرمایه­ی  از طریق تعامل پویا با بنگاه‌های اقتصادی و ناشران اوراق بهادار و شناخت عمیق از محیط قانونی و مقرراتی کشور، کمبودهای موجود در بازار را شناسایی و ابزارهای متناسب برای تأمین مالی و پوشش ریسک طراحی می­ نماید. طراحی‌ ابزارهای منطبق با شریعت اسلام یکی از خدماتی است که این شرکت به بازار اقتصادی کشورمان ارائه می­ نماید و به همین جهت شرکت تأمین سرمایه امید پرکاربردترین ابزارهای نوین تأمین مالی را به بازار کشور معرفی می نماید. خدمات قابل ارائه در زمینه مهندسی مالی به شرح ذیل می­باشد:
  1. طراحي ابزارهاي مصون ­سازي در مقابل ريسك­ هاي مالي و عملیاتی
  2. طراحی ابزارهای نوین تأمین مالی اسلامی
  3. ارايه ابزارهاي ساختار یافته موجود و متعارف تامين مالي از قبيل انواع صكوك، اوراق رهني، اوراق آتي، اختيار معامله، اوراق مشتقه بازار سهام و كالا، گواهي­هاي سپرده و اوراق مشاركت

فتح22= مدیریت دارایی و بدهی و ریسک

 

Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунокImage result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

مدیریت دارایی و بدهی وریسک


مدیریت دارایی و بدهی در بانک هاي اسلامی:

. مدیریت دارایی و بدهی
ابزارهاي مدیریت استراتژیک براي مدیریت ریسک نرخ بهره و نقدینگی در بانک ها و موسسات مالی و اعتباري
است. به عبارت دیگر، مدیریت دارایی و بدهی، فرایند اداره و کنترل عدم انطباق بین دارایی ها و بدهی ها به دلایل
مختلف از جمله مسایل نقدینگی، نقد شوندگی و یا تغییرات در نرخ سودهاي بانکی می باشد. از آنجا که یکی از
وظایف اصلی مدیریت مالی بانکها مدیریت دارایی و بدهی است، از این رو، بانک ها به منظور افزایش سودآوري
خود با نظارت بر ریسک به منظور حداقل نمودن ضرر و زیان ناشی از معاملات خود از تکنیک هاي مدیریت
استفاده می نمایند. این تکنیک ها حجم ، ترکیب ، سررسید ، نرخ حساسیت ، کیفیت و (ALM) دارائی ها و بدهی
نقدینگی دارایی ها و بدهی ها را براي دست یابی به نسبت ریسک به بازده از قبل تعیین شده ، هدف قرار می دهند.

در واقع هدف مدیریت دارایی ها و بدهی ، تقویت کیفیت و کمیت دارایی ها با در نظر گرفتن ریسک همراه
دارایی ها و بدهی ها براي مدیریت آینده می باشد.
از سوي دیگر، ارزیابی مناسب از وضعیت مدیریت دارائی و بدهی یک بانک مستلزم درك صحیح از ما هیت
دارائی ها و بدهی ها، مشتریان، اقتصاد و محیط رقابتی حاکم بر آن بانک خواهد بود . از این رو، مدیریت دارایی و
بدهی به معنی جذب فعال سپرده به منظور پاسخگویی به تقاضاي وام است. قیمت گذاري رقابتی سپرده ها به شکل
نرخ سود سپرده هاي دیداري و مدت دار، نتیجه مستقیم مدیریت بدهی است . هرچه فضاي رقابتی در بازارهاي
خدمات مالی فشرده تر و شدیدتر می شود و هزینه هاي واسطه گري مالی به خاطر الزامات حداقل سرمایه و
بیمه کردن سپرده ها و غیره افزایش می یابد ، در نتیجه موسسات مالی و بانکها روز به روز بیشتر در معرض
مخاطرات افت درآمدي قرار می گیرند.
علاوه بر تعاریف فوق، مدیریت دارایی- بدهی را بواسطه ماهیت آن مدیریت ترازنامه نیز می نامند. لذا بایستی
اجزاي صورتهاي مالی موسسه شناسایی و ارتباط این اجزا با یکدیگر و با اجزاي سایر صورتهاي مالی بطور کامل
تبیین شود. از این رو، از جمله قیدهاي ترازنامه اي که می بایستی به دقت رعایت شوند عبارتند از:
- کیفیت اعتبارات
-در نظر داشتن نیازهاي نقدینگی بانک
- تامین سرمایه هاي مطلوب بانک
در ادامه این سوالات مطرح می گردد که اولاً چگونه یک بانک دارایی هاي خود را بین وام هاي پربازده و در
عین حال پرریسک و دارایی هاي کم بازده و کم ریسک تخصیص می دهد؟ ثانیا چگونه یک بانک دارایی هایش را
5
بین دارایی هاي بدون ریسک و دارایی هاي ریسکی تخصیص می دهد؟ مرحله اول شامل ساخت یک دارایی
ترکیبی است که به لحاظ ترکیب دارایی هاي ریسکی بهینه باشد. گام دوم شامل مقایسه اي میان دارایی هاي ریسکی
و بدون ریسک است. با توجه به این مطالب، از مدل سبد دارایی این نتایج به دست می آید:
1.بانک تلاش می کند تا دارایی وام خود را میان قرض هاي پرریسک و پربازده (نظیر بنگاه هاي جدید،
و قرض هاي کم ریسک و کم بازده (نظیر شرک ت هاي بزرگ و مشهور و (SME) بنگاه هاي کوچک تا متوسط
جاافتاده و همچنین قرض هاي تضمین شده اي که به خانوارها داده می شود) متنوع سازي کند.
-2 هر بانک نسبتی از دارایی هایش را در دارایی هاي نقدي بدون ریسک نگهداري می کند.
-3 هر افزایشی در میزان ریسکی بودن سبد دارایی، به شرط ثبات دیگر شرایط، موجب می شود تا بانک ها به
سمت دارایی هاي نقدي بدون ریسک حرکت کنند.
-4 هر افزایشی در بازده روي وام ها، مشروط به ثبات دیگر شرایط، موجب می شود تا بانک از دارایی هاي
بدون ریسک کمتر استفاده کنند.
-5 هر افزایشی در نرخ بازده دارایی هاي بدون ریسک، مشروط به ثبات دیگر شرایط، موجب می شود تا
بانک ها دارایی هاي بدون ریسک بیشتري را نگهداري کنند.
اهداف اصلی مدیریت دارایی ها و بدهی ها
-1 مدیریت بانک باید تا حد امکان دائما بر حجم ، ترکیب و بازده و سود کنترل دارایی ها و بدهی ها را تواما
در کنترل داشته باشد.
6
-2 براي هماهنگی موثر در مدیریت دارایی ها و بدهی ها براي حداکثر کردن فاصله بین در آمدها و هزینه ها
همراه با در نظر گرفتن ریسک کنترل مدیریت دارایی ها با کنترل مدیریت بدهی ها باید هماهنگ باشد.
-3 در ارائه سیاست هاي بانک توجه شود که درآمدها و هزینه ها از هر دو طرف ترازنامه بانک ناشی می
شود
ارکان مهم فرآیند مدیریت دارایی – بدهی
مدیریت دارایی در یک بانک نمی تواند جدا از مدیریت بدهی باشد. لذا مدیریت همزمان دارایی ها و بدهی ها
به منظور ماکزیمم کردن سود و مینیموم کردن ریسک نیازمند یک سري موضوعات می باشد.
-1 اطلاع رسانی مدیریت دارایی – بدهی:
موجود بودن اطلاعات 
دقیق و قابل اتکا بودن آمار و اطلاعات 
به اندازه کافی بودن مستندات و داده ها 
به موقع و به روز بودن آمار و اطلاعات 
-2 سازمان دهی مدیریت دارایی – بدهی:
داشتن ساختار سازمانی مشخص با شرح وظایف دقیق کمیته مدیریت دارایی – بدهی 
مشخص نمودن درجه اهمیت این مدیریت در نظام مدیریت ارشد بانک 
-3 فرآیند اجرایی مدیریت دارایی – بدهی:

شاخص هاي ریسک 
شناسایی ریسک 
اندازه گیري ریسک 
سیاستگذاري و تعیین آستانه هاي تحمل ریسک 

استراتژي هاي مدیریت دارایی ها و بدهی ها
-1 استراتژي هاي ایستا: در این روش، منحنی پرتفوي در یک لحظه خاص بررسی می شود. براي مثال تجزیه
و تحلیل شکاف سررسید، انطباق زمانی جریانات نقدي و غیره
-2 استراتژي هاي نشأت گرفته از بازده: این رویکرد شامل مدلسازي هاي مختلفی است که بایستی توسط
مدیر پرتفوي انجام شود و رفتار اوراق بهادار در شرایط مختلف نرخ بهره بررسی می شود.
-3 برنامه ریزي ریاضی: شامل بیان محدودیت هاي مختلف در قالب عبارات ریاضی و لحاظ نمودن تمام ابعاد
به شکل ریاضی می باشد ALM ضروري
ومدیریت نقدینگی
ریسک نقدینگی یعنی تأمین مالی دارایی هاي با سررسید بلند مدت بوسیله تعهدات با سررسید کوتاه مدت که
بانک را مجبور نماید در سررسیدهاي متعدد متوسل به ریفاینانس بشود.
ابعاد مدیریت ریسک نقدینگی
مدیریت نقدینگی با اهدافی از جمله پرداخت بدهی ها و ایفاي تعهدات به طور مستمر و به موقع، نگهداري
سطح مناسبی از نقدینگی جهت پاسخگویی به جریان هاي نقدي خروجی غیر منتظره بر اساس تجربیات گذشته،
اجتناب از تأمین وجوه با هزینه هاي قابل ملاحظه از جمله فروش اجباري دارایی ها و تأمین سطح مناسبی از
نقدینگی مطابق با حدود تعیین شده در مقررات داخلی، شکل می گیرد. این مساله تا حدي داراي اهمیت است که
کمیته بال تحقیقاتی را دز این زمینه انجام داده و اهمیت آن را با اعمال قوانینی مبنی بر ارائه بندهایی در راستاي
10
مدیریت نقدینگی نشان می دهد. بخش مدیریت ریسک در هر سازمان، ارائه بهترین عملکرد و بهینه سازي، استفاده
از سرمایه و به حداکثرسازي ارزش دارایی هاي سهامداران را به عنوان هدف اصلی خود مطرح می نماید و با
استفاده از تدابیر متناسب و راهکارهاي به موقع، ریسک ها را پوشش می دهد.

فتح 21= ارتباط بین فرصت های سرمایه گذاری و ارزش افزوده نقدی

Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунокImage result for ‫تصاویر ارزش افزوده‬‎

 

 

 Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله االرحمن الرحیم

 ارتباط بین فرصت های سرمایه گذاری و ارزش افزوده نقدی

  فرصت‌های سرمایه‌گذاری در دسترس شرکت ها ، بخش مهمی از ارزش یک شرکت را تشکیل می‌دهند. نفوذ و گسترش شرکت های جوانی که در عرصه ی تکنولوژی اطلاعات به منصه ظهور رسیده اند و نیز شرایط اقتصاد جهانی، علایق فراوانی را در مورد درک نقش چنین فرصت‌های سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها برانگیخته است . مجموعه فرصت‌های سرمایه گذاری یک شرکت عمیقا بر شیوه نگرش مدیران، مالکان، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان به شرکت تاثیر می گذارد .سرمایه گذاران همواره به دنبال استفاده از فرصت های مناسب سرمایه گذاری و کسب بازده بیشتر هستند و مدیران نیز در جهت موفقیت شرکت و افزایش ثروت سهامداران اقدام به تخصیص صحیح منابع و اخذ تصمیمات مناسب در این راستا می نمایند. لذا یافتن راهی برای آگاهی از فرصت های سرمایه گذاری مناسب و جلوگیری از هدر رفتن منابع همواره مورد علاقه ی گروه های ذینفع ( همچون سرمایه گذاران و مدیران و ... ) می باشد . یافتن معیاری که بتوان با استفاده از آن عملکرد شرکت ها را ارزیابی نمود و به این ترتیب با اخذ تصمیم مناسب از به هدر رفتن منابع و فرصت های سرمایه گذاری مناسب جلوگیری نمود ، بسیار مفید خواهد بود .

 انتخاب معیار های اندازه گیری عملکرد یکی از مهم ترین چالش های پیش روی سازمان است و  سیستم های اندازه گیری عملکرد نقشی کلیدی در توسعه ی برنامه های استراتژیک ، ارزیابی سازمان در دستیابی به اهداف و دادن پاداش به مدیران ایفا می کند.  در سال های اخیر ، در زمینه ی ارزیابی عملکرد از مفهوم ارزش افزوده نیز بهره گرفته می شود . یکی از مفاهیم ارزش افزوده که مبتنی بر جریانات نقدی است ، ارزش افزوده نقدی نام دارد که بیانگر ثروت نقدی ایجاد شده در یک دوره مالی توسط کارکنان ، تامین کنندگان منابع مالی ( سهامداران و وام دهندگان ، دولت و شرکت ) می باشد . هدف از انجام این تحقیق این است که مشخص شود  آیا شرکت هایی که فرصت های سرمایه گذاری بالاتری دارند خلق ارزش بالاتر و در نتیجه از ارزش افزوده نقدی بالاتری نیز برخوردار هستند ؟ آیا با این روش رفاه سهامداران و هم چنین رفاه مدیریت فراهم می شود یا خیر ؟ آیا سهامداران شرکت هایی را که فرصت های سرمایه گذاری آن ها بالاتر است نسبت به شرکت هایی که فرصت های سرمایه گذاری آن ها پایین تر است در اولویت قرار می دهند؟

 

بیان مساله

سرمایه گذاران همواره تمایل دارند تا از میزان موفقیت مدیران در به کارگیری از سرمایه شان آگاهی یابند . آن ها علاقه مندند دریابند از سرمایه گذاری انجام شده ، چه اندازه ارزش ایجاد شده است . ایجاد ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلند مدت از مهم ترین اهداف شرکت ها محسوب می شود . نقش معیارهای ارزیابی عملکرد در انعکاس عملکرد شرکت ها از طریق محتوای اطلاعاتی موجودشان نیز پر رنگ تر شده است . باید اشاره نمود که حداکثر کردن ارزش بازار سهام شرکت ها از اهداف اولیه و اساسی هر شرکتی محسوب می گردد . به این منظور تحلیل گران به دنبال معیاری هستند تا با در نظر گرفتن هزینه سرمایه و نرخ بازده سرمایه گذاری برای حداکثر کردن ارزش شرکت و افزایش ثروت سهامداران اقدام کنند  . از سوی دیگر روش های ارزیابی سنتی مورد خرده گیری واقع شده و روش های نوین از جمله ارزش افزوده نقدی به عنوان موضوع مهم محافل اقتصادی و حسابداری قرار گرفته است و طرفداران این روش معتقدند یکی از روش های مناسب ارزیابی نحوه عملکرد شرکت ها می باشد .

عملکرد شرکت در ایجاد ارزش نقشی اساسی ایفا می کند و فرصت سرمایه گذاری جزیی از ارزش شرکت می باشد . بنابراین تعیین رابطه بین فرصت سرمایه گذاری و ارزش افزوده نقدی که یکی از معیار های ارزیابی عملکرد است ؛ حائز اهمیت بسیار است .

 

 مفهوم ارزش

مفهوم ارزش به این سادگی نیست که گروهی از افراد تصور می کنند . ارزش هر دارایی به عوامل مختلفی مانند فردی که ارزش گذاری برای او صورت می گیرد ، نوع ارزشی که باید اندازه گیری شود ، زمانی که برآورد ارزش صورت می گیرد و هدف ارزش گذاری بستگی دارد . ارزش یک مفهوم ایستا یا مشابه با مفاهیم دیگر نیست . ارزش هر دارایی به عوامل گوناگونی بستگی دارد که در زمان های مختلف ممکن است تغییر کنند . برخی از این عوامل عبارتند از : محیط اقتصادی ، استفاده بالقوه دارایی ، زمان برآورد ارزش ، میزان کمیابی نسبی و جایگزینی، موقعیت دارایی، گستردگی دامنه مالکیت دارایی ، میزان نقدشوندگی و وضعیت بازار دارایی، شرایط فیزیکی دارایی.

ارزش یک شرکت ، تابع سود آوری سرمایه گذاری های آن است ؛ لذا مدیران با هدف حداکثر نمودن ثروت سهامداران ، باید با شناخت عوامل موثر بر سطح سرمایه گذاری ، بین انتظارات سهامداران و فرصت های سرمایه گذاری مطلوب شرکت ، تعامل برقرار نمایند تا هم فرصت های سودآور سرمایه گذاری را از دست ندهند و هم رضایت سهامداران را جلب کنند

 

شاخص های سنجش عملکرد

، برای هر کسی که درگیر فعالیت در زمینه ی مالی شرکت می باشد درک مکانیسم های ارزیابی شرکت لازم و ضروری می باشد . زیرا ارزیابی نه تنها در تحصیل و ادغام شرکت ها از اهمیت زیادی برخوردار می باشد بلکه جهت شناسایی منابع خلق و یا تخریب ارزش اقتصادی در شرکت ها ، به واحد های تجاری کمک می نماید .

 روش های ارزیابی شرکت ها را به 6 گروه اصلی طبقه بندی می نماییم که به جهت جلوگیری از اطاله کلام و بی ارتباط بودن دو مورد از آن ها به موضوع پژوهش حاضر چهار مورد از آن ها در زیر تشریح می گردد .

 

 

   روش های مبتنی بر ترازنامه

این روش به دنبال تعیین ارزش شرکت از طریق برآورد ارزش دارایی های آن شرکت می باشد . این روش به طور سنتی مورد استفاده قرار می گیرد و در واقع بیان می کند که ارزش یک شرکت اساسا در ترازنامه ی آن نهفته است .

   روش های مبتنی بر سود و زیان

بر خلاف روش مبتنی بر ترازنامه ، این روش مبتنی بر صورت سود و زیان شرکت است . این  روش ها به دنبال تعیین ارزش شرکت از طریق میزان سود ، فروش یا شاخص های دیگر می باشند .

  روش های مبتنی بر جریان نقدی تنزیل شده

این روش در نظر دارد تا ارزش شرکت را از طریق برآورد جریان های نقدی که در آینده ایجاد خواهند شد ، تعیین نموده و سپس آن ها را بر اساس نرخ تنزیلی مطابق با ریسک ، تنزیل نماید . در این روش ، شرکت به عنوان مولد جریان نقد در نظر گرفته می شود و ارزش شرکت از طریق ارزش فعلی جریان نقدی با استفاده از نرخ تنزیل مناسب محاسبه می گردد . این رویکرد ، مفهومی مشابه بودجه نقدی می باشد .

 روش های مبتنی بر خلق ارزش

ارزش شرکت و افزایش در آن در یک دوره ی خاص اساسا توسط تغییر در انتظارات در مورد جریانات نقدی شرکت و هم چنین تغییرات در ریسک که منجر به تغییرات در نرخ تنزیل می شود ، تعیین می گردد . .

 از جمله روش های مبتنی بر خلق ارزش را ارزش افزوده اقتصادی،  سود اقتصادی، ارزش افزوده نقدی و جریان نقدی بازده سرمایه گذاری برشمرد .

 

 مفهوم خلق ارزش

در حوزه ی مدیریت مالی تعداد قابل ملاحظه ای روش وجود دارد که از آن ها جهت تحلیل و اندازه گیری عملکرد واحد تجاری استفاده می شود . خلق ارزش، تنهاترین و بهترین معیار اندازه گیری عملکرد شرکت است که اجماع عمومی در پذیرش آن هست . شرکت های با عملکرد خوب به نظر می رسد که برای سهامدارانشان در مقایسه با شرکت های با عملکرد بد ارزش بیشتری خلق کرده اند . یک شرکت زمانی  برای سهامداران خلق ارزش می کند که بازده سهامدار بیشتر از هزینه سرمایه ( بازده مورد انتظار حقوق صاحبان سهام ) باشد . به عبارت دیگر زمانی یک شرکت در طی یک سال ارزش خلق می کند که انتظارات را بهبود بخشد . زیرا ارزش به انتظارات بستگی دارد .

خلق ارزش سهامدار = ارزش بازار حقوق صاحبان سهام  × ( بازده سهامدار-  )      (1)

 

یاخلق ارزش سهامدار  = ارزش افزوده سهامدار– ( ارزش بازار حقوق صاحبان سهام × (2)

 

بازده مورد انتظار حقوق صاحبان سهام     (3)

 ارزش افزوده نقدی

دو دیدگاه درباره ی مفهوم و نحوه ی محاسبه ی ارزش افزوده ی نقدی متداول می باشد . ارزش افزوده ی نقدی در دیدگاه اول یکی از چارچوب های مدیریت بر مبنای ارزش است . در این رویکرد ارزش افزوده نقدی یک مدل خالص ارزش فعلی است که محاسبات را به صورت دوره ای لحاظ می کند و سرمایه گذاری را به دو گروه سرمایه گذاری های استراتژیک و غیراستراتژیک طبقه بندی می کند . در این روش جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده از طریق پیدا کردن جریانات تنزیل شده ای که در طول عمر اقتصادی سرمایه گذاری ، خالص ارزش فعلی برابر صفر ارایه می نماید محاسبه می شود . سرمایه گذاری ناخالص ، دارایی های غیر استراتژیک را نادیده می گیرد .

مفهوم دیگر ارزش افزوده نقدی  این مدل بر اساس سود باقی مانده طراحی شده است و مقدار سود نقدی باقی مانده ی شرکت را اندازه گیری می کند . این مدل توسعه ای از مفهوم جریان نقدی بازده سرمایه گذاری است و اساسا با مدل قبلی تفاوت دارد

 

فرصت های سرمایه گذاری                                                                           

 فرصت های سرمایه گذاری یک بخش قابل توجه و رو به رشد دارایی های شرکت  می باشند و علاوه بر این ، میزان زیادی از پتانسیل رشد شرکت جهت افزایش منافع اقتصادی و ارزش شرکت ، اغلب در فرصت سرمایه گذاری آن نهفته است .

 شرکت ها ممکن است به عنوان مجموعه ای از دارایی های انسانی و فیزیکی در نظر گرفته شوند که به سمت اهدافی نظیر حداکثر کردن بازده سهامداران حرکت می کنند . این دیدگاه بر ویژگی های قابل مشاهده ی مرتبط با ارزش شرکت تاکید دارد و بازده های غیر قابل مشاهده را در نظر نمی گیرد . یکی از مهم ترین بازده های سرمایه گذاری مرتبط با ارزش شرکت که قابل مشاهده نمی باشند فرصت های رشد یا مجموعه فرصت های سرمایه گذاری می باشند .

 

 فرصت های سرمایه گذاری و رشد

دو نوع تصمیمات سرمایه گذاری  بر اساس افق زمانی معرفی شده . اول ، رشد تحقق یافته که بیانگر سرمایه گذاری انجام شده در دوره های گذشته یا دوره ی جاری می باشد و دوم ، فرصت های سرمایه گذاری که بیانگر سرمایه گذاری هایی است که توسط مدیران به منظور دستیابی به مزیت اقتصادی آتی ، شناسایی و انتخاب می گردد  برای یافتن بهترین شاخص مجموعه فرصت های سرمایه گذاری به دلایل زیر می باشد : دلیل اول این است که سرمایه گذار تلاش می کند تا عملکرد آتی ( مجموعه فرصت های سرمایه گذاری ) را بر مبنای عملکرد جاری ( رشد تحقق یافته ) پیش بینی نماید . که این امر بدان معناست که مجموعه فرصت های سرمایه گذاری ارتباط بیش تری با ارزش مورد انتظار شرکت دارد و دیگر این که مجموعه فرصت های سرمایه گذاری به رشد تحقق یافته بستگی دارد و تاخیر زمانی بین مجموعه فرصت سرمایه گذاری و رشد تحقق یافته ممکن است قدرت مجموعه فرصت های سرمایه گذاری را برای پیش بینی عملکرد آتی کاهش دهد . دوم این که ،، محققان ممکن است توجه بیش تری را به مجموعه فرصت های سرمایه گذاری نسبت به رشد تحقق یافته معطوف نمایند .  از آن جایی که سرمایه گذاران در مورد تصمیمات سرمایه گذاری خود در مورد خرید یا فروش سهام دست به انتخاب می زنند نشان دهنده این است که مجموعه فرصت های سرمایه گذاری به تصمیمات مالی مرتبط می باشند

 

 اندازه گیری فرصت های سرمایه گذاری

برآورد فرصت سرمایه گذاری آسان نیست ، زیرا ارزش آن ها به طور گسترده ای بستگی به تصمیم های مدیران دارد . فرصت های سرمایه گذاری تاثیر قابل توجهی بر سهامداران ، مالکان ، مدیران ، سرمایه گذاران و اعتباردهندگان شرکت دارد . در واقع ارزش بازار شرکت به دو بخش : ارزش فعلی کل دارایی ها و ارزش فرصت های سرمایه گذاری تقسیم می شود . با این حال قابل درک است که اندازه گیری فرصت سرمایه گذاریدشوار می باشد و به طور قابل توجهی به متغیر های دیگر و اختیارات و نظرات مدیران بستگی دارد

با وجود نقش مهمی که فرصت های سرمایه گذاری در ادبیات مالی و سرمایه گذاری شرکت ایفا می کند اما هیچ اجماعی در مورد چگونگی اندازه گیری ارزش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری شرکت ها وجود ندارد . مشکل این جاست که فرصت های سرمایه گذاری توسط افراد ذینفع قابل مشاهده نمی باشد . بنابراین محققان ناچار به استفاده از شاخص هایی برای اندازه گیری فرصت های سرمایه گذاری می باشند  یافتن شاخص مناسب برای اندازه گیری مجموعه فرصت های سرمایه گذاری به امری مهم در تحقیقات مالی و حسابداری تبدیل شده است . سرمایه گذاران به شاخص های مناسب برای مجموعه فرصت های سرمایه گذاری نیاز دارند زیرا مجموعه فرصت های سرمایه گذاری تعیین کننده ی رشد آتی شرکت می باشد .

 

 فرصت های سرمایه گذاری و خلق ارزش

  مجموعه فرصت های سرمایه گذاری یا فرصت رشد به فرصت های سازمان و نیز فرصت های موجود در اقتصاد برای خلق ارزش مرتبط می باشد و زمانی که مدیران درک بهتری در مورد سیاست های تصمیم گیری داشته باشند ، امکان بهبود یا خلق ارزش برای سازمان افزایش می یابد  .در همین راستا نیز نشان داد که مجموعه فرصت های سرمایه گذاری و فرصت رشد با خلق ارزش سازمان برای سهامداران در ارتباط می باشد و به ویژه با سازمان هایی در ارتباط است که در بازار های درحال ظهور فعالیت دارند .

شرکت های در حال رشد با نرخ هزینه سرمایه کمتر از نرخ بازده دارای فرصت های سرمایه گذاری هستند . در این شرکت ها افزایش سود انباشته و تبدیل آن به سرمایه موجب افزایش قیمت سهام می شود .موسسه ها را به سه گروه تقسیم می کنند :

الف ) موسسه های در حال رشد : در این موسسه ها ، نرخ هزینه سرمایه کمتر از نرخ بازده مورد انتظار است و از فرصت های مناسب سرمایه گذاری برخوردارند .

ب ) موسسه های در حال بلوغ : در این موسسه ها نرخ هزینه ی سرمایه برابر با نرخ بازده مورد انتظار است و فرصت های مناسب سرمایه گذاری ندارند ، زیرا پروژه های سرمایه گذاری خاصی ندارند که بتواند بر ارزش شرکت در عرصه رقابت اضافه کند .

ج ) موسسه های در حال افول : این موسسه ها در شرایطی قرار دارند که منحنی عمر آن ها مراحل نهایی را طی می کند و نرخ بازده مورد انتظار آن ها کمتر از نرخ هزینه سرمایه است .

زمانی که واحد تجاری نرخ بازده ای بیشتری از هزینه سرمایه داشته باشد ، آن شرکت برای سهامدارانش خلق ارزش نموده است . بنابراین می توان این طور استنباط نمود که شرکت های با فرصت سرمایه گذاری خلق ارزش می نمایند و در واقع فرصت های سرمایه گذاری جزیی از ارزش شرکت را تشکیل می دهند . جهت ارزیابی عملکرد روش های مختلفی وجود دارد که ارزش افزوده ی نقدی از جمله روش های مناسب و نوین جهت ارزیابی نحوه عملکرد شرکت ها می باشد . ارزش افزوده نقدی در این پژوهش بر اساس دیدگاه گروه مشاوره ای بوستون می باشد که از جمله معیار های ارزیابی عملکرد مبتنی بر خلق ارزش می باشد .

فتح 20=نقش هیات مدیره و مدیریت ارشد در ERM

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

 

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

 

Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

فتح 20 =

اصول و مفاهیم مدیریت ریسک
 نقش هيا ت مديره و مديريت ارشد در ERM
هيات مديره شركت ها بايد از اثربخشي مديريت ريسك و حاكميت
شركتي اطمينان حاصل كنند. در همين راستا و با رو یكردي استراتژ كي،
هيات مديره و مديرعامل شركت ها بايد موارد زير را انجام دهند:
* اختصاص فردي به عنوان مدير ارشد ريسك ) Chief Risk
Officer ( با اين اختيار كه بر تمامي ريسكها نظارت داشته باشد.
* اطمينان از اينكه اين مدير مستقل است.
* اطمينان از كفايت فرآيند مديريت ريسك شامل شناسائي،
ارزيابي و كنترل ريسك.
* اطمينان از صحت، به موقع و مربوط بودن اطلاعاتي كه هيات
مديره راجع به ريسكها كسب ميك‌ند.
* ايجاد فرهنگ يكپارچگي مديريت ريسك و برنامه ريزي
استراتژيك.
* اطمينان از اينكه مديريت ريسك، كل سازمان را پوشش داده
است.
* اطمينان از اينكه مديريت ريسك به موضوعات و ريسكهاي
مهم اشراف دارد.
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک

ريسكها و فرصتها بر اساس 4 وظيفه اصلي هيات مديره به هم گره
خورده اند:
* خط مشي گذاري
* تفكر استراتژ كي
* مديريت نظارت
* پاسخگويي
در خط مشي گذاري، فرهنگ سازماني شامل مديريت ريسك مورد
توجه قرار گيرد. تفكر استراتژ یك شامل انتخاب بازار و تخصيص منابع
متناسب با ريسك آن ها است. در مديريت نظارت، فرآيندهاي رسمي
مديريت ريسك و رويه هاي حاكميت شركتي مورد توجه واقع مي شود. در
پاسخگوئي، مسئول كنترل ريسكهاي مختلف بايد مشخص شود و هر
بخش ريسكهاي مربوط به خود را براساس رويه هايی كه از قبل مشخص
شده است، به طور مداوم مديريت كند.
 نقش مدير ارشد ريسك 1
همان طورکه قبلاً گفته شد، هیات مدیره یا مدیریت ارشد، برای
دستیابی به اهداف ERM فردی را به عنوان مدیر ارشد ریسک
1. Chief Risk Officer

منصوب می کند. این فرد که معمولاً به طور مستقیم به مدیر عامل
گزارش می دهد، وظایف اصلی زیر را به عهده دارد:
* به عهده گرفتن رهبری در پیاده سازی ERM و ارائه چشم انداز
و راهبردهای مدیریت یکپارچه ریسک.
* تعیین چهارچوب مدیریت یکپارچه ریسک به نحوی که تمامی
ریسک های مهم سازمان را شامل شود.
* توسعه خط مشی های مدیریت ریسک شامل حدود پذیرش ریسک.
* ارائه گزارش های ریسک شامل زیان ها و شاخص های ریسک.
* بهینه سازی پرتفوی ریسک شرکت از طریق فعالیت های
شرکت و راهبردهای انتقال ریسک.
* ارائه اطلاعات شفاف در مورد ریسک شرکت به ذینفعان اصلی.
* توسعه مدل ها، سیستم ها و پایگاه داده های مدیریت ریسک.
 مزاياي رويكرد ERM
مدیریت یکپارچه ریسک دارای مزایای زیر است:
* تطبیق میزان ریسک پذیری با استراتژی شرکت: منظور از ریسک
پذیری، میزان ریسکی است که هیات مدیره برای دستیابی به اهداف خود حاضر
به پذیرش آن است. در تنظیم اهداف استراتژیک، ابتدا میزان ریسک پذیری مورد
توجه قرار می گیرد و سپس حدودی برای ریسک نامطلوب در نظر گرفته می شود.
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک
46
* حداقل کردن زیان های عملیاتی: با اتخاذ رویکرد ،ERM
قابلیت شرکت ها در شناسایی، ارزیابی و مدیریت ریسک ها افزایش
می یابد و بدین ترتیب از رخدادهای غیر منتظره و زیان های مربوطه
جلوگیری می شود.
* ارتقاء روش های کنترل ریسک: رویکرد ERM نسبت به
شناسایی و انتخاب روش مناسب کنترل ریسک دقیق است. در این
رویکرد، روش های مختلف مدیریت ریسک شامل حذف، کاهش،
انتقال یا پذیرش ریسک بررسی می شود.
* منابع: درک واضح از ریسک هایی که یک شرکت با آن مواجه است
به اثربخشی منابع و زمانی که برای مدیریت آن ریسک ها صرف می شود،
کمک زیادی می کند.
* شناسایی و مدیریت ریسک های موجود در بخش های مختلف
یک شرکت: هر شرکتی با ریسک های زيادي در بخش های مختلف
روبرو است. یکی از مزیت های اصلی ERM ، یکپارچه کردن
مدیریت ریسک های موجود در بخش های گوناگون شرکت است.
این یکپارچگی 3 جزء دارد: گزارشگری متمرکز ریسک، یکپارچگی
استراتژی های مدیریت ریسک و یکپارچگی مدیریت ریسک با
فرآیندهای شرکت.
* ارتباط بین رشد، ریسک و بازده: شرکت ها به منظور خلق
ارزش، ریسک هایی را می پذیرند و انتظار دارند بازدهی که بدست
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک
47
می آورند، این ریسک را جبران کند. رویکرد ERM توان شناسایی
و ارزیابی ریسک ها را افزایش می دهد و سطوح پذیرش ریسک را
نسبت به رشد و بازده بالقوه تع یین می کند.
* عقلایی کردن سرمایه: اطلاعات دقیق تر راجع به ریسک، این امکان
را فراهم می نماید تا ارزیابی میزان سرمایه مورد نیاز و تخصیص آن بهبود یابد.
* استفاده از فرصت ها: در رویکرد ERM ، هم فرصت ها و هم
تهدیدات مورد توجه قرار میگیرند.

 فتح 19= معرفی مدیریت یکپارچه ریسک (ERM)

Image result for ‫تصاویر مدیریت‬‎

 Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

فتح 19= معرفی مدیریت یکپارچه ریسک (ERM)

تهیه برنامه های استراتژ كي براي هر كسب و كاري به معني درك اين
است كه چه چيزهايي براي آن كسب و كار خلق ارزش ميك‌ند و چه
چيزهايي ارزش را مي کاهد. اين به معني آن است كه استفاده از فرصت ها
1- Enter Prise Risk Management
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک

بايد همراه با درك ريسكهايي باشد كه بايد از آنها اجتناب کرد. بنابراين،
رشد هر كسب و كاري مستلزم پذيرش برخي ريسكها است. با توجه به
اينكه در دنياي امروز ريسكها بزرگتر، پيچيد ه تر، متنوع و پويا شده اند،
توانائي هر كسب و كاري در مواجه موفقيت آميز با ريسكها، dكي از
نشانه هاي اصلي توان رقابت آن است.
پيچيده و متنوع شدن ريسكها، فقط ناشي از تغييرات سريع
در تكنولوژي، سرعت در ارتباطات، جهاني شدن كسب و كارها و
تغيير بازارها نيست. امروزه شركت ها در محيطي كاملاً متفاوت
نسبت به 10 سال پيش، فعاليت ميك‌نند. منبع ريسكها مي تواند
در داخل يك شركت باشد. اتخاذ استراتژي هاي توسعه اي، مانند
تملك، سرمايه گذاري در بازارهاي نوظهور، تجديد ساختار سازماني،
برون سپاري فرآيندهاي اصلي، پروژه هاي سرمايه گذاري بزرگ و
توسعه محصولات جديد ، همگي ميتوانند ريسكهاي يك شركت را
افزايش دهند. بررسي كه اخيراً توسط 14 شركت بزرگ بين ا لمللي
در خصوص مديريت ريسك صورت گرفت ، نشان داد كه در اواخر
دهه 1990 ، ميزان و تعداد ريسكهايي كه شركت ها نياز به مديريت
آنها دارند، بسيار افزايش يافته است و اين افزايش در سال هاي بعدي
نيز ادامه خواهد يافت. نتيجه اين افزايش در انواع ريسكها اين است
كه مديريت ريسك نياز به رويكردي وسيع تر و جامعتر دارد .
تمامي ذي نفعان و قانون گذاران هيا ت مديره را تحت فشار گذاشته اند
كه ريسكهايشان را به صورت جامع تر، دقيق تر و سيستماتي تر
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک

مديريت كنند. شركت هايي كه مديريت ريسك را فقط در حد
تطبيق با قوانين انجام ميدهند، نمي توانند به صورت موفقيت آميزي
ريسكهاي مهم را مديريت كنند.
مدیریت یکپارچه ریسک، فعالیتی جامع، یکپارچه و مستقل است
که به شرکت کمک میکند تا به هدف اصلی خود یعنی حداکثر
سازی ثروت سهامداران دست یابد. ERM باید تمامی جنبه های
طرح تجاری از برنامه استراتژیک را كه شامل موارد زير است، مورد
توجه قرار دهد:
* طرح استراتژیک
* طرح بازاریابی
* طرح عملیاتی
* تحقیق و توسعه
* مدیریت و سازمان
* پیش بینی ها و اطلاعات مالی
* تامین مالی
* فرآیندهای مدیریت ریسک
* مکانیسم های کنترلی کسب و کار
امروزه شرکت ها در محیطی فعالیت می کنند که دائماً در حال
تغییر است و نیاز به رویکردی یکپارچه برای مدیریت ریسک های
خود دارند. این امر از طریق مدیریت سنتی ریسک که در آن
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک

ریسک ها به طور جداگانه بررسی و مدیریت می شوند، تحقق
نخواهد یافت. پویایی، سیال بودن و به هم وابسته بودن جزو ماهیت
ریسک ها است.
طبق تعریف c ، مدیریت یکپارچه ریسک به صورت زیر
تعریف می شود:
«فرآیندی سیستماتیک در نظام کنترل داخلی که به منظور
اطمینان از اجرای خط مشی های هیات مدیره، کمک به محقق
شدن اهداف شرکت و محافظت از دارایی ها و ثروت سهامداران
و سازمان شکل می گیرد. هدف این فرآیند، مدیریت و کنترل
یکپارچه ریسک های سازمان است. این فرآیند، روابط متقابل بین
ریسک ها را در نظر می گیرد و منعکس کننده ماهیت ریسک
است که مرزهای مصنوعی سازمان را بر نمیتابد. به علاوه، این
فرآیند به طور مداوم بازبینی می شود تا اصلاحات لازم در آن
اعمال شود .»
بنابراین، به طور خلاصه می توان گفت که ERM چهارچوبی
جامع، یکپارچه و مستقل از مدیریت ریسک های شرکت، به منظور
حداکثر کردن ثروت سهامداران است.

فتح 18= مدیریت و ضرورت ریسک

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунокImage result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 (((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیمШкола и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

مدیریت و ضرورت مديريت ريسك
زندگی امروز در حالی ادامه می یابد که شرایط عدم اطمینان 1 بر کلیه
امور سايه انداخته و فرآیند تصمیم گیری را متحول کرده است. تغییرات
قیمت کالاهای اساسی، تغییرات نرخ ارز، تغییرات نرخ سود و همچنین
تغییرات قیمت سهام مواردی هستند که سازمان های امروزی دائماً با آن
دست به گریبانند. این تغییرات در کنار سایر تغییرات محیطی، باعث ظهور
نظریات جدید علمی در حوزه مدیریت شده است، تا آنجا که نظریه آشوب 2
به وجود آمده و سازمان ها را در محیطی با پیچیدگی زياد و در عین حال
قابل مدیریت، تصویر کرده است.
مهندسی مالی و مدیریت یکپارچه ریسک، وظیفه کنترل ریسک ها را
بر عهده گرفته و با ارائه راهکارهای نوین و راهبردهای بدیع توانسته برای
شرکت های تجاری، تولیدی و خدماتی و به ویژه بانکها روش های
نظا م مندی خلق کند.
مقوله جهانی شدن اقتصاد و از بین رفتن مرزهای اقتصادی، ناگزیر ما را با
موضوعات ناآشنای تخصصی مالی مواجه خواهد ساخت. افزايش روزافزون
مراودات و انتقال اطلاعات، خصوصاً با پيشرفت فناوري اطلاعات و تجارت
الكترون كي و امروزه ماليه الكترون كي 3و سايبر فايننس 4، خود عاملي در
1. Uncertainty
2. Chaos Theory
3. E- Finance
4. Cyberfinance
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک
9
جهت افزايش سرعت جهاني شدن اقتصاد مي باشد. بعد از اين، به بهانه
نداشتن ابزارهاي مديريت ريسك نمي توانيم موضوعات مربوط را ناديده
بگيريم و به تحقيقات انجام شده در اين زمينه ب يتوجه باشيم.
-1 -1 رشد كسب و كار از طريق ريسك پذيري
ريسك پذيري قسمت جدايي ناپذير هر كسب و كاري است.  "فعاليت اقتصادي يعني
بكارگيري منابع كنوني براي كي آينده نامطمئن". تنها چيزي كه در مورد
آينده قطعي است، عدم اطمينان و ريسك است. بررسی يهاي تاريخي 

بيانگر اين موضوع بود که دستيابي به عملكرد
اقتصادي بهتر با عدم اطمينان بيشتر و به عبارت ديگر، با ريسك پذيري
بيشترهمراه است.
امروزه تقريباً تمامي فعاليت ها و فرآيندهاي عملياتي از دريچه ريسك
نگريسته مي شوند. نتيجه نهائي برنامه راهبردي بايد ايجاد ظرفيت براي
پذيرش ريسكهاي بيشتر باشد، زيرا اين تنها راه بهبود عملكرد است. اگرچه
براي گسترش اين ظرفيت، شركت ها بايد ريسكهايي را كه می يذيرند،
بشناسند. شركت ها به جاي آنكه خود را براساس حدس وگمان يا شايعه در
عدم اطمينان غوطه ور كنند، بايد قادر به انتخاب عقلايي ريسكها باشند.
امروزه، به ندرت سازمان يا شركتي ميتوان يافت كه اهميت مديريت
فعالانه ريسك را درك نكرده باشد.
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک
10
-2 ماهيت و تعريف ريسك
در جامعه امروز تقريباً تمام افراد به نحوي با اين مفهوم آشنايي دارند
و اذعان ميك‌نند كه زندگي با ريسك همراه است. ريسك در زبان عرف
عبارت است از خطري كه به علت عدم اطمينان در مورد وقوع حادثه اي در
آينده پيش مي آيد و هرچه ميزان اين عدم اطمينان بيشتر باشد، اصطلاحاً
گفته م يشود ريسك زيادتر است.
فرهنگ وبستر، ريسك را «در معرض خطر قرار گرفتن » تعريف كرده
است. فرهنگ لغات سرمايه گذاري نيز ريسك را زيان بالقوه سرمايه گذاري
كه قابل محاسبه است، مي داند.
ريسك :
علامت چپ به معني خطر و علامت راست به مفهوم فرصت است. به
عبارت ديگر، ريسك شرايطي مركب از خطر و فرصت است، شايد اين
تعريف را بتوان از جمله كام لترين تعاريف ريسك به حساب آورد. زيرا،
نه تنها دنياي سرمايه گذاري بلكه جهان طبيعت نيز تهديدات و فرصتها
را در كنار یكديگر قرار داده است و موجودات به مقتضاي سطح شعور و
آگاه يهاي خود از اين فرصتها در كنار شناخت تهديدات، استفاده مي كنند.
اصول و مفاهیم مدیریت ریسک

، ريسك را نوسانات در هرگونه عايدي ميداند. تعريف مذكور اين
مطلب را روشن ميكند كه تغييرات احتمالي آينده براي یك شاخص خاص،
چه مثبت و چه منفي ما را با ريسك مواجه ميسازد. بنابراين، امكان دارد
تغييرات موجب انتفاع يا زيان شود.
اولين بار بر اساس تعاريف كمّي ارائه شده، انحراف معيار
چند دوره اي را به عنوان شاخص عددي 3 براي ريسك معرفي كرد.
ديدگاه ديگري نيز در خصوص ريسك وجود دارد كه تنها به جنبه منفي
نوسانات توجه دارد.  ريسك را احتمال كاهش درآمد يا از دست دادن
سرمايه تعريف ميك‌ند. بنابراين، براي تعريف ريسك مي توان دو ديدگاه
را ارائه كرد:
- ديدگاه اول: ريسك به عنوان هرگونه نوسانات احتمالي در بازدهي
اقتصادي در آينده.
- ديدگاه دوم: ريسك به عنوان نوسانات احتمالي منفي در بازدهي
اقتصادي در آينده.
در رويكرد ERM ، ريسك با رويكرد اول مورد توجه قرار م يگيرد. به
عبارت ديگر، هم ريس كهاي نامطلوب 5 )تهديدات(و هم ريس كهاي
مطلوب 6 )فرصت ها( مد نظر هستند.

فتح 17=لذت بردن از سرمایه گذاری در بورس

 Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

سرمایه‌گذاری خود لذت ببرید

اینكه هدف فرد از سرمایه‌گذاری تنها به دست آوردن پول نباشد و اساسا علاقه‌ای بین او و مقوله سرمایه‌گذاری به وجود بیاید، از جمله عوامل مهم موفقیت ثروتمندان مشهور دنیا است.ثروتمندان موفقی بارها تاكید كرده‌اند كه به سرمایه‌گذاری در بازار سهام علاقه‌مند بوده‌اند تا جایی كه این سرمایه‌گذار مشهور در سال 2008 اظهار كرد: «تا زمانی كه زنده هستم، به سرمایه‌گذاری ادامه می‌دهم».
، پرسیده شد كه در صورت بازنشسته شدن، چه كاری انجام خواهد داد. او پاسخ داد: «فورا می‌میرم.»
ثروتمندان چرا هنوز كار می‌كنند؟
بعضی ها  به اندازه‌ای ثروتمند هستند كه در صورت تمایل می‌توانند حتی از تختخواب خود نیز بیرون نیایند. در حالی كه آنها احتمالا نمی‌توانند تمام دارایی خود را خرج كنند، پس چه عاملی باعث تحریك آنها در به دست آوردن پول بیشتر می‌شود؟ چه عاملی به آنها انگیزه فعالیت می‌دهد؟
پاسخ این است كه سرمایه‌گذار خبره همواره برای اشتیاق و كامیابی خود، سرمایه‌گذاری می‌كند و نه برای پول. سرمایه‌گذار بازنده به واسطه پول، انگیزه پیدا می‌كند و تصور می‌كند كه سرمایه‌گذاری راهی سریع برای دستیابی آسان به ثروت است.
اگر شما در میان جنگل در حال قدم زدن باشید و ناگهان با یك ببر مواجه شوید، آن گاه ‌ترس باعث می‌‌شود تا با سرعت هر چه بیشتر بدوید. اما هنگامی كه به مكانی امن می‌رسید دیگر دلیلی برای دویدن وجود ندارد. این نوع انگیزه، همچون یك باطری می‌ماند كه روی آن تاریخ مصرف چسبانده شده است. پس از آن تاریخ، كاربردی ندارد و نیروی خود را از دست می‌دهد. این نوع انگیزه، شما را به دنبال كردن هدف در یك بازه زمانی بلندمدت، همچون یك عمر، تحریك نخواهد كرد.
برای چنین كاری، نیازمند انگیزه‌ای هستید كه شما را به سوی هدفی سوق دهد و اگر این هدف، هدفی ثابت همچون میلیونر شدن یا دویدن یك مایل در چهار دقیقه باشد، آن گاه زمانی كه به هدف خود می‌رسید، این انگیزه قدرت تحریك كنندگی خود را از دست می‌دهد.
با سرمایه‌گذاری تفریح كنید
اگر كاری كه انجام می‌دهید در شما انگیزه ایجاد كند، در آن صورت هر میزان پولی كه در هنگام دنبال كردن اهدافتان به‌دست می‌آورید، تنها یك اثر جانبی خواهد بود. درك انگیزه  آسان است: او فقط به دنبال تفریح است. «هیچ شغلی در جهان لذت بخش‌تر از اداره بركشایر نیست و من خودم را خوش شانس می‌دانم كه در چنین جایگاهی هستم.» تفریح و لذت برای بافت این است كه هر روز در دفترش باشد، حجم زیادی از گزارش‌های سالانه را بخواند، با افراد پر شور و هیجان كار كند، و پول درآورد و شاهد رشد آن باشد.
 «اگر شما ورزشكاری را بیابید كه در رشته خود موفق است، اما چنین شخصی پس از آنكه ثروت كافی برای تامین زندگی خود كسب كند، دیگر به قصد كسب پول به فعالیت ادامه نمی‌دهد. حدس من این است كه اگر یك دونده بالاترین دستمزد را در رشته ورزشی خود بگیرد و بالاترین ركورد را كسب كند، غمگین خواهد بود. اما اگر كمترین دستمزد را بگیرد و ركورد خود را بشكند، بسیار شادمان خواهد بود. این احساسی است كه من در مورد شغل خود دارم. پول، پیامد جانبی كاری است كه علاقه‌مند هستم آن را به بهترین نحو انجام دهم.»
پول، فقط وسیله‌ای است كه به واسطه آن می‌تواند میزان كیفیت انجام كاری را كه عاشقانه دوست دارد، اندازه‌گیری كند. برای حفظ این شغل باید بهایش را بپردازیم». با توجه به اینكه دستمزد بافت فقط 100.000 دلار در سال می‌باشد، به معنای واقعی این بها را می‌پردازد. اگر بركشایر یك صندوق تعاونی معمولی بود كه دستمزدی معادل یك درصد به مدیریت خود می‌پرداخت، با توجه به دارایی 67میلیارد دلاری آن، بافت ٧٧۶ میلیون دلار در سال می‌گرفت. این كار ، صرفه جویی بزرگی است.
بورس بازبه پول علاقه‌مند است، «همان‌طور كه یك مجسمه‌ساز باید به خاك رس یا برنز علاقه‌مند باشد. پول، چیزی است كه با آن كار می‌كند.»  به مانند مجسمه ساز بر نتیجه كار متمركز می‌شود و نه بر مواد سازنده.
سرمایه‌گذاری موفق، خسته‌كننده است!
اما انگیزه اصلی برای سرمایه‌گذاری با انگیزه بافت بسیار متفاوت است. در مورد این كه سرمایه‌گذاری نوعی لذت است، با بافت هم عقیده نیست.  «اگر سرمایه‌گذاری برای شما سرگرم‌كننده است، پس شما احتمالا هیچ سودی از آن كسب نمی‌كنید. سرمایه‌گذاری خوب، فعالیتی خسته‌كننده است.»
سرمایه‌گذاری، انگیزه اصلی  نیست،  به مانند یك دانش آموز این تصور را در ذهن داشت كه به روشنفكری مشهور ، بدل شود. .
 كیمیا‌گری امور مالی در ده سال اول حرفه تجاری خود خرید و فروش اوراق بهادار نوعی بازی بود كه بدون هیچ‌گونه تلاش جدی به آن مشغول بودم. هنگامی كه مدیریت صندوق را بر عهده گرفتم، شرایط كاملا تغییر كرد. تمام سرمایه‌ام را در زمینه‌ای سرمایه‌گذاری كردم كه به آن اعتقاد داشتم و توانایی جدا شدن از تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را نداشتم. مجبور بودم تا از تمام منابع فكری خود استفاده كنم و در كمال تعجب و خشنودی، متوجه شدم كه نظریات من بسیار خوب كار می‌كنند. شاید اغراق باشد كه بگویم مبنای موفقیت من این نظریات بودند، اما هیچ ‌تردیدی وجود ندارد كه آنها شور و اشتیاق زیادی در من ایجاد كردند.البته برخی از نوشته‌ها تا حدی مبهم بود كه افراد بسیار كمی قادر به درك آنها هستند. از سوی دیگر بسیاری از افراد خبره در سرمایه‌گذاری نمی‌توانند درك كنند كه  برای رسیدن به چه چیزی تلاش می‌كند. هرچند كه نوشته‌های او كاملا واضح و درك روش سرمایه‌گذاری  بسیار آسان‌تر و فلسفه  الهام گرفته از مشهورترین چهره دانشگاهی در سرمایه‌گذاری .اگر بخواهیم انصاف را رعایت كرده باشیم، باید اضافه كنیم كه بر خلاف موفقیت‌های دانشگاهی فوق‌العاده ، امروزه نظریات در میان دانشگاهیان توجه چندان بیشتری را، نسبت به نظریات قبل به خود اختصاص نمی‌دهد. یك دلیل احتمالی آن این است كه  فلسفه سرمایه‌گذاری خود را از دنیای واقعی گرفته (و در دنیای واقعی آزمایش كرده است) و این كار را به صورت موفقیت‌آمیز انجام داده است. یكی از دلایل اصلی كه بعضی  پول بسیار زیادی جمع كرده‌اند، این است كه هدف اصلی آنها هرگز پول جمع كردن نبوده است. اگر عامل‌ترغیب‌كننده آنها پول بود، مدت‌ها پیش از آنكه میلیاردر شوند، متوقف می‌شدند. در واقع،در سال ١٩۵۶، یعنی پیش از آنكه حتی حرفه سرمایه‌گذاری  آغاز شود، به اندازه كافی پول داشته است كه بازنشسته شود.زمانی كه  در سال ١٩۸١ شخصی  ثروتی بالغ بر ٢۵ میلیون دلار داشت. با این حال، موفق به انجام كار مورد علاقه خود در زندگی نشده بود.  سرمایه‌گذار خبره،  به واسطه عشق به سرمایه‌گذاری به ادامه فعالیت خود ‌ترغیب شدند و این انگیزه همچنان آنها را كه در هفتمین دهه از زندگی خود هستند، ‌ترغیب می‌كند. آنها به عنوان یك پیامد جانبی، ثروت زیادی اندوخته‌اند اما برای آنها، پول در آوردن ابزاری برای رسیدن به هدف است و نه خود آن هدف.

فتح 16=روش پول دار شدن در معامله

 
Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунокImage result for ‫تصاویر پول دارشدن‬‎
Image result for ‫تصاویر پول دارشدن‬‎
 
Image result for ‫تصاویر پول دارشدن‬‎
 
(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))
 
بسم الله الرحمن الرحیم
نکته ای مهمی که باعث پول دار شدن بسیاری از بیزینس منها شده این هست که آنها به روش خود راه پول دار شدن را پیموده اند و به حکم تجربیات و شکستها و غریزه درونی خود از پل موفقیت عبود کرده اند و نه بنا بر تئوریهای داخل کتابها.... پس خودتان دست به کار شوید و استعدادهای درونی خود را بازیابی کنید و از درون خود الهام بگیرید

آیا تا به حال کمی مکث کرده اید و به این فکر کرده اید که ممکن است هر آنچه که تا به حال در مورد معامله گری یاد گرفته اید اشتباه باشد؟ بیشتر مردم از کسب دانش احساس خوبی دارند ولی اگر آن دانش غلط باشد و شما اصرار به ادامه آن داشته باشید چه؟
  یک تعریف زیبا از دیوانگی  که بسیار هم معروف است: دیوانگی انجام دوباره و دوباره کاری و انتظار نتایج متفاوت داشتن است. شما هم اگر تا به حال در بازارهای مالی موفق نبوده اید آیا وقت آن نرسیده که روش خود را تغییر دهید؟
شخم زدن ذهن!
برای اینکه راه درست انجام دادن کاری را به طور صحیح یادبگیریم و واقعا در آن کار استاد شویم باید آنچه را که قبلا در مورد آن فکر می کردیم را کنار بگذاریم. باید متدها و سیستم هایی را که قبلا امتحان کرده ایم که البته مفید هم نبوده را کنار بگذاریم.
این به این معنا است که باید به طور خود آگاهانه سعی کنید تا ایده ها و روشهایی تا به حال در مورد معامله گری یادگرفته اید را از ذهن خود پاک کنید. اگر این کار را نکنید ایده ها و روش های قبلی را با سیستم ها و روشهای مفیدی که جدیدا یاد می گیریم را مخلوط خواهید کرد و در نهایت یک متد دوگانه یا چندگانه در معامله گری خواهید داشت که به نظر من بسیار مخرب خواهد بود.
متدهای مختلف معامله گری را با هم ترکیب نکنید!
آیا روش معاملاتی شما به مانند دانشگاهی کامل از روشها و متدهای مختف به نظر میرسد؟ بگذارید شما را آسوده کنم، معامله گری ساده تر این حرف هاست شما باید بتوانید سیستم معاملاتی خود را برای یک کودک ده ساله توضیح دهید اگر او را کاملا گیج کنید بدانید که روش شما مناسب نیست. رویکرد شما برای ورود و خروج از بازار باید آنقدر ساده باشد که برای یک غیر تریدر هم قابل فهم باشد. اجداد ما بسیار راحت معامله می کردند و همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه یه عده ادم کت وشلوار اتوکشیده با کروات به نام تکنیکالیست وارد این داستان شدند و همه چیز را خراب کردند.
البته از یاد نبرید شما موقعی به این درک خواهید رسید که بازار ساده است که سالها معامله گری کرده باشید در غیر اینصورت رسیدن به این ذهنیت راحت نخواهد بود
یکی از دلایلی که درصد بالایی از معامله گران در دراز مدت شکست می خورند همین سخت و پیچیده کردن بیش از حد معامله گری است. خود شما حتما تا به حال ترکیب متدهای مختلف معامله گری را داشته اید و واقعا اعتقاد داشتید که هرچه استراتژی بیشتری یاد بگیرید موفق تر خواهید بود. اما حتما فهمیده اید که خلق یک روش چند گانه برای معامله گری شما را به جایی نخوهد رساند!
ایمان و امید خود را بالا ببرید.
وقتی شروع به یادگیری یک متد و سیستم معامله گری جدید می کنید باید ایمان و امید را برای یادگیری آن در خود افرایش دهید و به آن کاملا اعتماد کنید یا که اصلا آنرا یاد نگیرید. اگر متد برای شما جواب نداد ناامید نشوید و به دنبال متدهای جدید باشید و به خالق آن متد اهانت نکنید و تلاش او را نادیده نگیرید این نه برای شما نه برای او عادلانه نیست.
وقتی یک استراتژی را یاد می گیرید و در آن تجربه کسب می کنید سعی کنید به آن پایبند باشید و با چند سیگنال غلط آنرا با عصبانیت دور نیندازید چون سیستم ها برای هر شخصی نیاز به کمی بومی سازی دارند چون ممکن است با شخصیت معامله گری شما کمی متناقض باشند.
اما بعد از اینکه به این نتیجه رسیدید که این سیستم برای شما مناسب نیست آنرا با قاطعیت از ذهن خود پاک کنید و اصلا به وقت و انرژی ایی که برای یادگیری آن سپری کرده اید فکر نکنید چون این کاملا مخرب است هم از لحاظ مالی هم از لحاظ روحی.
روشن شدن چراغ خاموش!
البته اینجا باید یک نوید به شما بدهم شاید شما با چند سیستم معاملاتی به ظاهر ناموفق دست و پنجه نرم کرده اید و بعد به این نتیجه رسیده اید که برای شما مناسب نیستند ولی قطعا آنها در ذهن ناخودآگاه شما چند کلید جا گذاشته اند که ممکن است قفلهای زیادی را برای شما باز کنند، در اصل چراغی خاموش را در ذهن کنجکاور معامله گر روشن کرده اند و این شما را به سمت ساخت سیستم شخصی هدایت میکند سیستمی که خود خالق آن هستید.


 
 

هنگام سرمایه گذاری در بورس، توجه به برخی نکات ظاهرا ساده می تواند از یک شکست تلخ جلوگیری نموده و سرمایه گذار را در رسیدن به اهدافش یاری دهد. هدف از ارائه این نکات اینست که یک بینش کلی نسبت به معاملات بازار سرمایه در سهامدار ایجاد نموده و قبل از به دام افتادن، وی را از تجربیات گران قیمت دیگران آگاه سازد. تجاربی که گاها با پرداخت هزینه گزافی بدست آمده است. موارد زیر از جمله نکات مهمی هستند که برخی از آنها از اصول مهم و پایه ای سرمایه گذاری در بازار سرمایه محسوب می شوند:

۱- انتخاب صنعت برتر از میان صنایع:

در میان صنایع مختلف صنایعی هستند که میانگین بازده آنها از میانگین بازده بازار بیشتر است. پس چرا آنها را انتخاب نکنید؟!

۲- انتخاب شرکت برتر از یک صنعت:

 پس از گزینش صنعت برتر حالا به سراغ شرکتهایی بروید که بازده آنها از میانگین بازده صنعت بالاتر است . (منظور از بازده، کلیه سودهای منتفع از شرکت اعم از EPS، اختلاف قیمت، سهام جایزه و... در یک مدت معین می باشد.

۳- توجه به میزان نقد شوندگی سهام:

هیچگاه سهمی نخرید که در فروش آن دچار مشکل شوید. نقد شوندگی عامل بسیار مهمی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد. این فاکتور متاثر از پارامترهایی مثل حجم معاملات شرکت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خریدار و... می باشد. نقد شوندگی به صورت رتبه ای مطرح می شود و رتبه 1 به معنای بالاترین میزان نقد شوندگی است و رتبه های 2 و 3 و 4 و ..... به ترتیب نقد شوندگی کمتری دارند. برخی از افراد تا رتبه 100 را قابل قبول می دانند. بعضی ها بیشتر از 50 نمی روند و عده ای هم به بیشتر از 20 رضایت نمی دهند. به هرحال بسته به استراتژی و هدف سرمایه گذاری تان، ملاکی را برای خودتان قرار دهید. لازم به ذکر است که رتبه نقد شوندگی در یک محدوده زمانی قابل محاسبه است مثلا یکساله، شش ماهه، یکماهه و... اما در بیشتر موارد از نقد شوندگی 3 ماهه استفاده می شود.

۴- میزان سهام در دست سهامداران عمده :

 هر چه این میزان کمتر باشد و سهم یک شرکت بیشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا که در اینجا عرضه و تقاضای و اقعی است که میزان قیمت را تعیین می کند. در صورتیکه قسمت اعظمی از سهام یک شرکت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها می توانند کنترل بیشتری را بر آن سهم اعمال کنند. و در این بین سهامدار جز است که ضرر می کند.

۵-پیگیری اخبار اقتصادی-سیاسی :

 همواره به اخبار داخلی و خارجی توجه داشته باشید. فکر نمی کنم روزانه 15 دقیقه گوش دادن به اخبار یا مطالعه روزنامه ها وقت زیادی بگیرد اما کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا بتوانید در برخی موارد روند بازار را پیش بینی کنید و همینطور صنایع خاصی را مورد توجه قرار دهید .

۶- دقت در نسبت  P/Eشرکت:

این شاخص مطالب بسیار زیادی به ما می گوید. مثلا به ما می گوید که جو بازار از یک سهم بخصوص چه انتظاری دارد. میزان بالای این شاخص می تواند نشاندهنده این واقعیت باشد که سهامداران چشم امید به آن سهم بسته اند و باور دارند که پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت. میزان رشد P/E را نیز فراموش نکنید سالهای مختلف را باهم مقایسه کنید شرکتهای یک صنعت را نیز با یکدیگر مقایسه کنید.

۷- پیگیری اخبار مربوط به طرح ها و توسعه شرکت:

به دنبال اخبار و اطلاعات شرکت مورد نظرتان بر آیید. آیا شرکت طرح تو سعه، افزایش سرمایه، پروژه های آتی دارد یا خیر؟ مسلما انتخاب شرکتی که موارد مذکور را دارد به جای شرکتی که مدتها است افزایش سرمایه نداده، پروژه جدیدی اجرا نکرده و طرحی برای آینده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمایه گذاری که تصمیم به استمرار و ادامه سرمایه گذاری دارد حتما باید به این مطلب توجه کند.

۸- توجه به رشدEPS :

کدام شرکتها رشد EPS بیشتری داشته اند؟ کدام شرکتها معمولا در اول سال مالی EPS پایینتری اعلام کرده و در طول سال مرتبا آنرا تعدیل مثبت می کنند؟ آنها را از نظر دور ندارید.

۹- تشکیل سبد سهام:

 همیشه سبد سهام درست کنید. با این کار ریسکتان را پایین می آورید. به قول یک مثل قدیمی همه تخم مرغها را داخل یک سبد نگذارید. در تشکیل سبد، تعدد و تنوع شرکت و صنعت را فراموش نکنید.

۱۰- تعیین استراتژی:

همواره یک استراتژی داشته باشید. و خود را مقید به پیروی از آن بدانید. متاسفانه اکثر ما دنباله رو دیگران هستیم بدون اینکه خودمان برنامه مشخصی داشته باشیم و فقط با تقلید از دیگران پی آنها می رویم . البته تقصیر هم نداریم چون اطلاعات کافی وجود ندارد و بطور تخصصی به سهامداری که در خیلی از جاها یک شغل است و یک تخصص پیچیده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ایم. قبل از اینکه سرمایه و پول خود را به خطر بیاندازید، روی کاغذ (البته در دنیای تکنو لوژیکی امروز کامپیوتر ) روشها و استراتژیهای مختلف را در طول زمان امتحان کنید و آنها را با یکدیگر مقایسه کرده و معایبشان را رفع کنید و سیستم خاص خودتان را پرورش دهید. حتی اگر مدت زیادی روی این کار ( خرید و فروش فرضی ) وقت صرف کنید یقینا با دستی پر تر وارد بازار واقعی بورس می شوید. بهتر و مو فقتر ا ز کسی که سالیان سال در بازار بورس است و بدون هیچ استراتژیی چشم به دهان دیگران دوخته تا ببیند آنها چه می گویند و آن کاری را بکند که دیگران می کنند. خاطر نشان می کنم که هرگز از یک تکنیک به تنهایی استفاده نکنید چون بازار به آن اندازه ساده نیست که متاثر از یک یا چند عامل ساده باشد بلکه عوامل مختلف و متعدد و گاها پیچیده و غیر قابل پیش بینی و جود دارند که علاوه بر آن که خودشان به تنهایی یک فاکتور تاثیر گذارند، تعامل آنها با یکدیگر نیز نتایج متفاوتی را باعث می شود.

فتح15=چارت درسی رشته ریاضی مالی

 

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

(((((خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا.اِنَّ الله سَریعُ الحِساب.خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا)))))

بسم الله الرحمن الرحیم

چارت درسي رشته ریاضیات مالي مقطع کارشناسي ارشد ناپیوسته
ترم 1

1002101
نظریه اندازه و احتمال

1002102
ریاضیات مالي1
1002103
نظریه اقتصاد خرد
اختیاري

ترم 2

1002101
فرآیندهاي تصادفي
اصلي

1002101
ریاضیات مالي 2
اصلي
 

نظریه اقتصاد کلان
ترم 3

1002101
اقتصاد بازارهاي مالي

1002101
تئوري بازار سرمایه

1002100
سمینار

پایان نامه
تذکر :
- دانشجو در شروع ترم سوم باید استاد راهنما خود را تعیین و تا پایان ترم سوم باید طرح پایان نامه خود را تحویل کمیته تحصیلات
تکمیلي نماید.
توضیحات :
- در درس "ریاضیات مالي 1 و 2" مباحثي از ریاضیات بیمه عمر + سري هاي زماني مالي و اقتصادي ارائه خواهد شد.
- در درس "ریاضیات مالي 2" به منظور افزایش مهارت هاي دانشجویان برخي از مباحث روشهاي عددي در ریاضیات مالي نیز ارائه
خواهد شد.
- در درس "نظریه اقتصاد خرد و کلان" مباحثي از نظریه بازي ها در اقتصاد ارائه خواهد شد.
- در درس "اقتصاد بازارهاي مالي" مباحث ویژه مالي ارائه خواهد شد

فتح14=روش های حل مدل مالی

 

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунокImage result for ‫تصاویر حل معادلات مالی‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

روش هاي حل مدل هاي مالی

هدف تشریح مدل سازي مالی میباشد، قبل از شروع راه حل یادآور میشویم که مسائل مالی را باید با روشهاي عددي حل کرد زیرا
در اکثر موارد نیاز به جواب در فاصله زمانی کوتاه براي سهامهاي معین هستیم، علاوه برآن
فرض هاي زیادي بر کمیتهاي مالی اعمال میشود که بیشتر در فواصل زمانی کوتاه دقیق و به
واقعیت بازار نزدیک است.
در مدل اختیار  معمولا یک جمله جریمه به معادله اصلی اضافه میکنند و مسئله
مقدار مرزي با کران آزاد را به مسئله مقدار مرزي با کران ثابت تبدیل میکنند. این عمل سبب
میشود تا با یک معادله دیفرانسیل جزیی غیرخطی روبرو شویم. براي حل این مسئله میتوان
استفاده کرد، حال با ترکیب این روش و استفاده از روش تفاضلات متناهی به یک  از روش
دستگاه از معادلات غیر خطی میرسیم که میتوان روشهاي رونگه کوتاه را براي حل انتخاب
کرد. از جمله روشهاي مفید مورد استفاده در این زمینه میتوان به تبدیل سیستم غیرخطی با
به سیستم خطی و سپس حل آنها اشاره نمود.  روشهاي انتخاب
بدون پرداختن به جزئیات می توان روش هاي زیادي در حل مسائل مطرح شده . از جمله: روش تفاضلات متناهی، روش عناصر متناهی، روش کنترلبهطور کلی مالی بیان کرد. از جمله: روش تفاضلات متناهی، روش عناصر متناهی، روش کنترل
حجمی، روش توابع گرین، روش تبدیلات فوریه، و از آنجا که چنین مسائلی در کلاس مسائل
سهموي بوده می توان اکثر روش هاي عددي و تحلیلی حل مسائل سهموي را نیز براي مسائل
مالی مورد مطالعه قرار داد.
-

فتح13=یک مسئله کران آزاد در علوم مالی

 Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

Image result for ‫تصاویر برای ارزش اعداد در قران‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

یک مسئله ي کران آزاد در علوم مالی
می دانیم که بسیاري از پارامترها دستخوش حوادثی می شوند که به واسطه آن دینامیک دارایی
پایه (رفتارسري) به طور چشم گیري تغییر می کند. این مطلب در هر اقتصاد کلانی و در
سري هاي زمانی مالی براي دوره هاي به اندازه ي کافی طولانی دیده می شود. چنین تغییراتی در
فرایند سري زمانی می تواند در نتیجه ي رخدادهایی چون جنگ، بحران هاي مالی، تغییرات مهم
در سیاست هاي حکومتی و غیره پدید آید. مدلی که بتواند این تغییرات را تجزیه و تحلیل
نموده و اثر لبخند نوسان پذیري را توصیف کند، مدل رژیم سوئچینگ می باشد . این مدل
قابلیت آن را دارد که تغییرات متناوب و تکراري رژیم هاي اقتصادي را به صورت درون زا در نظر
بگیرد. حال با مثالی ساده به اختصار مدل را شرح می دهیم.
  شرکت ایران خودرو تدبیري اندیشید که میل افراد به خرید
محصولاتشان افزایش یابد. این تدبیر سبب شکست چشم گیري در دینامیک سهام این شرکت
شده است.

1 سهام شرکت ایران خودرو طی سال هاي 1381
حال فرض کنید که رفتار قیمت این سهم را با فرایند براونی هندسی زیر توصیف کن
فرایند براونی هندسی W نوسان پذیري دارایی پایه (ثابت) و  نرخ بهره و r که در آن
می باشد. سوالی که به ذهن می رسد آن است که چگونه باید شکست موجود در نمودار  را در
مدل سازي لحاظ کرد؟ یک ایده ساده آن است که بگوییم که طی این حادثه مولفه ها تغییر
کرده اند،

لذا، دینامیک هاي فوق توصیف خوبی براي نمودار می باشند، اما نحوه ي پیش بینی در این
مدل ها معلوم نیست. اگر یک فرایند در گذشته تغییر کرده، واضح است که در آینده نیز
می تواند تغییر کند و این باید در پیش بینی در نظر گرفته شود. به هر حال، تغییر در رژیم یقیناً
نباید به عنوان برآمدي از یک رخ داد تعیینی، قابل پیش بینی انتظار رود. بلکه، تغییر در رژیم
خود یک متغیر تصادفی است. بنابراین یک مدل کامل باید شامل توصیفی از احتمال قوانین
حکومتی و سازمانی در تغییر متغیرها باشد.
مشاهدات پیشنهاد می کنند که فرض کنیم فرایند تحت تاثیر متغیر تصادفی غیرقابل مشاهدي
t یعنی فرایند در ، X t  قرار گرفته است، که رژیم یا حالت نامیده می شود. در اینصورت 1 X

بدین معناست که فرایند در رژیم دوم قرار دارد. با این توضیحات، X t  رژیم اول می باشد و 2


بدین ترتیب دینامیک دارایی پایه را براي دو رژیم به صورت بالا طراحی کردیم. پس می توان
مدل پیشنهادي براي دارایی پایه را براي هر تعداد متناهی رژیم به صورت زیر در نظر گرفت:
t X t t σX t t t, d S  r S d t  S dW (3)
نوسانپذیري دارایی پایه وابسته به زنجیر مارکوف هستند که σX t نرخ بهره و rX t که در آن
فرایند براونی استاندارد Wt در هر رژیم مقادیر مختلفی را می توانند اختیار کنند، همچنین
X t مستقل از زنجیر مارکوف ، ( Ω,,Q) تعریف شده روي فضاي احتمال ریسک خنثی
است.
حال براي بدست آوردن یک مدل براي قیمت اختیارات، بازار مالی شامل دو دارایی، یکی دارایی
بهصورت زیر را در نظر می گیریم: lt و دیگري دارایی غیر ریسکی St
که در آن ها، وضعیت هاي اقتصادي با زنجیر مارکوف زمان پیوسته- متناهی مقدار
 ,  t معین می گردد. بدون آنکه از کلیت مسئله کاسته شود،
می باشد). X t می باشد (عبارت فوق نمایش نیم-مارتینگل زمان پیوسته براي
از اقتصاد بستگی دارد که X t, t   همچنین، در رابطه ي ( 3)، نرخ بهره و نوسان پذیري به
بهصورت زیر نمایش داده می شوند( . نماد ضرب داخلی است).


فتح12=مسئله مستقیم مالی

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

 مسئله ي مستقیم مالی
قیمت دارایی پایه(سهام)، با مدل پرش- انتشار معرفی شده در فوق بوده و S فرض کنید
باشد. همچنین فرض S قیمت اختیار فروش  روي دارایی پایهي V V ( S ,t )
زمان سررسید و T ، زمان t ، تغییر پذیري  میزان جابجایی و  ، ریسک خنثی r کنید
قیمت توافقی باشند. از آنجا که اختیارات  این خاصیت مهم را دارند که در هر K
مرز ) زمان قبل از تاریخ سررسید قابل اجرا گذاشتن میباشند، پس فرض میکنیم
اجراي این اختیار است، در اینصورت قیمت این برگه براي فرصت
صدق کند:

مسئله ي فوق یک مسئله ي مقدار اولیه و مرزي با کران آزاد است. اگر در این مسئله تمام توابع
مجهول باشد، آنگاه مسئله را مسئلهي V V ( S ,t ) و پارامتر ها معلوم بوده و فقط تابع
مستقیم مالی مینامیم

فتح11=مسئله معکوس در علوم مالی

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر برای ارزش اعداد در قران‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

 مسئله ي معکوس در علوم مالی
در این بخش مدل قیمت اختیاري را به دست آوریم که دارایی پایه ي آن از دو
بخش انتشار و پرش تشکیل شده است. نظر به اینکه در حالت کلی فرایند تغییر قیمت سهام
فقط انتشاري نبوده و در بعضی حالات داراي جهشهاي بزرگ میباشد، همچنین در اکثر مواقع
لگاریتم بازدهي سهام بهصورت نرمال نیست، لذا مدل حرکت براونی هندسی نمیتواند تصویر
واقعی از مدل دارایی پایه داشته باشد، بدین ترتیب از مدل جایگزین براي دارایی پایه استفاده
 میزان جابجایی و،( قیمت دارایی پایه(سهام S میکنیم. براي این منظور فرض کنید

تغییرپذیري باشد، پس میتوان مدل پیشنهادي  را که ترکیبی از انتشار و پرش است، براي
دارایی پایهي قیمت اختیار  در نظر گرفت:
 
حرکت براونی ، طول پرش
بوده و داریم: فرایند پواسون با چگالی d p جملهي پرش و

با احتمال
داراي تابع چگالی J جملهي پرش بوده  علاوه براین عبارت


لازم به یادآوري است که محققین زیادي در مورد ساختن و کاربرد جملهي پرش در قیمت-
گذاري تحقیق کرده اند،
اکنون براي رسیدن به مدل مورد نظر، پرتفویی(سبدمالی) را در نظر بگیرید که متشکل از یک
دارایی پایه که قیمت آن از مدل فوق تبعیت میباشد  برگه ي اختیار به قیمت
کند، باشد. ارزش این پرتفوي به صورت زیر است
و تغییرات ارزش این پرتفوي برابر است
تغییرات ارزش پرتفوي به ازاي داراي پایه با مدل حرکت براونی هندسی
بلک و شولز نشان دادند براي حذف جمله ي تصادف در مدل پرتفوي مورد نظر، میتوان شرط
را فرض کرد که چنین فرضی در بازارهاي کاملامکان پذیر است
اکنون فرض کنید که پرش ناهمبسته و ریسک بسیار کوچک باشد، یعنی واریانس کم باشد
 یک معادله دیفرانسیل جزیی انتگرالی است و براي حل آن نیاز به شرایط اولیه و
مرزي میباشد، لذا با معلوم شدن این شرایط مشخص میشود که این معادله مربوط به کدام
برگهي اختیار میباشد.

فتح10=تجزیه وتحلیل اوراق بهادار

 
Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок
 
Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

 

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

براي پژوهشگران و تحلیلگران مالی، اقتصادي، حسابرسان و مدیران ریسک در سازمانهاي
پولی و مالی، تجزیه و تحلیل اوراق بهادار از اهمیت بالایی برخوردار است. معمولاً در تجزیه و
تحلیل اوراق بهادار از جمله اوراق قرضه، سهام و اوراق مشتقه بدون داشتن یک مدل ریاضی،
اشتباهات ظریف، خطاهاي غیر قابل تشخیص و سوء تفاهمهایی پیش خواهد آمد که هیچکدام
از گروههاي تحلیلگر مالی و اقتصاددانان نمیتوانند و نباید از آن چشمپوشی کنند. خوشبختانه
اخیراً پژوهشگران و تحلیلگران مالی و ریسک با استفاده از روشهاي پیشرفتهي ریاضی و
کمک ریاضیدانان و اقتصاددانان توانستهاند مدلهاي نوینی طراحی کنند که در مقابل تغییرات
بازار از خود واکنش نشان داده و برخی از مشکلات بازار را حل کنند.
مدل سازي چنین مسائلی سبب می شود تا علاوه بر تولید علم در این زمینه رابطه ي بسیار
مفیدي بین محققان ریاضیات کاربردي و علوم مالی ایجاد شود تا با تشکیل تیم هاي تحقیقاتی
بهتوان مدل هاي بازارهاي مالی کشور را تعمیم داد. خوشبختانه، در سال هاي اخیر اهمیت این
موضوع براي محققان ایرانی به گونه اي مشخص شده است که طیف عظیمی از محققان در این
زمینه تحقیقات مفیدي انجام داده اند.  نتیجه ي تحقیقات چند ساله بر روي مدل هاي
مالی ارائه شده در مقالات معتبر دنیا این بوده است که یکی از اهداف آن بومی سازي آن مدل ها به
مدل هاي قابل قبول و نزدیک به اقتصاد ایران میباشد.
از آن جا که قیمت گذاري برخی از کمیت هاي مالی متأثر از بازارهاي جهانی است، لذا براي
کشور بسیار مفید بوده که ما نحوه ي مدلسازي این کمیتها را بیان و روند بومی سازي را
تشریح کنیم. براي این منظور سه مسئله ي بسیار مهم در بازارهاي سهام و مشتقات مالی را بیان
می کنیم.
یکی از مشهورترین مدلها در بازارهاي مالی مدل بلک – شولز است. در حوزهي مدلسازيهاي
مالی، مدل بلک - شولز نقش مهمی در تعیین قیمت داراییهاي پرمخاطره (داراي ریسک بالا)
بازي می کند و شالوده اي براي بسیاري از چارچوبهاي مدلسازي قیمت اختیارات بهشمار
می رود [ 1 و 2]. مفید بودن این مدل مشهور در مقام یک پایهي نظري در بازارهاي مالی ثابت
شده است. اما به هرحال نشان داده شده است که این مدل در پیش بینی خصوصیات مهم
مشاهده شده در درآمدهاي داراییها و نوسانات ضمنی بازار ناتوان است. به همین دلیل
استدلالهاي زیادي به توسعه ي مدلهاي جانشین معطوف و فعالیتهایی در این زمینه انجام
شده است.
در مدل بلک – شولز قیمت دارایی پایه از فرایند حرکت براونی هندسی تبعیت میکند که در
آن نوسانات و جابجایی قیمت دارایی ثابت فرض شده است، لذا به همین دلیل نمی تواند رفتار
دینامیک یا تصادفی در تغییرات قیمت را پیش بینی یا توضیح دهد. براي رفع این مشکل در این
مقاله سه مدل براي دارایی پایه پیشنهاد میشود، از آنجا که یک برگهي مشتقه برروي یک
دارایی پایه تعریف میشود، لذا سه مدل در بازار مشتقات حاصل میشود.
در مدل اول نوسانات مجهول و مدل دارایی پایه را به صورت مجموع دو بخش انتشار و پرش در
نظر گرفته سپس مدل قیمت اختیارات  را تحت این مدل دارایی پایه به دست می-
آوریم، مدلسازي چنین مسئلهاي به مسئلهي معکوس با کران آزاد تبدیل میشود که در آن
79 سه مدل اساسی در ریاضیات مالی
معادله دیفرانسیل جزیی شامل جمله ي انتگرالی میباشد. کاربرد این مدل در بازارهاي مالی به
اینصورت است که علاوه بر تخمین نوسانات بازار، پرشهاي بزرگ نیز اندازه گیري میشود.
محققین ریاضیات کاربردي میتوانند روشهاي پیشرفته ي ریاضی براي حل این مدل ارایه
دهند تا برخی از ناکامیهاي روشهاي پیشین از جمله دقت همگرایی، بدخیمی و غیره رفع
شوند.
در مدل دوم ابتدا با اعمال رژیمهاي اقتصادي، مدل نوینی حاصل می شود که در آن پارامترهاي
مدل، توابع تکه اي ثابت در فضاي مارکوف در نظر گرفته می شوند، سپس با تعریف یک اختیار
 روي دارایی پایه مذکور، یک مدل براي قیمت اختیارات  در بازار مشتقات به
دست می آوریم، بر این اساس با یک مسئله ي کران آزاد در معادلات دیفرانسیل جزیی سهموي
روبرو هستیم. به علاوه این مدل قابلیت آن را دارد که تغییرات متناوب و تکراري رژیم هاي
اقتصادي را به صورت درون زا در نظر بگیرد، همچنین اثر لبخند نوسانات بازار را به خوبی توصیف
کند و از آن جا که این مدل به واقعیت اقتصاد کشورمان بسیار نزدیک است، لذا با ارایه ي
روش هاي پیشرفته عددي و داشتن برخی دادههاي مفید از بازارهاي مالی میتواند از پروژههاي
مفید در بازارهاي مالی کشور باشد. اما از آنجا که نوسانپذیري در دوره هاي زمانی طولانی
نمیتواند ثابت فرض شود، در مدل سوم با تصادفی در نظر گرفتن این کمیت مهم مالی در صدد
تعمیم یکی دیگر از محدودیت هاي مدلهاي بازارهاي مالی بر میآییم.
با این توضیحات ساختار مقاله را میتوان به صورت زیر در نظر گرفت. در بخش دوم به تشریح
مسئله ي معکوس و کاربردهاي آن در علوم مالی میپردازیم. در بخش سوم، مدل اختیارات با
رژیم سوئچینگ جهت استفاده در بازارهاي ایران طراحی می شود. در بخش چهارم، اختیارات
 را تحت دینامیک نوسان پذیري تصادفی مدل سازي می کنیم. در بخش پنجم، به ارایه-
ي روشهاي حل و در بخش ششم به پیشنهاد براي کارهاي آتی میپردازیم.

فتح9= مدل سازی بازار

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎

 

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

می توانیم بازارهاي مهم مالی را با استفاده از روش هاي پیشرفته ي ریاضی
مدلسازي کنیم. از آن جا که وابستگی تنگاتنگی بین بازار سهام و بازار مشتقات وجود دارد، مدل هایی را
معرفی می کنیم که ضمن مدل سازي این دو بازار، رابطه ي بین محققان ریاضی، آمار، کامپیوتر و علوم
مالی را مشخص کنند. علاوه بر این بازارها را طوري مدل سازي می کنیم که در آن، مدل هاي حاصل
نقص مدل هاي پیشین را جبران کرده تا بدینصورت مدل هاي نوینی جهت تولید علم در بخش ریاضی و
مالی حاصل شوند. سه مسئله ي مهم در ابزارهاي مالی قابل  مدلسازي است که
مدلهاي حاصل به معادلات دیفرانسیل جزیی شامل جمله ي انتگرالی(معادلات انتگرالی-دیفرانسیلی
جزیی) تبدیل میگردند، همچنین بستگی به نوع بازار کاربرد مسائل معکوس و مسایل مقدار اولیه و
مرزي با کران آزاددر علوم مالی نیز تشریح میگردد.

فتح8= مقایسه ریاضیات  مالی بامهندسی مالی

Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

    

مقایسه‌ی ریاضیات مالی و مهندسی مالی

 

ریاضیات مالی شاخه‌ای از ریاضیات کاربردی است که به بازارهای مالی می‌پردازد. شروع این شاخه را پایان‌نامه‌ی دکتری در ۱۹۰۰ می‌دانند.  «تنها قانون حاکم بر بازار بورس، قانون احتمال است». تخصص اصلی  حرکت براونی و فرایندهای مشتق از آن تحت عنوان فرایندهای پخش بود. حرکت براونی یک نوع حرکت تصادفی است که  برای مدل‌سازی تغییر قیمت سهام در زمان استفاده کرد. به عبارت دقیق‌تر او فرض کرد که قیمت سهام به شکل غیر قابل پیشبینی تصادفی است. سپس قراردادهای اختیار خرید و فروش را با استفاده از آن قیمت‌گذاری کرد.  علم احتمال شکل دقیقی نداشت و شکاف‌های زیادی در آن وجود داشت.  یک قدم بزرگ در پرکردن این شکاف‌ها برداشتهشده . نشانه‌هایی وجود دارد  که اساسی‌ترین شکاف؛ یعنی مبانی علم احتمال؛ را به همراه بسیاری از شکاف‌های دیگر آن، پرکرده است، علاوه بر پایه‌گذاری  مبانی علم احتمال، کارهای اساسی فراوانی در این علم انجام شده است. می‌توان به جرات گفت که کارهایی از تمام آن چه تا آن موقع در احتمال ایجاد شده بود، ارزش‌مندتر است. این نکته را می‌توان این طور تعبیر کرد که مدل‌سازی بازارهای مالی در پیشرفت علم احتمال نقش داشته است. ذکر این نکته ضروری است که منظورمان از علم احتمال در این متن، آنالیز تصادفی است که به بررسی فرایندهای تصادفی مارکف زمان-حالت پیوسته؛ فرایندهای پخش؛ و نیم-مارتینگل‌ها می‌پردازد؛ 
این مقدمه‌ی کوتاه بالا آن جهت است که بدانیم احتمال تا چه‌ حد با ریاضیات مالی گره‌ خوده است. ریاضیات مالی عبارتی است که البته  وجود نداشته است. این عبارت مربوط به حدود سال‌های ۱۹۷۰ برمی‌گردد که  ارزیابی یک اختیار در این مدل چه میراث غنی پشت خود دارد. از آن زمان تا به حال، تلاش ریاضی‌دانان برای درک بیشتر‌ ِ آن‌چه در مدل‌ بلک-شولز، و مدل‌های بعدی ِالهام گرفته شده از آن، ادامه داشته است. بنابراین، بخش زیادی از ریاضیات مالی به قیمت‌گذاری ابزار مشتقه‌ی مالی اختصاص دارد. در این بخش سعی می‌کنند با درک رفتار قیمت در بازار، مدل‌های مفیدتری ارائه دهند. «هیچ مدلی درست نیست، اما برخی از آن‌ها مفید هستند.» بنابراین سعی نکنید که بگویید فلان مدل غلط است. غلط بودن آن مفید بودن آن را منتفی نمی‌کند.) سپس، با استفاده از تکنیک‌های نسبتا پیشرفته ریاضی، گزاره‌ای کمی یا کیفی در مورد قیمت ابزار مشتقه‌ی مالی ارائه می‌دهند. از آن‌جا که بازارهای مالی خیلی پیچیده‌اند، تحقیقات مفصلی در این رشته در جریان است.  «برای توجیه ۹۹٪ یافته‌ها در فیزیک سه قانون کافی است. اما در فایننس، برای توصیف ۳٪ داده‌ها  به بیش از ۹۹ قانون نیازداریم.»
می‌توان تحقیقات ریاضی مالی را به دودسته‌ی مجرد و کاربردی تقسیم کرد. سودمندی مستقیم آن بخش از این تحقیقات که بسیار مجرد است، در بازارهای مالی همیشه مبنای مجادله بوده است. اما بجز چند فرد رادیکال؛ اینجا و اینجا؛ کمتر جامعه‌ی علمی به تعطیل شدن تحقیقات مجرد اعتقاد دارد. چرا که بسیاری از افراد فعال در بازار، از برنامه‌های ریاضی مالی دانشگاه‌هایی بیرون می‌آیند که توسط همین افراد گردانده می‌شود. پس منطقی نیست که این بخش را از کار بیندازیم. استدلال دیگر هم این است که نتایج تحقیقات مجرد علمی به شناخت کیفی از پدیده‌ها منجر می‌شود. (استدلال دوم از نظر من بسیار مهم‌تر از استدلال اول است.) تمام این افراد یا احتمال‌دان و تصادفی‌کار حرفه‌ای هستند یا حداقل با احتمال آشنایی فراوانی دارند.
در دسته‌ی دوم، تحقیقات عمدتا با داده‌های واقعی سروکار دارند یا از آن‌ها الهام گرفته می‌شوند. در این بخش، محققانی کار می‌کنند که بیشتر با اتفاقات روزمره‌ی بازار سروکار دارند و بخشی بزرگی از آن‌ها تحت عنوان کوانت برای موسسات مالی کار می‌کنند. کارهایی که آن‌ها انجام می‌دهند، بسیار متنوع است؛ از کار در واحد تحلیل مقداری (Quantitative analysis) گرفته تا کار در موسسات تحقیقاتی وابسته به بانک‌ها. عمدتا کار این عده نوشتن نرم‌افزار است یا ایجاد روش‌هایی که منجر به یک نرم‌افزار کاربردی می‌شود و بر خلاف دسته‌ی اول، نتایج کارشان بسیار ملموس‌تراست. کارهایی که این دسته انجام داده‌اند در بسیاری از موارد الهام بخش دسته‌ی اول برای ساختن مدل‌های بهتر و بررسی خواص کیفی آن مدل‌ها بوده است. در جهت معکوس، کارهای دسته‌ی اول هم راهگشای دسته‌ی دوم برای درک بهتر پدیده‌های مالی بوده‌ است. در بسیاری از موارد هم ابداعات آن‌ها منجر به روش‌هایی شده است که در بازارهای مالی به خوبی جا افتاده‌اند؛ البته شاید نه به اندازه‌ی مدل بلک-شولز. افرادی فراوان  در این دسته قرار می‌گیرند. همان طور که مشاهده می‌کنید، تحصیلات دانشگاهی برخی از این افراد در حوزه‌ی ریاضی و احتمال نبوده است اما آثارشان نشان می‌دهد که تسلط قابل توجهی به علم احتمال مدرن و آنالیز تصادفی دارند.
مجموع آنچه در چند پاراگراف بالا گفته شد، تصویری از رشته‌ی ریاضی مالی ایجاد می‌کند. اما سوال این است که مهندسی مالی چیست و چه رابطه‌ای با ریاضیات مالی دارد. همان‌طور که در بالا اشاره شد، بسیاری از ریاضی‌‌دانان مالی، برنامه‌های کارشناسی ارشدی را مدیریت می‌کنند که هدف آن تربیت افرادی است که بتوانند این روش‌ها را درک کرده و آن‌ها را در موسسات مالی به کار گیرند. موسسات مالی بسیاری در سراسر دنیا از وجود این افراد استفاده می‌کنند. هدف این دوره‌ها، تربیت افراد محقق برای ادامه‌ی تحصیل در دوره‌ی دکتری نیست. چرا که برای این منظور باید احتمال‌دان تربیت کرد. در عوض این دوره‌ها که اغلب مهندسی مالی و گاهی ریاضیات مالی نامیده می‌شوند، احتمال را نسبتا سطحی تدریس می‌کنند و در عوض با ارائه‌ی دروس دیگری نظیر آمار، برنامه‌نویسی، بهینه‌سازی و برخی دروس اقتصاد و فایننس، فارغ‌التحصیلان را برای بازار کار آماده می‌کنند. برخی از معروف‌ترین این دروه‌ها عبارت‌اند از دوره‌‌ی مهندسی مالی دانشکده‌ی تحقیق در عملیات دانشگاه کلمبیا، دوره‌‌ی ریاضی مالی دانشکده‌ی تحقیق در عملیات دانشگاه پرینستون،  دوره‌‌ی ریاضی مالی دانشکده‌ی ریاضی دانشگاه کارنگی ملون. هسته‌ی اصلی و اجزاء جداناپذیر این دوره‌ها درس‌های احتمال و آنالیز تصادفی، قیمت‌گذاری اوراق مشتقهَ، آمار، بهینه‌سازی و برنامه‌نویسی هستند. بنابه فراخور حال دانشگاه و بسته به این که کدام یک از دیگر دانشکده‌ها در برگزاری این دوره مشارک می‌کنند، درس‌هایی از اقتصاد و فایننس هم به این دروس اضافه می‌شود، که البته می‌تواند در هر دانشگاه متفاوت باشد. در بسیاری از این دوره‌ها درس‌های اختیاری زیادی وجود دارد تا حدی که می‌توان بدون اخذ دروس اقتصاد یا فایننس و در عوض گرفتن دروس ریاضی  مربوط به فایننس مثل فرایند‌های تصادفی و معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی هم فارغ‌التحصیل شد. گاهی هم این دوره را با دوره‌های دیگری مثل آمار بیمه مخلوط می‌کنند. مثلا دانشگاه ما دوره‌ی کارشناسی ریاضیات بیمه و آمار ارائه می‌دهد.
در مجموع، می‌توان نتیجه گرفت که مهندسی مالی همان ریاضیات مالی است که از عمق ریاضی آن کاسته‌ایم تا در عوض نتایج آن را در عمل به کار بگیریم.

فتح7= فرصت شغلی

 Image result for ‫تصاویر کوچک اسماء الحسنی‬‎

Image result for ‫تصاویر آماری از روند سرمایه گذاری‬‎Школа и учеба картинка смайлик фото gif анимация аватар рисунок

### خَلقَ کُل شَِی فَقَدرُه تقدیرا###اِنَّ الله سَریعُ الحِساب###خَلقَ الله سَبعَ سَماوات طِباقا##

بسم الله الرحمن الرحیم

فرصتهای شغلی و بازارکار ریاضی مالی

مشاغل زیر به طور مستقیم به این رشته تحصیلی ارتباط دارد و دانش آموختگان در صورت فعالیت در این شغل بیشترین ارتباط را بین رشته تحصیلی و شغل خود برقرار خواهند کرد :

معلم استاد دانشگاه   پـژوهـــشــگـر


همچنین برخی از مشاغل، ظرفیت جذب افراد مختلف از تخصص های گوناگون را دارا می باشند. در این مشاغل، هر فرد علاوه بر تسلط بر مهارت های مربوط به آن شغل،لازم است به فراخور صنعت و نوع کسب و کاری که در آن مشغول به کار است، دارای دانش تخصصی مربوطه نیز باشد: 
 

کارمند بانک   رئیس بانک   کارشناس گمرک   کارشناس امور مالیاتی   تحلیل گر مالی   مدیر مالی
 
حسابدار   حسابرس کارشناس / مدیر آموزش مدیر خرید و تدارکات کارگزار بیمه